۱۴۰۵/۰۱/۲۷ ۱۲:۳۹ شناسه مطلب: 101419
پرسش:
آیا لعن در روایات با اصل «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمه» منافات ندارد؟
پاسخ:
از دستورهای مهم قرآن کریم در زمینۀ تبلیغ دین، دعوت مردم با حکمت و شیوهای نیکوست. خداوند متعال میفرماید: «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمة». از سوی دیگر، در برخی آیات و روایات سخن از لعن ظالمان و معاندان به میان آمده است. این مسئله ممکن است پرسشی را ایجاد کند که آیا لعن با اصل دعوت حکیمانه منافات ندارد؟ در این نوشتار ابتدا اصل دعوت حکیمانه را بررسی میکنیم؛ سپس به توضیح مفهوم لعن میپردازیم و در پایان نسبت این دو روشن میشود.
1. دعوت حکیمانه؛ اصل بنیادین هدایت
با مراجعه به قرآن کریم، مشخص میشود که اساس تبلیغ و هدایت بر حکمت و با زبان لَین و نرم است. در آیۀ 125 سورۀ «نحل» دراینباره چنین آمده است: «ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَن: [مردم را] با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن، و با آنان به نیکوترین شیوه به بحث [و مجادله] بپرداز».
خداوند در این آیه سه شیوه را برای دعوت بیان کرده است: حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن. این تعبیر نشان میدهد که دعوت دینی باید همراه با عقلانیت، خیرخواهی و گفتگوی محترمانه باشد. بنابراین اصل حاکم در این آیه، دعوت بر اساس عقلانیت، اخلاق و گفتگوی محترمانه است.
در آیۀ 159 سورۀ «آلعمران» نیز بیان شده است: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ: [ای پیامبر،] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرمخوی شدی و اگر درشتخوی و سختدل بودی، از پیرامونت پراکنده میشدند». در این آیه، نرمخویی پیامبر سبب جذب مردم معرفی شده است؛ ازاینرو اگر پیامبر صلی الله علیه وآله تندخو بودند، مردم از اطراف ایشان پراکنده میشدند.
از سوی دیگر، قرآن کریم از ناسزاگفتن به مقدسات دیگران نهی میکند و در آیۀ 108 سورۀ «انعام» چنین میفرماید: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِک: و معبودانی را که کافران به جای خدا میپرستند، دشنام ندهید که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد». این آیه نشان میدهد که حتی در برابر انحراف نیز باید مراقب بود که سخن انسان موجب تحریک و درگیری بیشتر نشود.
در روایات اهلبیت علیهمالسلام نیز بر همین اصل تأکید شده است. امام صادق علیه السلام میفرماید: «کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُم لِیَرَوْا مِنْکُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَةَ وَ اَلْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَهٌ: با غیر زبان مردم را به دین دعوت کنید؛ آنها باید ورع و پارسایى و تلاش و نماز و کار خیر شما را ببینند؛ زیرا اینها خود دعوتکننده باشند» (1). بنابراین اصل در منطق دینی، هدایت با حکمت و مداراست.
امام رضا علیه السلام در مبحث امام شناسی، امام را چنین معرفی میکند: «یَدْعُو إِلَى سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَهِ وَ الْحُجَّةِ الْبَالِغَه: با حکمت و اندرز و حجت رسا مردم را به طریق پروردگارش دعوت نماید» (2).
همچنین در زیارت حضرت فاطمه سلام الله علیها، اهلبیت علیهمالسلام کسانی معرفی شدهاند که مردم را به سوی راه خدا با حکمت و موعظه حسنه دعوت میکنند (3).
بنابراین از مجموع این آیات و روایات میتوان نتیجه گرفت که دعوت حکیمانه، روش غالب و نقطه آغاز تعامل دینی است و اسلام در مقام دعوت، دین اقناع و هدایت است، نه طرد و نفرتپراکنی.
2. مفهوم لعن در متون دینی
از سوی دیگر در آموزهها، در قرآن و روایات تعبیر «لعن» نیز به کار رفته است. برای فهم درست این مسئله باید میان چند مفهوم تفاوت گذاشت:
الف) سبّ به معنای دشنام و اهانت است؛
ب) لعن به معنای دورشدن از رحمت الهی است؛
ج) برائت به معنای اعلام بیزاری اعتقادی است.
برای مثال در آیۀ 18 سورۀ «هود» چنین بیان شده است: «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمین: آگاه باشید، لعنت خدا بر ستمکاران باد». یا در آیۀ 57 سورۀ «احزاب» چنین آمده است: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً: بهیقین آنان که خدا و پیامبرش را میآزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان میکند و برای آنان عذابی خوارکننده آماده کرده است».
