آداب ذکر، از منظر روایات، رفتار ذاکر

بهترین و مهم‌ترین اوقات یاد خدا
ذکر به دو دسته:«اوقات فضیلت‌مند»(مانند سحرگاه) و«موقعیت‌های ویژه»(مانند هنگام تصمیم‌گیری)تقسیم می‌شود که هر دو برای تقویت حضور قلب واستفاده از فرصت‌هاهستند.

پرسش:

بهترین و مهم‌ترین اوقات یاد خدا، چه زمانی است؟

پاسخ:

یاد پروردگار، روح‌بخش زندگی مؤمن و پیونددهنده قلب او با سرچشمه کمال است. اگرچه ذکر و یاد الهی محدود به زمان و مکان خاصی نیست و مؤمن حقیقی در همه حال با یاد محبوب آرام می‌گیرد، اما بر اساس هدایت قرآن کریم و توصیه‌های اولیای الهی، می‌توان میان «اوقات برتر» و «موقعیت‌های ویژه ذکر» تمایز قائل شد. در ادامه، ابتدا به بررسی زمان‌های طلایی یاد خدا و سپس به معرفی موقعیت‌هایی می‌پردازیم که ذکر در آن‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

بخش اول: اوقات فضیلت‌مند (زمان‌های طلایی یاد خدا)

در این بخش، زمان‌هایی بررسی می‌شوند که به‌دلیل ویژگی‌های خاص خود (در تقویم یا در چرخه شبانه‌روز) فضیلت ویژه‌ای برای ذکر الهی دارند.

1. بامدادان و شامگاهان (بین‌الطلوعین و عصر تا غروب)

یکی از برجسته‌ترین زمان‌هایی که در قرآن و احادیث برای ذکر خدا مورد تأکید قرار گرفته، ابتدای روز و انتهای آن است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

«وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَه‏؛ (1)

با کسانی که صبح و شام، پروردگارشان را می‌خوانند درحالی‌که همواره خشنودی او را می‌طلبند، خود را پایدار و شکیبا دار.»

همچنین پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در حدیثی قدسی فرموده‌اند:

«یَا ابْنَ آدَمَ اذْکُرْنِی بَعْدَ الْفَجْرِ سَاعَهً وَ اذْکُرْنِی بَعْدَ الْعَصْرِ سَاعَهً أَکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ؛ (2)

ای فرزند آدم، یک ساعت پس از نماز صبح مرا یاد کن و یک ساعت پس از عصر نیز مرا یاد کن تا آنچه تو را اندوهگین و مشغول کرده است، کفایت کنم [و عهده‌دار آن شوم].»

مقصود از «عصر» در این روایت، عصرِ شرعی است؛ یعنی ساعتی پس از نماز عصر، چنان‌که در کنار «بعد از فجر» (پس از نماز صبح) آمده و مراد از هر دو، اوقات شناخته‌شده عبادت است. به‌عبارتی، این دو‌بازه که یکی آغاز و دیگری پایانِ بخشِ روشن روز است، زمان‌های مناسبی برای ذکر شمرده شده‌اند. امام باقر علیه‌السلام نیز این دو وقت را زمان پخش شدن سپاهیان ابلیس و اوقات غفلت دانسته‌اند و از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده‌اند که در این دو‌زمان بسیار یاد خدا کنید و کودکان خود را در پناه خدا قرار دهید. (3)

2. دل شب و سحرگاهان

شب‌زنده‌داری مایه صفای باطن و تقرب مقرّبان است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«أَفْضَلُ الْعِبَادَهِ سَهَرُ الْعُیُونِ بِذِکْرِ اللَّهِ؛ (4)

برترین عبادت، شب‌زنده‌داری با یاد خداوند سبحان است.»

امام باقر علیه‌السلام نیز برپا خاستن انسان در دل شب و یاد خدا را از دروازه‌های نیکی و زداینده خطایا معرفی کرده‌اند. (5)

3. روز جمعه

روز جمعه سید ایام و روز عبادت است. در این روز حتی کسب‌وکار برای شتافتن به‌سوی یاد خدا رها می‌شود. قرآن کریم درباره ارزش ذکر در این روز می‌فرمایند:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌؛ (6)

ای مؤمنان! چون برای نماز روز جمعه ندا دهند، به‌سوی ذکر خدا بشتابید و خریدوفروش را رها کنید که این [اقامه نماز جمعه و ترک خریدوفروش] برای شما بهتر است اگر [به پاداشش،] معرفت و آگاهی داشتید.»

