جنگ احد

اثر شایعه‌سازی در جنگ و بررسی استفادۀ مسلمانان از شایعه علیه دشمن
در اسلام، فریبِ دشمن در چارچوب جنگ مجاز است، اما شایعه‌سازیِ ظالمانه و آسیب‌زننده به حقیقت و بی‌گناهان جایز نیست.

پرسش:

 از آغاز جنگ دائماً از ترامپ دروغ و شایعه‌سازی می‌شنویم؛ اثر شایعه‌سازی در جنگ چیست و آیا نیروهای اسلام نیز از شایعه علیه دشمن استفاده می‌کنند یا این کار مجاز نیست؟

پاسخ:

امروزه جنگ‌ها بسیار پیچیده و ترکیبی شده‌اند؛ ازاین‌رو درگیری تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهد، بلکه عرصۀ ذهن‌ها، اراده‌ها و افکار عمومی نیز به میدان تقابل تبدیل می‌شود. جنگ روانی به‌مثابۀ ابزاری کارآمد و کم‌هزینه، دارای ابزارهای متعددی است. شایعه‌سازی همچون سلاح سرد جنگ‌های رسانه‌ای، ابزاری است که می‌تواند روحیه یک ملت یا ارتش را تضعیف یا تقویت کند و شکست را تبدیل به پیروزی یا پیروزی را به شکست بدل نماید. گسترش اخبار نادرست گاهی بیش از یک حمله نظامی در ایجاد ترس، سردرگمی، بی‌اعتمادی و شکست اثرگذار است. این شیوه در جنگ احد به کار گرفته شد و موجب فروپاشی انسجام ارتش اسلام گردید؛ به گونه‌ای که رزمندگان اسلام فرار کردند و پیامبر را با شماری چند چون امیرمؤمنان علیه السلام تنها گذاشتند.

پرسشی که امروزه پیش می‌آید این است که از آغاز جنگ رمضان همواره از ترامپ، دروغ و شایعه‌سازی می‌شنویم؛ اثر شایعه‌سازی در جنگ چیست؟ و آیا نیروهای اسلام نیز از شایعه علیه دشمن استفاده می‌کنند یا این کار مجاز نیست؟

1. مفهوم‌شناسی شایعه

شایعه به معنای اطلاعاتی مبالغه‌آمیز و نادرست است که سلسله‌وار بین افراد جامعه هدف پخش می‌شود. شایعه کهن‌ترین رسانۀ جهان نامیده می‌شود. شایعه زمانی رخ می‌دهد که امری برای مخاطب، اهمیت داشته باشد و موقعیت‌های ناآشنا و نامتعارف رخ دهد و وضعیت بلاتکلیفی ایجاد شود. بنابراین فرمول شایعه از چهار عنصر بلاتکلیفی و ابهام، اهمیت مسئله، اضطراب و زودباوری تشکیل می‌شود (1).

2. کارکردهای شایعه‌سازی در جنگ (2)

شایعه و دروغ‌افکنی کارکردهای متعددی در جامعه دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

الف) اختلال ذهنیت اجتماعی و کاهش تاب‌آوری

نخستین هدف در جنگ روانی و شایعه‌سازی، مختل‌کردن ذهنیت و اراده جامعه است. شایعه در جامعه آثار متعددی دارد: اول: سبب بدبینی، تضعیف روحیه و انفعال افکار عمومی می‌شود و جامعه را از همراهی با نظام سیاسی ناامید می‌کند. دوم: موجب تفرقه و چنددستگی جامعه می‌شود و زمینه اختلاف درونی را فراهم می‌آورد. سوم: سطح هیجان اجتماعی را بالا می‌برد و موجب هرج‌و‌مرج و تصمیم‌های عجولانه و سریع می‌شود و زمینۀ فروپاشی نظم اجتماعی را فراهم می‌آورد؛ درنتیجه آسیب‌پذیری جامعه بالا می‌رود.