لعن در این موارد، متوجه ظالمان و کسانی است که در برابر حق ایستادهاند، نه کسانی که در معرض هدایتاند. به بیان دیگر، لعن زمانی مطرح میشود که ظلم و عناد آشکارا و استمراریافته باشد. بنابراین لعن روشی عمومی برای دعوت و تربیت نیست، بلکه اعلام موضع اعتقادی در برابر ظلم است.
این معنا در سیره اهلبیت علیهمالسلام نیز دیده میشود؛ برای مثال در زیارت عاشورا لعن ظالمان مطرح شده است: «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِک: خدایا لعنت کن نخستین ستمگری را که بهزور گرفت حق محمد و آلمحمد را و آخرین کسی که او را در این زور و ستم پیروی کرد». در این فراز زیارت، به جریان ظلم بر اهلبیت علیهم السلام لعن شده است.
همچنین در حدیثی دربارۀ شراب آمده است: «رسول خدا صلّى اللَّه علیه وآله و سلّم ده نفر را در رابطه با شراب لعنت کردند: کسى که [درخت] آن را [به قصد شراب] بکارد، باغبان آن، سازنده آن، کسى که آن را مىنوشد، ساقى آن، حملکننده آن، کسى که آن را براى او حمل مىکنند، فروشنده آن، مشترى آن و کسى که سود آن به جیب او مىرود» (5).
از این روایت نیز کاملاً مشخص است که این لعن متوجه شبکهای از عوامل درگیر در ترویج یک منکر اجتماعی است، نه صرفاً مصرفکنندۀ نهایی.
بنابراین لعن در این موارد، بیشتر بیانکنندۀ موضعگیری در برابر ظلم و فساد است، نه شیوهای برای جذب مخاطب.
3. نسبت دعوت حکیمانه و لعن
با توضیحات دادهشده میتوان به این پرسش پاسخ داد که آیا لعن با اصل «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمة» منافات دارد؟ برای پاسخ باید میان دو مقام تفکیک کرد:
الف) مقام دعوت و هدایت
مخاطب در این مقام هنوز در معرض هدایت است. اصل حاکم در این مرحله بر حکمت، موعظه حسنه، مدارا و گفتگوست؛ ازاینرو در این مرحله هر روشی که موجب تنفّر و انسداد راه هدایت شود، با حکمت سازگار نخواهد بود. بنابراین اگر لعن در مقام دعوت به مخاطب قابل هدایت به کار رود و سبب بستهشدن باب گفتگو گردد، با اصل «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمة» سازگار نخواهد بود.
ب) مقام مرزبندی اعتقادی
در جایی که جریان ظلم و عناد آشکارا و مستمر در برابر حق ایستاده است، سخن از جذب و اقناع نیست، بلکه سخن از حفظ مرزهای اعتقادی است. لعن در این مقام، نوعی اعلام موضع در برابر ظلم به شمار میآید. نمونهای از این مرزبندی را در سیره حضرت ابراهیم علیه السلام میبینیم: «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَهٌ فی إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ: بهیقین برای شما در ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست؛ آنگاه که به قوم خود گفتند ما از شما و آنچه به جای خدا میپرستید، بیزاریم» (6).
این سیرۀ حضرت ابراهیم علیه السلام که بهمثابۀ الگو نیز مطرح شده است، نشان میدهد که برائت زمانی مطرح میشود که جریان باطل، آشکارا و مستمر در برابر حق ایستاده است.
بنابراین میان «ادعُ إلی سبیل ربک بالحکمة» و وجود لعن در قرآن و روایات، تعارض ذاتی وجود ندارد؛ زیرا این دو در دو مقام متفاوت کاربرد دارند که یکی مقام جذب و هدایت مخاطب و دیگری مقام مرزبندی و صیانت از هویت اعتقادی در برابر جریانهای معاند است.
نتیجه:
اصل در تبلیغ دین با توجه به آیات و روایات، دعوت با حکمت و زبان لَین است. در مقابل، لعن در متون دینی بیشتر ناظر به اعلام موضع در برابر ظلم و جریانهای معاند است. بنابراین اگر جایگاه هر کدام بهدرستی شناخته شود، میان دعوت حکیمانه و لعن تعارضی وجود ندارد، بلکه هر کدام در شرایط خاص خود معنا مییابد.
پینوشتها:
1. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علىاکبر غفاری و محمد آخوندى؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 78، ح 14.
2. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج 1، ص 200، ح 1.
3. علی بن موسی ابنطاووس؛ إقبال الأعمال؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1409 ق، ج 2، ص 625.
4. جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ محقق/ مصحح: عبدالحسین امینى؛ نجف: دارالمرتضویه، 1356 ش، ص 178.
5. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ قم: دارالشریف الرضی للنشر، 1406 ق، ص 244.
6. ممتحنه: 4.