مصداق کامل ذکر الهی در روز جمعه، نماز جمعه است. همچنین گفتن اذکار الهی از اموری است که در روز جمعه توصیه شده است. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام چنین بیان شده است:

«إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى کَرَائِمَ فِی عِبَادِهِ خَصَّهُمْ بِهَا فِی کُلِّ لَیْلَهِ جُمُعَهٍ وَ یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَأَکْثِرُوا فِیهِمَا مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّسْبِیحِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ الصَّلَاهِ عَلَى النَّبِیِّ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله؛ (7)

خداوند را براى بندگان خویش کرامت‌هایی است که در هر شب و روز جمعه به ایشان ارزانى مى‏فرماید؛ بنابراین در شب و روز جمعه فراوان تسبیح و تهلیل کنید و خدا را بسیار ستایش کنید و بر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فراوان درود فرستید.»

4. ماه مبارک رمضان

بهار قرآن و ماه بندگی، بهترین بستر برای جاری ساختن ذکر بر زبان و قلب است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درباره مغفرت الهی برای یاد کنندگان خدا در این ماه می‌فرمایند:

«رَمَضَانُ شَهْرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى اسْتَکْثِرُوا فِیهِ مِنَ التَّهْلِیلِ وَ التَّکْبِیرِ وَ التَّحْمِیدِ وَ التَّمْجِیدِ وَ التَّسْبِیح‏؛ (8)

رمضان، ماه خداوند تبارک‌وتعالی است. در این ماه، ذکر "لا إله إلّا اللّه" و "اللّه أکبر" و "الحمد للّه" و تمجید و "سبحان اللّه،" بسیار بگویید.»

5. دهه اول ذی‌حجه و ایام تشریق

سفر حج و ایام خاص آن، تجلی‌گاه بندگی و ذکر است. خداوند در قرآن کریم به یاد خود در روزهای خاص فرمان داده است:

«وَ اذْکُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودات‏؛ (9)

و خدا را در روزهایی معین (ایام تشریق)، یاد کنید.»

 

بخش دوم: موقعیت‌های ویژه (بزنگاه‌های ذکر در جریان زندگی)

در این بخش، شرایط و موقعیت‌هایی بررسی می‌شوند که یاد خدا در آن‌ها به‌عنوان یک نیاز روحی، راهنما یا پناهگاه عمل می‌کند.

1. در میدان جهاد و هنگام مبارزه

پایداری در مقابل دشمنان نیازمند روحیه‌ای قوی است که جز با یاد خدا به‌دست نمی‌آید. قرآن کریم می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا لَقِیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏؛ (10)

ای اهل ایمان! هنگامی‌که [در میدان نبرد] با گروهی [از مشرکان و کافران] برخورد کردید، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید.»

امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز در این رابطه فرموده‌اند:

«إِذَا لَقِیتُمْ عَدُوَّکُمْ فِی الْحَرْبِ فَأَقِلُّوا الْکَلَامَ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ فَتُسْخِطُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ تَسْتَوْجِبُوا غَضَبَه‏؛ (11)

هرگاه در جنگ با دشمن رودررو شدید، سخنتان را کوتاه کنید و خدا را یاد کنید و به دشمنان پشت نکنید که با این کار، خداوند تبارک‌وتعالی را به خشم می‌آورید و سزاوار غضب او می‌شوید.»

2. هنگام تصمیم‌گیری، داوری و تقسیم اموال

یاد خدا در فعالیت‌های اجتماعی و تصمیمات سرنوشت‌ساز، مانعی در برابر پیروی از هوای نفس است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمایند:

«اذْکُرِ اللَّهَ عِنْدَ هَمِّکَ إِذَا هَمَمْتَ وَ عِنْدَ لِسَانِکَ إِذَا حَکَمْتَ وَ عِنْدَ یَدِکَ إِذَا قَسَمْتَ؛ (12)

هرگاه قصد کاری کردی و هرگاه با زبانت داوری می‌کنی و هرگاه با دستت چیزی را تقسیم می‌کنی، خدا را یاد کن.»