امروزه با گسترش رسانه‌های جمعی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، زمینۀ انتشار شایعه بسیار بالاست و ممکن است در چند ساعت، یک شایعه در تمام جغرافیای یک کشور یا حتی در بخشی از جغرافیای جهان منتشر شود.

ب) اختلال ذهنیت سیاسی و انفعال در تصمیم‌سازی

در شرایط جنگ، انسجام نهادی و تصمیم‌گیری و همچنین سرعت عمل بسیار مهم است. در واقع در جنگ گاه وقایع پیچیده و غیرمنتظره‌ای به وجود می‌آید که تصمیم‌گیران و مسئولان باید بتوانند در کمترین زمان لازم، بهترین تصمیم را اتخاذ کنند و به خنثی‌کردن نقشۀ دشمن بپردازند. اگر درون دستگاه ادارۀ کشور، اختلاف و تردید زیاد شود، نمی‌توانند به‌درستی و در زمان لازم تصمیم بگیرند؛ به همین دلیل دشمن از شایعه به‌مثابۀ یکی از مهم‌ترین ابزارهای تردیدافکنی و انفعال در بین مسئولان به کار می‌گیرد تا بتواند اداره کشور هدف را قفل کند و به‌راحتی بر آنها مسلط شود.

ج) سنجش افکار عمومی و بررسی ذائقۀ جامعه

یکی از کارکردهای شایعه، سنجش افکار عمومی و تست ذائقه جامعه و روحیه یک ملت و همچنین تست دستگاه تصمیم‌ساز است (3). دشمن برای اینکه اقداماتی انجام دهد، باید واکنش ها و بازخوردها را پیش‌بینی کند و بر اساس فرمول فایده و هزینه، اقدام را انجام دهد؛ برای مثال یکی از تاکتیک‌ها در جنگ، استفاده از ترور است. برای پایین‌آوردن هزینه ترور، باید ابتدا ترور شخصیت انجام شود و از هدف ترور، حساسیت‌زدایی انجام گیرد تا هزینه آن به حداقل برسد. یکی از کارهایی که دشمن آمریکایی در جنگ رمضان علیه ایران به کار گرفت، همین بود که بعد از اغتشاشات دی‌ماه 1404، موج سنگینی از تخریب علیه رهبر ایران راه انداخت و بعد برای تست ذائقه جامعه و مسئولان، گزاره‌های ترور را مطرح کرد. در‌نتیجه به این جمع‌بندی رسید که فایدۀ این کار از هزینه‌اش بیشتر است و اقدام به شهادت رهبری کرد.

3. حکم شایعه‌سازی در اسلام

شایعه نوعی خدعه است. در اسلام به‌کار‌گیری خدعه و فریب جایز نیست و تنها در جنگ مجاز دانسته شده است. فقیه بزرگ، صاحب جواهر، جواز به‌کارگیری خدعه در جنگ را مطرح می‌کند و از علامه حلی در کتاب تذکره و منتهی؛ ادعای اجماع و اتفاق فقیهان را بر آن نقل کرده است (4). یکی از مستنداتی که برای جواز خدعه در جنگ مطرح کرده‌اند، جریان جنگ احزاب و مبارزه حضرت علی علیه السلام با عمرو بن عبدود است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «الحرب خدعة». بنابراین به‌کارگرفتن خدعه و فریب در اسلام در جایگاه یک ابزار جایز است؛ ازاین‌رو آنچه در روایات به طور مطلق نهی شده است، «غدر» یعنی پیمان‌شکنی و خیانت است. اسلام اجازۀ پیمان‌شکنی و خیانت را مگر در صورت شکسته‌شدن آن پیمان از طرف مقابل یا رعایت‌نکردن مقررات و شرایط آن نمی‌دهد (5).

نتیجه:

شایعه در جنگ، ابزاری بسیار مؤثر برای تضعیف روحیه، ایجاد آشفتگی و ضربه‌زدن به انسجام جامعه و تصمیم‌گیران است. اسلام با دروغ و خیانت (غَدر) مخالف است؛ اما فریب جنگی (خُدعه) را در برابر دشمن متجاوز و در شرایط جنگی مجاز می‌داند.

