۱۴۰۵/۰۶/۰۹ ۲۱:۵۴ شناسه مطلب: 101928
پرسش:
بر اساس روایات، علل سستی و غفلت از یاد خدا چیست؟
پاسخ:
ذکر و یاد خدای متعال از بزرگترین توفیقاتی است که برای انسان به دست میآید. گاهی این پرسش طرح میشود که چرا برخی افراد از ذکر الهی محروم میشوند و این توفیق بزرگ را از دست میدهند؟ بر اساس روایات دینی، عوامل متعددی سبب غفلت از ذکر خدای متعال میشود. در این نوشتار به بیان برخی از این علل میپردازیم.
1. وسوسۀ شیطان
ذکر خداوند از اموری است که شیطان را عصبانی میکند و شیطان همواره برای تعطیلی مجلس ذکر خدا و اهلبیت علیهم السلام میکوشد. در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «مَا اجتَمَعَ مِن أصحابِنا جَماعَةٌ فی ذِکرِ اللّهِ أو فی شَیءٍ مِن ذِکرِنا، إلّا بَعَثَ إبلیسُ شَیطانا فی عُنُقِهِ شَریطٌ لِیُفَرِّقَ جَماعَتَهُم: هیچگاه جماعتی از دوستان ما برای ذکر خدای متعال یا ذکر ما جمع نمیشوند مگر اینکه ابلیس با گردنبندی که در گردن دارد، یکی از شیاطین را مأمور میکند تا اجتماع آنها را متفرق نماید» (1).
در حدیثی دیگری شبیه همین روایت از آن حضرت آمده است: «ما قَعَدَ قَومٌ قَطُّ یَذکُرونَ اللّهَ تَعالى، إلّا بَعَثَ إلَیهِم إبلیسُ شَیطانا یَقطَعُ حَدیثَهُم عَلَیهِم: هرگز عدّهاى براى یادکردن از خداوند متعال گرد هم نمىنشینند، مگر آنکه ابلیس، شیطانى نزد آنان مىفرستد تا رشته سخن آنان را قطع کند» (2).
2. عالِم فریفتۀ دنیا
از دیگر اموری که سبب سستی و غفلت از ذکر و یاد خدای متعال میشود، فریفتۀ دنیاشدن عالِم است. عالِم دنیازده نهتنها خود را گمراه میکند، بلکه سبب گمراهی و دوری دیگران از درگاه الهی نیز میشود. امام کاظم علیه السلام دراینباره فرمودند: «أوحَى اللّهُ تَعالى إلى داوودَ علیه السلام: قُل لِعِبادی لا یَجعَلوا بَینی و بَینَهُم عالِما مَفتونا بِالدُّنیا؛ فَیَصُدَّهُم عَن ذِکری و عَن طَریقِ مَحَبَّتی و مُناجاتی، اُولئِکَ قُطّاعُ الطَّریقِ مِن عِبادی، إنَّ أدنى ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزِعَ حَلاوَةَ مَحَبَّتی و مُناجاتی مِن قُلوبِهِم: خداوند متعال به داوود علیه السلام وحى فرمود: به بندگانم بگو که عالِم فریفته دنیایى را میان من و خود قرار ندهند؛ چراکه آنان را از یاد من و از راه محبّت من و رازونیاز با من باز مىدارد. اینان راهزنان بندگان من هستند. کمترین کارى که من با ایشان مىکنم، این است که شیرینى محبّتم و رازونیاز با خودم را از دلهایشان مىگیرم» (3).
در روایت دیگری دربارۀ عالمی که به علم خود عمل نمیکند، آمده است: «أوحَى اللّهُ إلى داوودَ علیه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَیرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعینَ عُقوبَةً باطِنِیَّةً؛ أن اُخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِکری: خدای متعال به حضرت داوود علیه السلام وحی نمود: خدای متعال عالمی که به علم خود عمل نمیکند را به هفتاد عقوبت مبتلا میکند که کمترین آن، خارجکردن شیرینی ذکر خدا از قلب اوست» (4).