3. هنگام رعدوبرق و نزول صاعقه

در لحظاتی که نیروهای مهیب طبیعت رخ می‌نمایند، یاد خدا آرامش‌بخش دل‌ها است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

«إِنَّ الصَّاعِقَهَ تُصِیبُ الْمُؤْمِنَ وَ الْکَافِرَ وَ لَا تُصِیبُ ذَاکِراً؛ (13)

صاعقه، به مؤمن و کافر اصابت می‌کند؛ اما به آن‌که ذکر خدا بگوید، اصابت نمی‌کند.»

4. هنگام گفتار و آغاز کارها

مؤمن زبان خود را با ذکر می‌آراید و هیچ‌کاری را بدون یاد خدا شروع نمی‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

«الْعَاقِلُ مَنْ عَقَلَ لِسَانَهُ إِلَّا عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ؛ (14)

خردمند، کسى است که زبانش را جز از یاد خدا فرومی‌بندد.»

امام زین‌العابدین علیه‌السلام نیز در مورد آغاز کارها با ذکر الهی فرموده‌اند:

«اللَّهُمَّ بِذِکْرِکَ أَسْتَفْتِحُ مَقَالِی وَ بِشُکْرِکَ أَسْتَنْجِحُ سُؤَالِی‏؛ (15)

بار خدایا! با نام تو، گفتارم را آغاز مى‌کنم و با سپاس‌گزارى از تو، برآورده شدن درخواستم را مى‌جویم.»

5. هنگام خوردن غذا و خوابیدن

اسلام برای جزئی‌ترین رفتارهای روزمره نیز برنامه معنوی دارد. در توصیه‌ای از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مورد آغاز غذا خوردن با ذکر الهی چنین آمده است:

«اذْکُرُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الطَّعَامِ وَ لَا تَلْغَطُوا فَإِنَّهُ نِعْمَهٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَ رِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ یَجِبُ عَلَیْکُمْ فِیهِ شُکْرُهُ وَ ذِکْرُهُ وَ حَمْدُهُ؛ (16)

نام خدا را بر غذا ذکر کنید؛ اما گنگ و نامفهوم نگویید (که معناى سخن فهمیده نشود؛) زیرا غذا نعمتى از نعمت‌هاى خداوند و رزقى از رزق‌هاى اوست، شکر، ذکر و حمد خداوند براى شما واجب است.»

همچنین در روایات توصیه شده است که انسان هنگام خوابیدن، با دل و زبان یاد خدا کند و آن را آخرین عهد خود با دنیا بداند. (17)

6. هنگام خروج از مجلس و برخاستن

پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله همواره پیش از برخاستن از مجالس برای یاران خود دعا می‌کردند:

«أَنَّهُ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کَانَ إِذَا فَرَغَ مِنْ حَدِیثِهِ وَ أَرَادَ أَنْ یَقُومَ مِنْ مَجْلِسِهِ یَقُولُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا مَا أَخْطَأْنَا وَ مَا تَعَمَّدْنَا وَ مَا أَسْرَرْنَا وَ مَا أَعْلَنَّا وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا؛ (18)

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هرگاه سخنش را به پایان مى‌رساند و مى‌خواست از جایش برخیزد، مى‌گفت: بار خدایا! گناهانى را که به خطا یا عمد و در نهان یا آشکار، از ما سر زده است و تو بدان‌ها داناتر از ما هستى، بر ما ببخشا.»

7. همراهی با اذان‌گو

هنگامی‌که صدای توحید بلند می‌شود، همراهی با آن بسیار ارزشمند است. امام باقر علیه‌السلام در پاسخ به زراره که پرسید هنگام شنیدن اذان چه بگویم، فرمودند:

«اذْکُرِ اللَّهَ مَعَ کُلِّ مع ذَاکِرٍ؛ (19)

با هر یاد کننده‌ای، تو نیز خدا را یاد کن.»