پی‌نوشت‌ها:

1. صلاح نصر؛ جنگ روانی؛ ترجمۀ محمد حقیقت کاشانی؛ تهران: نشر سروش، 1380 ش، ص 309.

2. سایت پرسمان، «جواز مکر و خدعه - منع غدر و پیمان‌شکنی - خدعه در جنگ»؛ 10/07/1390؛ در:

https://www.porseman.com/!11394.

3. غلامرضا حاجی‌حسین‌نژاد؛ «شایعه و کارکردهای آن در عملیات روانی»؛ فصلنامه عملیات روانی، ش 8، س 4، 1384 ش، ص 19.

4. محمدحسن نجفی؛ جواهر الکلام؛ چ 5، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374 ش، ج 21، ص 79.

5. محمد بن الحسن الحر العاملی؛ وسائل الشیعه؛ تهران: مکتبة الاسلامیه، 1387 ش، ج 11، ص 51.

نمونه‌هایی از جاری‌شدن سنت‌های الهی در صدر اسلام
سنت‌های الهی در قرآن قطعی‌اند،اما برخی مانند سنت نصرت الهی مشروط به پایداری مؤمنان‌اند؛چنان‌که در بدر موجب پیروزی و در احد به‌سبب سستی مسلمانان نتیجه وارونه داد

پرسش:

آیا در نبردهای صدر اسلام نمونه‌هایی داریم که سنت‌های الهی جاری شود؟

پاسخ :

«سنت الهی» یا «سُنَن الهی» اصطلاحی در آموزهای قرآنی است و معنای آن روش‌ها و قوانین خداوند در اداره امور هستی است. این سنت‌ها دارای ویژگی‌هایی چون جامعیت، ثبات‌داشتن و ضابطه‌مندی هستند که اداره امور عالم بر پایه آنهاست (1) و به تعبیر قرآن تبدیل‌ناپذیر و تغییرناپذیرند. یکی از سنت‌های الهی که بارها در قرآن از آن یاد می‌شود، سنت نصرت مؤمنان است.

بعضی از سنت‌های الهی، مطلق و برخی مشروط‌اند. سنت‌های مطلق، یعنی سنت‌هایی که خداوند آن‌ها را بدون پیش‌شرط جاری می‌کند و اجرای آن وابسته به رفتار انسان‌ها نیست؛ نظیر سنت هدایت عام انسان‌ها بر اساس با آیاتی مثل ۳۶ سورۀ «نحل» و سنت امتحان مردم بر اساس آیاتی مثل آیۀ ۱۵۵ سورۀ «بقره».

سنت‌های مشروط نیز سنت‌هایی است که در قبال عملکرد انسان جاری می‌شود (3)؛ مثل سنت نصرت مؤمنان که بحث این نوشتار دربارۀ این قسم است.

آیات مربوط به نصرت مؤمنان عبارت‌اند از:

1. «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ: اگر خدا شما را یاری کند، هیچ‌کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد. و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند» (آل‌عمران: 160).

2. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ: ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را محکم و استوار می‌سازد» (محمد: 7).

3. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ: بی‌تردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهی‌دادن] به پا ایستند، یاری می‌کنیم» (غافر: 51).

4. «وَإِن یُرِ‌یدُوا أَن یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِ‌هِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ: و اگر [دشمنان و کافران] بخواهند تو را بفریبند، [یارى‌] خدا براى تو بس است. همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید» ﴿انفال: ۶۲﴾. در این آیه که به «آیۀ نصر» معروف است، خدای متعال از پیامبر صلی الله علیه و‌آله می‌خواهد نگرانی به خود راه ندهد؛ زیرا کار خدا او را کافی است و با یاری خود و یاری مؤمنان او را حمایت می‌کند.