3. گناهکاری و پیروی از هوای نفس
از آثار گناه، فراموشی یاد خدای متعال است؛ یعنی گناه سبب سلبشدن توفیق یاد خدا از انسان میشود. امیرمؤمنان علیه السلام میفرمایند: «مَنْ صُدِئَ بِالْإِثْمِ عَشَا عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل: هرکه دلش از گناهْ زنگار بگیرد، در برابر یاد خداوند عزوجل کور مىشود» (5).
در روایت دیگری از آن حضرت آمده است: «لَیسَ فِی المَعاصی أشَدُّ مِنِ اتِّباعِ الشَّهوَةِ، فَلا تُطیعوها فَیَشغَلَکُم عَنِ اللّهِ: در میان گناهان، گناهى بدتر از پیروىکردن از هوا و هوس نیست. پس آن را فرمان نبرید که شما را از خدا باز مىدارد» (6).
4. آرزوی طولانی
آرزوهای طولانی نیز سبب غفلت انسان از یاد و ذکر خداوند میشود؛ زیرا کسی که آرزوهای دراز داشته باشد، همواره به دنبال برآوردن آرزوهای خود است و فرصت ذکر و یاد الهی برای او باقی نمیماند. امیرمؤمنان علیه السلام دراینباره فرمودند: «اِعلَموا أنَّ الأَمَلَ یُسهِی العَقلَ، و یُنسِی الذِّکرَ: بدانید که آرزو، خِرد را غافل مىکند و یاد خدا را به فراموشى مىسپارد» (7).
5. نگاه بیهوده و چشمداشت به اموال دیگران
نگاههایی مانند چشمداشت به اموال دیگران که برای انسان سودی ندارد، از دیگر اموری است که انسان را از یاد خدا باز میدارد. امیرمؤمنان علیه السلام دراینباره فرمودند: «لَیسَ فِی البَدَنِ شَیءٌ أقَلُّ شُکرا مِنَ العَینِ، فَلا تُعطُوها سُؤلَها فَتَشغَلَکُم عَن ذِکرِ اللّهِ عز و جل: در بدن عضوى کمسپاستر از چشم نیست؛ پس خواهش آن را برآورده نکنید؛ زیرا شما را از یاد خدا باز مىدارد» (8).
6. پرداختن به یاد مردم
تمجید و تعریف بیخود و بیدلیل از کسانی که شایستگی آن را ندارند، سبب بیتوفیقی از ذکر و یاد خدای متعال میشود؛ برای نمونه افرادی که در دربار پادشاهان ظالم بودند و هستند و برای خوشآمد آنها و دریافت صِله از ایشان به تعریفها و تمجیدهای بیدلیل از آنها میپرداختند، از ذکر و یاد خدای متعال غفلت میکردند و بیبهره میشدند. امیرمؤمنان علیه السلام میفرماید: «مَنِ اشتَغَلَ بِذِکرِ النّاسِ، قَطَعَهُ اللّهُ سُبحانَهُ عَن ذِکرهِ: هرکه به یاد مردم بپردازد، خداوند سبحان او را از یاد خودش محروم مىکند» (9).
7. خصومت و دشمنی با دین
بدیهی است کسی که با دین دشمنی داشته باشد، توفیق یاد و ذکر الهی از دست میدهد؛ زیرا این دو با یکدیگر در تعارض هستند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «إیّاکُم وَ الخُصومَةَ فِی الدِّینِ؛ فَإِنَّها تَشغَلُ القَلبَ عَن ذِکرِ اللّهِ عز و جل: از ستیزهگرى در دین بپرهیزید؛ زیرا دل را از یاد خداوند عزوجل باز مىدارد» (10).