نتیجه:

در احادیث و آموزه‌های دینی، برای یاد خدا هم «زمان‌های برتر» معرفی شده است و هم «موقعیت‌های ویژه»ی زندگی. از زمان‌های برتر می‌توان به بامدادان و شامگاهان، دل شب و سحرگاهان، روز جمعه، ماه مبارک رمضان و دهه اول ذی‌حجه و ایام تشریق اشاره کرد؛ زمان‌هایی که به سبب عظمت و برکت ویژه‌شان، برای ذکر الهی سفارش شده‌اند و در برخی از آن‌ها ثواب‌های خاصی نیز وعده داده شده است. در کنار این اوقات، موقعیت‌هایی هم هست که ذکر در آن‌ها بسیار توصیه شده است؛ مانند میدان جهاد، هنگام تصمیم‌گیری و داوری، وقت رعدوبرق، آغاز سخن و کار، هنگام خوردن غذا و خوابیدن، خروج از مجلس و همراهی با اذان‌گو. علت این سفارش‌ها آن است که این لحظه‌ها، لحظه‌های حساس و اثرگذار زندگی‌اند؛ گاه میدان آزمون‌اند، گاه هنگام خطر، گاه آغاز یک عمل و گاه فرصتی برای شکر، توجه و حضور قلب. ازاین‌رو، ذکر در این زمان‌ها فقط یک عمل مستحبّ ساده نیست، بلکه پاسخی متناسب با حال و نیاز انسان در لحظه‌های مهم زندگی است.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ی کهف، آیه 18.

2. طوسى، محمد بن الحسن‏، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوى‏، تهران: دار الکتب الإسلامیه‏، 1407 ق‏، ج‏2، ص 138، ح 536.

3. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 522، ح 2.

4. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 112، ح 2428.

5. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏2، ص 24، ح 15.

6. سوره‌ی جمعه، آیه 9.

7. فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضه الواعظین و بصیره المتعظین (ط - القدیمه)، قم: انتشارات رضى‏، 1375، ج‏2، ص 333.

8. اشعرى قمى، احمد بن محمد بن عیسى‏، النوادر (للأشعری)، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه‌السلام‏، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، 1408 ق‏، ص 17، ح 2.

9. سوره‌ی بقره، آیه 203.

10. سوره‌ی انفال، آیه 45.

11. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏5، ص 42، ح 5.

12. کراجکى، محمد بن على‏، کنز الفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله، قم: دارالذخائر، 1410 ق، ج‏2، ص 31.

13. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح: غفارى، علی‌اکبر، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج‏1، ص 544، ح 1516.

14. لیثى واسطى، على بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، محقق / مصحح: حسنى بیرجندى، حسین‏، قم: دار الحدیث‏، 1376 ش، ص 52، ح 1359.

15. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار (ط - بیروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج‏91، ص 153، ح 22.

16. کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏6، ص 296، ح 23.

17. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیه‌السلام‏، مصباح الشریعه، محقق / مصحح: ندارد، بیروت‏: اعلمی، 1400 ق‏، ص 45.

18. شهید ثانى، زین‌الدین بن على‏، منیه المرید، محقق / مصحح: مختارى، رضا، قم: مکتب الإعلام الإسلامی‏، 1409 ق‏، ص 220.

19. ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، محقق / مصحح: ندارد، قم: کتاب‌فروشی داورى‏، 1385 ش‏، ج‏1، ص 284، ح 3.

ریشۀ روایی تسبیح‌گرفتن در دست
تسبیح با ریشه‌ای اصیل در سیره اهل‌بیت (ع) و از سنت‌های پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س)، ابزاری معنوی و دارای پشتوانه حدیثی برای استمرار ذکر خدا و کسب فضیلت است.

پرسش:

آیا به‌دست‌گرفتن تسبیح، ریشه روایی دارد؟

پاسخ:

«تسبیح» وسیله‌ای برای شمارش ذکر و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است که از دیرباز در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه داشته است. بررسی منابع حدیثی نشان می‌دهد روایات متعددی از معصومان علیهم ‌السلام بر همراه‌داشتن تسبیح به‌ویژه تسبیح تربت تأکید کرده‌اند؛ حتی پیشینه استفاده از وسیله شمارش ذکر به سیره حضرت فاطمه زهرا سلام ‌الله‌ علیها بازمی‌گردد. در این نوشتار شواهدی بیان می‌شود که نشان می‌دهد به‌دست‌گرفتن تسبیح و ذکرگفتن با آن ریشه‌ای روایی دارد و مورد تأیید اهل‌بیت علیهم ‌السلام است.

