نشست علمی

حجت‌الاسلام دکتر بابایی رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی
این موضوع را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک مسئله فقهی یا یک واکنش فردی تحلیل کرد، بلکه ابعاد گسترده‌تر آن در سرنوشت جوامع مناسبات بین‌المللی و نظم تمدنی بررسی کرد

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، دومین نشست از سلسله‌نشست‌های بررسی مبانی «انتقام و خون‌خواهی» با رویکردی تمدنی، عقلانی و الهیاتی برگزار شد و طی آن ابعاد مختلف مفهوم انتقام و نسبت آن با عقلانیت، عدالت، محبت، مقابله با ظلم، بازدارندگی و نظم تمدنی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حبیب‌الله بابایی رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی، در این نشست بر ضرورت عبور از نگاه‌های ساده‌انگارانه و فردی به مسئله انتقام و خون‌خواهی تأکید کرد و گفت که این موضوع را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک مسئله فقهی یا یک واکنش فردی تحلیل کرد، بلکه باید ابعاد گسترده‌تر آن در سرنوشت جوامع، مناسبات بین‌المللی و نظم تمدنی مورد توجه قرار گیرد.

ضرورت تشخیص عقلانیت قابل اعتماد

یکی از محورهای اصلی این نشست، بررسی نسبت انتقام با عقلانیت بود. حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به وجود جریان‌های مختلف عقلانیت در جامعه، بر ضرورت تعیین معیارهایی برای تشخیص عقلانیت قابل اعتماد تأکید کرد و این مسئله را از موضوعات مهم برای اداره آینده جامعه دانست.

وی در ادامه با نقد این تصور که انتقام همواره رفتاری صرفاً احساسی و مخالف عقلانیت است، اظهار داشت که نسبت میان احساس و عقلانیت نیازمند بررسی دقیق‌تری است.

به گفته وی، احساسات لزوماً در نقطه مقابل عقلانیت قرار نمی‌گیرند و می‌توانند پس از عبور از فیلتر عقلانی، در ایجاد نظم اجتماعی نقش‌آفرین باشند؛ با این حال، در مواردی نیز ممکن است احساسات و تمایلات خود را در پوشش استدلال‌ها و نظریه‌های عقلانی پنهان کنند و از این رو، تشخیص نسبت واقعی میان احساس و عقلانیت اهمیت ویژه‌ای دارد.
محبت، عدالت و مقابله با ظلم

یکی دیگر از محورهای مطرح‌شده در این نشست، بررسی نسبت میان «محبت، عدالت و مقابله با ظلم» بود.

سخنران با اشاره به آموزه‌های اسلامی تأکید کرد که در برخی موارد، رفتار نیکو و احسان می‌تواند از گسترش ظلم جلوگیری کند و زمینه اصلاح فرد خطاکار را فراهم آورد.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی هشدار داد که نمی‌توان قواعد حاکم بر روابط فردی و جامعه ایمانی را بدون توجه به تفاوت شرایط، به عرصه پیچیده روابط بین‌المللی تعمیم داد؛ چراکه مناسبات میان افراد و جوامع با مناسبات میان قدرت‌ها و نظام‌های سیاسی در سطح بین‌المللی تفاوت‌های اساسی دارد.
تفاوت ظلم فردی با ظلم سازمان‌یافته و جهانی

در بخش دیگری از این نشست، تفاوت میان ظلم‌های فردی و ظلم‌های گسترده، سازمان‌یافته و جهانی مورد توجه قرار گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با تأکید بر اینکه نوع و گستره ظلم در نحوه مواجهه با آن تأثیرگذار است، اظهار داشت: هنگامی که یک نظام ظلم به‌صورت پیچیده و ساختاری عمل می‌کند، مواجهه با آن نیز نمی‌تواند صرفاً در قالب عفو و بخشش فردی تعریف شود.

وی بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد فقهی، سیاسی، فرهنگی و تمدنی این مسئله تأکید کرد و افزود که برای فهم درست نحوه مقابله با ظلم‌های ساختاری، باید سطح و پیچیدگی آن را نیز مورد توجه قرار داد.

«تقاص» در سطح تمدنی

بازتعریف مفهوم «تقاص» در سطح تمدنی از دیگر محورهای مهم این نشست بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به نمونه‌هایی از سلطه سیاسی و معرفتی قدرت‌های جهانی، بر ضرورت تعریف واکنش به چنین ساختارهایی متناسب با سطح و گستره ظلم تأکید کرد.

در این چارچوب، انتقام صرفاً به معنای قصاص یا واکنش شخصی و محدود نیست، بلکه می‌تواند به معنای تلاش برای پایان دادن به ساختارهای سلطه و جلوگیری از استمرار ظلم نیز مورد توجه قرار گیرد.