8. پرخوری
یکی دیگر از علل سستی یاد خدای متعال، پرخوری و سنگینی معده است. به طور طبیعی هم ثابت شده است افرادی که بیش از حد نیاز میخورند، با سیری مفرط مواجه میشوند و حس و حال رازونیاز و ذکر ندارند. امام سجاد علیه السلام فرمودند: «وَ اعْلَمْ وَیْحَکَ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ قَسْوَهَ الْبِطْنَهِ وَ کِظَّهَ الْمِلْأَهِ وَ سُکْرَ الشِّبَعِ وَ ... مِمَّا یُثَبِّطُ وَ یُبْطِئُ عَنِ الْعَمَلِ وَ یُنْسِی الذِّکْر: بدان اى بیچاره آدمیزاد، که پُرخورى و سنگینى معده و مستىِ سیرى ...، از عوامل بازدارنده و کندکنندۀ عملاند و یاد خدا را به فراموشى مىسپارند» (11).
9. غرور قدرت
انسان مغرور از بسیاری توفیقات الهی محروم میشود. یکی از برکاتی که شخص مغرور از آن بیبهره میماند، داشتن غرور برای قدرت است. از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: «وَ اعْلَمْ وَیْحَکَ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّ ... غِرَّهَ الْمُلْک مِمَّا یُثَبِّطُ وَ یُبْطِئُ عَنِ الْعَمَلِ وَ یُنْسِی الذِّکْر: بدان اى بیچاره آدمیزاد، غرور قدرت از عوامل بازدارنده و کُندکنندۀ عملاند و یاد خدا را به فراموشى مىسپارند» (12).
نتیجه:
ذکر خدای متعال به مقدماتی نیاز دارد؛ ازاینرو اگر شخصی این مقدمات را فراهم نکند، توفیق ذکر و یاد الهی از او گرفته میشود و به بهانههای مختلف مانند سستی و بیحالی، مشغله و ... این توفیق از او سلب میگردد. بنابراین عامل اصلی سلب توفیق، کردارها و اعمال خود شخص است؛ هرچند برخی عوامل بیرونی مانند وسوسهگری شیطان و تبعیت از عالِمانی که فریفته دنیا شدهاند، نیز مؤثر است. ارتکاب گناه از سوی شخص، آرزوهای طولانی، دشمنی با دین و غرور قدرت نیز از عوامل سستی و غفلت از ذکر و یاد خدا هستند که شخص نقش مستقیم در آن دارد.
پینوشتها:
1. ابنحیون نعمان بن محمد مغربى؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار علیهم السلام؛ محقق/ مصحح: محمدحسین حسینى جلالى؛ قم: جامعه مدرسین، 1409 ق، ج 3، ص 459.
2. مسعود بن عیسی ورام بن ابیفراس؛ مجموعه ورّام؛ قم: مکتبه فقیه، 1410 ق، ج 2، ص 79.
3. حسن بن علی ابنشعبه حرانى؛ تحف العقول؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى؛ چ 2، قم: جامعه مدرسین، 1363 ق، ص 397.
4. احمد بن محمد ابنفهد حلى؛ عدة الداعی و نجاح الساعی؛ محقق/ مصحح: احمد موحدى قمى؛ تهران: دارالکتب الإسلامی، 1407 ق، ص 78.
5. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین، 1362 ش، ج 2، ص 633.
6. علی بن محمد لیثى واسطى؛ عیون الحکم و المواعظ؛ محقق/ مصحح: حسین حسنى بیرجندى؛ قم: دارالحدیث، 1376 ش، ص 411.
7. محمد بن حسین شریفالرضی؛ نهجالبلاغه؛ محقق/ مصحح: صبحی صالح؛ قم: هجرت، 1414 ق، خطبه 86.
8. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ ج 2، ص 629.
9. علی بن محمد لیثى واسطى؛ عیون الحکم و المواعظ؛ ص 445.
10. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى و محمد آخوندى؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 301.
11. حسن بن علی ابنشعبه حرانى؛ تحف العقول؛ ص 273.
12. حسن بن علی ابنشعبه حرانى؛ تحف العقول؛ ص 273.