1. تأکید معصومان علیهم ‌السلام بر همراه‌داشتن تسبیح

در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام بر داشتن و استفاده از تسبیح تأکید شده است؛ بنابراین یکی از شواهد روایی بر جایگاه تسبیح، همین روایات است. در حدیثی از امام کاظم علیه ‌السلام نقل شده است: «لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَهٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً: شیعیان ما از چهار چیز بی‌نیاز نیستند: سجاده یا بوریاچه‌ای که بر آن نماز بخوانند، انگشتری که در دست کنند، مسواکی که با آن مسواک بزنند و تسبیحی از گل قبر اباعبدالله الحسین علیه ‌السلام که سی‌وسه دانه داشته باشد».

این روایت، تسبیح تربت را در کنار ابزارهای عبادی و آداب دینی مانند سجاده و مسواک قرار داده است. مقصود روایت، وجوب فقهی همراه‌داشتن تسبیح نیست، بلکه نشان می‌دهد تسبیح به‌ویژه تسبیح تربت از نشانه‌ها و وسایل مناسب برای زندگی عبادی شیعه شمرده شده است.

در ادامه همین روایت آمده است: «مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّهٍ أَرْبَعُونَ حَسَنَةً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً: هرگاه آن را در حالی بچرخاند که خدا را یاد می‌کند، برای هر دانه چهل حسنه برای او نوشته می‌شود؛ و اگر آن را از روی بی‌توجهی بچرخاند، بیست حسنه برای او نوشته می‌شود» (1).

بنابراین چرخاندن تسبیح تربت، کاری شناخته‌شده و مورد تأیید در فرهنگ اهل‌بیت علیهم ‌السلام بوده است.

در روایت دیگری از امام کاظم علیه ‌السلام نقل شده است: «لَا یَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ، سِوَاکٍ وَ مُشْطٍ وَ سَجَّادَهٍ وَ سُبْحَهٍ فِیهَا أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً وَ خَاتَمِ عَقِیقٍ: مؤمن از پنج چیز خالی نیست: مسواک، شانه، سجاده، تسبیحی با سی‌وچهار دانه و انگشتر عقیق» (2).

این روایت نیز نشان می‌دهد که تسبیح ابزاری مناسب برای همراه‌داشتن مؤمن و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است.

2. تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام

یکی از مهم‌ترین روایات درباره پیشینه تسبیح، روایت امام صادق علیه ‌السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است: «إِنَّ فَاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا کَانَتْ سُبْحَتُهَا مِنْ خَیْطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعْقُودٍ عَلَیْهِ عَدَدَ التَّکْبِیرَاتِ، وَ کَانَتْ عَلَیْهَا السَّلَامُ تُدِیرُهَا بِیَدِهَا، تُکَبِّرُ وَ تُسَبِّح: تسبیح فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله، نخ پشمی تابیده‌ای بود که به تعداد تکبیرها بر آن گره زده شده بود؛ و حضرت آن را با دست می‌گرداند و تکبیر و تسبیح می‌گفت».

این روایت، ریشه استفاده از ابزار شمارش ذکر را به حضرت زهرا علیها السلام پیوند می‌دهد. تسبیح در آن زمان به شکل دانه‌های امروزی نبود، بلکه نخ پشمی گره‌خورده‌ای بود که تعداد ذکرها با گره‌های آن شمرده می‌شد. بنابراین شکل وسیله ممکن است تغییر کند؛ اما اصل استفاده از ابزاری برای شمارش ذکر در این روایت تأیید شده است.

در ادامۀ روایت آمده است: «حَتَّى قُتِلَ حَمْزَهُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ التَّسَابِیحَ فَاسْتَعْمَلَهَا النَّاس: تا آن‌گاه‌ که حمزه بن عبدالمطلب به شهادت رسید؛ پس حضرت از تربت او استفاده کرد و تسبیح‌هایی ساخت و مردم نیز از آن استفاده کردند» (3).

طبق این نقل، ساختن تسبیح از تربت شهید نیز سابقه‌ای در سیره حضرت فاطمه علیها السلام داشته است.