از این منظر، مسئله انتقام و خون‌خواهی از سطح واکنش فردی فراتر رفته و به موضوعی مرتبط با مقابله با ساختارهای ظلم و سلطه، حفظ عدالت و جلوگیری از تداوم بی‌عدالتی در مقیاس اجتماعی و تمدنی تبدیل می‌شود.

امنیت و بازدارندگی در جهان معاصر

سخنران در جمع‌بندی مباحث خود، با اشاره به شرایط جهان معاصر و وجود بی‌نظمی و رقابت میان قدرت‌ها، مسئله امنیت، بازدارندگی و مقابله با تهدید را نیازمند تأمل جدی در مبانی عقلانی، اخلاقی و تمدنی دانست.

رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی بر ضرورت گشودن افق‌های تازه پژوهشی برای بررسی نسبت میان عدالت، انتقام، بازدارندگی و مقابله با ظلم در جهان معاصر تأکید کرد.

بر اساس مباحث مطرح‌شده در این نشست، بازخوانی مفهوم انتقام و «تقاص» نیازمند فاصله گرفتن از برداشت‌های صرفاً فردی و احساسی و توجه همزمان به ابعاد عقلانی، اخلاقی، فقهی، سیاسی، فرهنگی و تمدنی آن است؛ رویکردی که می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی دقیق‌تر نسبت میان عدالت، مقابله با ظلم و ضرورت بازدارندگی در جهان معاصر فراهم کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین رستم‌نژاد رئیس پژوهشکده حج و زیارت:
قرآن کریم فلسفه اصلی تشریع قصاص را در تعبیر «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» بیان کرده و آن را عاملی بازدارنده برای جلوگیری از گسترش قتل و کشتار معرفی می‌کند.

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی ـ حجت‌الاسلام والمسلمین رستم‌نژاد رئیس پژوهشکده حج و زیارت، در این نشست با اشاره به سه واژه «قصاص»، «انتقام» و «ثارالله» اظهار کرد: قصاص یک حق شخصی و محدود است که در چارچوب احکام فقهی و با نظارت حاکم و قاضی اجرا می‌شود و نمی‌توان آن را اقدامی شخصی و خارج از ضوابط شرعی دانست.

وی افزود: قصاص اگرچه نوعی انتقام محسوب می‌شود، اما هدف‌گذاری آن با انتقام الهی متفاوت است. قرآن کریم فلسفه اصلی تشریع قصاص را در تعبیر «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» بیان کرده و آن را عاملی بازدارنده برای جلوگیری از گسترش قتل و کشتار معرفی می‌کند.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه عفو، صلح و گذشت نیز در نظام قصاص مورد توجه قرار گرفته است، ادامه داد: در قصاص، حق شخصی مطرح است و صاحب حق می‌تواند در چارچوب احکام شرعی از حق خود بگذرد؛ بنابراین تشفی و فروکش کردن ناراحتی ممکن است در مقام اجرا رخ دهد، اما هدف اصلی تشریع قصاص، حفظ حیات و جلوگیری از گسترش جنایت است.

انتقام الهی؛ مجازات فراتر از قصاص

رستم‌نژاد با اشاره به کاربرد واژه «انتقام» در قرآن کریم تصریح کرد: انتقام در فرهنگ قرآن با مجازات و عذاب الهی پیوند دارد و الزاماً به معنای مقابله فرد با فرد نیست.

وی برای تبیین این موضوع به آیات مربوط به جنگ بدر اشاره کرد و گفت: در قرآن کریم تعبیر «فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» آمده است، در حالی که انتقام مورد اشاره در این آیه از طریق یک حادثه طبیعی همچون طوفان و صاعقه تحقق نیافت، بلکه در جنگ بدر به دست پیامبر(ص) و مسلمانان انجام شد. از این رو، می‌توان گفت انتقام الهی گاه به دست انسان‌ها و در قالب یک اقدام بشری تحقق پیدا می‌کند، اما نسبت آن به خداوند به دلیل هدف و حقیقت الهی آن است.

وی افزود: در آیات مربوط به جنگ نیز از یک سو خطاب «قَاتِلُوهُمْ» متوجه مؤمنان است و از سوی دیگر نتیجه و عذاب به خداوند نسبت داده می‌شود؛ بنابراین مجازات الهی می‌تواند از طریق دست انسان‌ها تحقق پیدا کند.

«ثارالله» و تفاوت آن با قصاص

این پژوهشگر دینی در ادامه به مفهوم «ثارالله» پرداخت و گفت: اگر شهادت امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) صرفاً از منظر قصاص بررسی شود، باید گفت قصاص عاملان شهادت آنان انجام شده است؛ ابن‌ملجم به دست امام حسن مجتبی(ع) قصاص شد و بسیاری از مباشران و عوامل اصلی واقعه کربلا نیز در جریان اقدامات مختار به مجازات رسیدند.