نمونه‌های قرآنی ـ تاریخی سنت‌های الهی

الف) ماجرای پیروزی سپاه کوچک طالوت بر سپاه بزرگ جالوت

خداوند در سورۀ «بقره» به این مسئله اشاره می‌کند: «وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ: [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست؛ ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدای‌اند، گفتند: چه‌بسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند. و خدا با شکیبایان است» (بقره: 249). در ادامه می‌فرماید: «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان» (بقره: 250).

این جنگ بدین ترتیب پایان پذیرفت که جوانی در سپاه طالوت (حضرت داود) توانست با تیری جالوت را از پای درآورد و سپاه او را از هم بپاشاند.

جنگ بدر

مسلمانان در این نبرد با وجود تعداد ۳۱۳ نفر بر قریش که حدود 1000 نفر بودند، پیروز شدند. این پیروزی حاصل رشادت و پایمردی مسلمانان، دعای پیامبر صلی الله علیه وآله (4) و امدادهای غیبی (5) بود. این پیروزی سبب اقتدار و خودباوری مسلمانان شد و قلمرو اسلام را تثبیت کرد. بر اساس روایات، سه هزار فرشته به یاری مسلمانان آمدند (6).

جنگ احد

مسلمانان در این جنگ هفتصد نفر و مشرکان سه هزار نفر بودند. در آغاز پیکار، با رشادت‌های حضرت علی علیه السلام و مسلمانان، جبهۀ حق غالب آمدند و مشرکان فرار کردند. پیامبر صلی الله علیه وآله پیش از جنگ به تیراندازانی به فرماندهی عبدالله بن جبیر تأکید می‌کند بر کوه «عینین» بمانند تا مراقب پشت‌ سر مسلمانان باشند و هیچ‌گاه موضع خود را ترک نکنند (7)؛ اما آنها به طمع غنیمت، جایگاه خود را ترک کردند و اصرار عبدالله بن جبیر که آنان را به فرمانبرداری از دستور پیامبر صلی الله علیه وآله فرا‌می‌خواند، سودی نبخشید (8). مشرکان هم از این فرصت استفاده کردند و از پشت سر به لشکر مسلمانان که در حال تعقیب پیادگان لشکر مشرکان بودند، تاختند و بسیاری از آنها را به شهادت رساندند. پریشانی مسلمانان به جایی رسید که همگی گریختند و جز علی بن ابی‌طالب علیه السلام و تعداد اندکی، کسی با رسول خدا باقی نماند (9)؛ به گونه‌ای که در این جنگ هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند.

نتیجه:

مسلمانان هر‌گاه ثابت‌قدم ماندند، با آنکه تعدادشان کمتر بود، پیروزی به ارمغان آورند؛ زیرا یاری خدا همراه آنها بود و گاه این یاری با اعزام ملائک به میدان جنگ حاصل شد. اما هرگاه عموم ثابت‌قدم نماندند و به هر دلیلی از جنگ شانه خالی کردند، شکست خوردند. این مطلب در جنگ‌های دوره خلافت حضرت علی علیه السلام نیز به‌خوبی نمایان است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سید‌محمدباقر صدر؛ سنت‌های تاریخ در قرآن؛ ترجمه: سید‌جمال‌الدین موسوی؛ قم: دفتر نشر اسلامی، ۱۳۸۱ ش، ص ۱۶۲.

2. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۱ ش، ص 411 ـ 414.

3. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ ص ۴۱۹.

4. احمد بن علی مقریزی؛ إمتاع الأسماع؛ تحقیق: محمد عبد‌الحمید؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ ق، ج ۱، ص ۱۰۸.

5. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ بیروت: مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۹ ق، ج ‌۱، ص ۷۰ و ۸۱.

6. علی‌اکبر قرشی بنابی؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۱۸۰.

7. عبدالملک بن هشام؛ السیرة النبویه؛ به کوشش مصطفی سقا و دیگران؛ قاهره: [بی‌نا]، ۱۳۵۷ ق، ج ۲، ص 65 ـ 66.

8. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ ج ۱، ص ۲۲۹.

9. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم و الملوک؛ چ 2، بیروت: دار‌التراث‏، ۱۳۸۷ ق، ج ۲، ص ۵۱۴.