3. تسبیح در سیره سایر اهل‌بیت علیهم ‌السلام

بر اساس روایات، تسبیح ابزاری عبادی بود که اهل‌بیت علیهم ‌السلام نیز از آن بهره می‌بردند. در روایتی که امام سجاد علیه ‌السلام از پدران خود و آنان از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می‌کنند، از تسبیح در عمل روزانه ایشان یاد شده است. مطابق این حدیث، پیامبر صلی الله علیه وآله پس از نماز صبح و تعقیبات، این دعا را می‌خواندند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ أُحَمِّدُکَ وَ أُهَلِّلُکَ بِعَدَدِ مَا أُدِیرُ بِهِ سُبْحَتِی: خدایا، صبح کردم درحالی‌که تو را به تعداد آنچه تسبیحم را می‌گردانم، تسبیح می‌گویم، تمجید می‌کنم، حمد می‌کنم و تهلیل می‌گویم». سپس تسبیح را در دست می‌گرفتند و می‌گرداندند و با مردم سخن می‌گفتند. هنگام خواب نیز همین دعا را می‌خواندند و تسبیح را زیر سر می‌گذاشتند.

امام سجاد علیه ‌السلام پس از نقل این رفتار می‌فرماید که خود نیز به پیروی از جدّ خویش چنین می‌کند (4). این روایت فقط بیان‌کننده استفاده پیامبر صلی الله علیه وآله از تسبیح نیست، بلکه نشان می‌دهد امام سجاد علیه ‌السلام نیز این عمل را به اقتدا از رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام می‌داده است.

4. فضیلت تسبیح تربت امام حسین علیه ‌السلام

در احادیث فراوانی تأکید بر داشتن و استفاده از تسبیحی از تربت امام حسین علیه ‌السلام شده است. این روایات نیز می‌توانند ثابت‌کنندۀ مشروعیت استفاده از تسبیح باشند. در بخش‌های قبل دربارۀ تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها روایتی بیان شد. در ادامه آن روایت امام صادق علیه ‌السلام فرموده‌اند: «فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ جَدَّدَ عَلَى قَاتِلِهِ الْعَذَابَ، عَدَلَ بِالْأَمْرِ إِلَیْهِ، فَاسْتَعْمَلُوا تُرْبَتَهُ لِمَا فِیهَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الْمَزِیَّة: پس هنگامی ‌که حسین علیه ‌السلام به شهادت رسید، مردم به تربت او روی آوردند و از آن استفاده کردند؛ زیرا در آن فضیلت و امتیاز ویژه‌ای بود» (5).

بر اساس این روایت، روی‌آوردن به تربت امام حسین علیه ‌السلام در ساخت تسبیح به سبب فضیلت تربت آن حضرت است. همچنین از امام صادق علیه ‌السلام نقل شده است: «وَ مَنْ کَانَ مَعَهُ سُبْحَهٌ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع کُتِبَ مُسَبِّحاً وَ إِنْ لَمْ یُسَبِّحْ بِهَا: هر کسی تسبیحی از خاک قبر امام حسین علیه ‌السلام همراه داشته باشد، تسبیح‌گو نوشته می‌شود؛ هرچند با آن تسبیح نگوید» (6).

در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «مَنْ أَدَارَهَا مَرَّةً وَاحِدَةً بِالاسْتِغْفَارِ أَوْ غَیْرِهِ کَتَبَ لَهُ سَبْعِینَ مَرَّةً وَ إِنَّ السُّجُودَ عَلَیْهَا یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ: هرکه تسبیح تربت را یک‌ بار بگرداند و استغفار یا ذکر دیگرى بگوید، ثواب هفتاد دور تسبیح برایش بنویسند و‏ سجده بر تربت حسین علیه ‌السلام حجاب‌های هفت‌گانه را برطرف کند» (7).

از آن حضرت در پاسخ به پرسش درباره تسبیح تربت حمزه و امام حسین علیهما السلام نیز نقل شده است: «الْمِسْبَحَهُ الَّتِی مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع تُسَبِّحُ بِیَدِ الرَّجُلِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَبِّح: تسبیح گل قبر امام حسین علیه ‌السلام در دست انسان تسبیح می‌گوید، بدون آنکه شخص تسبیح بگوید» (8).