وی ادامه داد: بنابراین اگر «ثارالله» صرفاً به معنای قصاص قاتل باشد، پس از اجرای قصاص و مجازات قاتلان، موضوع باید پایان یافته باشد؛ در حالی که در روایات، ظهور امام عصر(عج) با مطالبه خون امام حسین(ع) و انتقام از واقعه کربلا پیوند خورده است.

رستم‌نژاد با استناد به روایات ذیل آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» اظهار کرد: در برخی روایات، این آیه درباره امام حسین(ع) تطبیق داده شده و امام عصر(عج) به عنوان کسی معرفی شده است که مطالبه خون آن حضرت را دنبال می‌کند.

وی افزود: در این نگاه، مسئله صرفاً شخص قاتل و مباشر جنایت نیست، بلکه یک جریان و تفکر مورد توجه است؛ به همین دلیل در روایات، مسئله انتقام از واقعه کربلا فراتر از مجازات افرادی است که در آن حادثه حضور مستقیم داشتند.

انتقام از یک جریان، نه صرفاً یک فرد

حجت‌الاسلام رستم‌نژاد با تأکید بر اینکه باید میان «قصاص شخصی» و «انتقام الهی» تمایز قائل شد، گفت: در قصاص، یک جنایت مشخص و شخصی رخ داده و مقابله نیز در همان چارچوب تعریف می‌شود؛ اما در انتقام الهی ممکن است تعرض به یک مقام، جایگاه یا حقیقت الهی موضوع قرار گرفته باشد.

وی در همین زمینه با اشاره به واقعه عاشورا اظهار کرد: در کربلا صرفاً یک انسان به شهادت نرسید، بلکه مقام امامت و ولایت مورد تعرض قرار گرفت؛ جایگاهی که یک امر الهی است. از این رو، نمی‌توان مسئله انتقام از عاشورا را صرفاً در قالب مقابله فرد با فرد یا کشتن قاتل تحلیل کرد.

استمرار مجازات یک جریان در قرآن

رستم‌نژاد برای تبیین مفهوم «انتقام جریانی» به آیات مربوط به بنی‌اسرائیل اشاره کرد و گفت: قرآن کریم در سوره اعراف از سنتی سخن می‌گوید که بر اساس آن، خداوند تا روز قیامت کسانی را بر بنی‌اسرائیل مسلط می‌کند که آنان را به عذاب و مجازات دچار کنند.

وی افزود: این آیات نشان می‌دهد که در مفهوم انتقام الهی، لزوماً با یک فرد معین و یک مجازات فردی مواجه نیستیم؛ بلکه ممکن است یک جریان و تفکر در طول تاریخ موضوع مجازات قرار گیرد.

این استاد حوزه در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: در قصاص، فرد و حق شخصی محور است، اما در انتقام الهی، مجازات و کیفر الهی می‌تواند ناظر به یک جریان و تعرض به یک جایگاه باشد. از همین منظر، می‌توان تفاوت میان قصاص، انتقام و مفهوم «ثارالله» را بهتر فهم کرد.

وی همچنین با اشاره به برخی برداشت‌های غیرعلمی درباره مفهوم انتقام خاطرنشان کرد: در تبیین این مسئله نباید منفعلانه و صرفاً بر اساس برداشت‌های عامیانه سخن گفت، بلکه باید مبانی قرآنی و روایی مفهوم انتقام را به‌درستی تبیین و از ظرفیت آیات و روایات برای ارائه یک تحلیل دقیق استفاده کرد.

از سوی گروه علمی احکام مرکز ملی پاسخگویی برگزار شد:
در این نشست علمی به بررسی انواع احکام مشترکات و نظر فقهای معاصر مطرح شد.

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، حجت الاسلام والمسلمین محمد عباس منصوریه در این نشست علمی به بررسی انواع احکام مشترکات و نظر فقهای معاصر در آن پرداخت.

استاد و پژوهشگر حوزه علمیه در ابتدا مراد از مشترکات را مطرح نموده و سوابق پژوهشی آن را اشاره کرده است و پس از آن در پنج بخش بحث را ارائه و نظرات فقهای معاصر را بیان کرد.

وی با اشاره به بخش اول از بحث که راه ها و جاده ها باشد به بیان احکام خیابان های عمومی و بن بست و حق انتفاع و کیفیت استفاده از آن را مطرح نمود و با توجه به کاربردی بودن این بحث به بیان قوانین موجود در آن و مسائل مورد ابتلاء مخاطبین پرداخت.

حجت الاسلام منصوریه در انتهای این جلسه سؤالات کارشناسان در این موضوع با توجه به فتوای فقها را پاسخ گفت.

شایان ذکر است گروه احکام به عنوان گسترده ترین گروه از بین هفت بخش پاسخگویی مرکز ملی، جهت حفظ و ارتقاء علمی و مهارتی کارشناسان به طور مداوم نشست هایی علمی با حضور کارشناسان مطرح برگزار می‌نماید.