همچنین شیخ طوسی در تهذیب الأحکام نقل می‌کند که محمد بن عبدالله حمیری از امام زمان عجل‌ الله ‌تعالی ‌فرجه پرسید آیا با خاک قبر امام حسین علیه ‌السلام می‌توان تسبیح گفت و آیا در آن فضیلتی وجود دارد؟ در پاسخ توقیع شریف آمد: «یُسَبِّحُ بِهِ فَمَا فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ التَّسْبِیحِ أَفْضَلُ مِنْهُ وَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ الْمُسَبِّحَ یَنْسَى التَّسْبِیحَ وَ یُدِیرُ السُّبْحَهَ فَیُکْتَبُ لَهُ ذَلِکَ التَّسْبِیحُ: با آن تسبیح بگوید؛ زیرا هیچ تسبیحی از آن برتر نیست. و از فضیلت آن این است که انسان ذکر را فراموش می‌کند، ولی تسبیح را می‌گرداند و برای او تسبیح نوشته می‌شود» (9).

امام علیه السلام در این توقیع هم اصل ذکرگفتن با سبحه (تسبیح) را تأیید می‌کند و هم فضیلت ویژه تسبیح تربت را بیان فرموده است. پس این روایات افزون بر آنکه فضیلت ویژه تربت حسینی را بیان می‌کنند، نشان‌دهندۀ مشروعیت و تأکید بر استفاده از تسبیح را نیز دارند.

درنهایت باید این نکته را اشاره کرد که با وجود تأیید تسبیح، روایات استفاده از انگشتان برای شمارش ذکر را نیز دارای فضیلت می‌دانند. در حدیثی نقل شده است: «التَّسْبِیحُ بِالْأَصَابِعِ أَفْضَلُ مِنْهُ بِغَیْرِهَا لِأَنَّهَا مَسْئُولَاتٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ: تسبیح‌گفتن با انگشتان از تسبیح‌گفتن با غیرانگشتان برتر است؛ زیرا از انگشتان در روز قیامت پرسش می‌شود و آنان به سخن درمی‌آیند» (10).

پس در روایات، میان استفاده از انگشتان و تسبیح تعارضی وجود ندارد. انسان می‌تواند گاهی ذکر را با انگشتان بشمارد و گاهی با تسبیح. فضیلت انگشتان به گواهی‌دادن آنها در قیامت مربوط است؛ اما فضیلت تسبیح به کمک آن در شمارش، یادآوری ذکر. دربارۀ تسبیح تربت نیز به شرافت تربت امام حسین علیه ‌السلام بازمی‌گردد؛ ازاین‌رو فضیلت بسیار بالا و اجری عالی دارد.

نتیجه:

بر اساس روایات، همراه‌داشتن و به‌دست‌گرفتن تسبیح ریشه‌ای اصیل و مستند در منابع حدیثی دارد و نه‌تنها امری بی‌پشتوانه یا صرفاً عرفی نیست، بلکه مورد تأکید اهل‌بیت علیهم ‌السلام بوده است. استفاده از تسبیح از سیره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آغاز شد و در عمل روزانه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امام سجاد علیه‌السلام ادامه یافته است. تسبیح تربت امام حسین علیه ‌السلام از فضیلت والایی برخوردار است؛ چنان‌که در روایات، حتی همراه‌داشتن آن بدون ذکر، ثواب تسبیح‌گو را برای مؤمن ثبت می‌کند. با این وجود، این روایات هرگز با فضیلت شمارش ذکر با انگشتان در تعارض نیستند، بلکه هر یک فضیلتی ویژه دارند. بنابراین تسبیح هم به لحاظ مشروعیت دارای پشتوانه روایی است و هم از حیث آثار و فضایل، ابزاری ارزشمند در مسیر زندگی عبادی و استمرار یاد خدا به شمار می‌آید.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ تحقیق: حسن الموسوی خرسان؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 6، ص 75.

2. محمد بن حسن طوسی؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج ‏2، ص 735.

3. محمد بن جعفر ابن‌مشهدى؛ المزار الکبیر؛ محقق/ مصحح: جواد قیومى اصفهانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، [بی‌تا]‏، ص 367.

4. محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ محقق/ مصحح: جمعى از محققان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، 1403 ق‏، ج ‏45، ص 200.

5. محمد بن جعفر ابن‌مشهدى؛ المزار الکبیر؛ ص 367.

6. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علی‌اکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1413 ق، ج ‏1، ص 268، ح 829.

7. فضل بن حسن طبرسى؛ مکارم الأخلاق؛ قم: الشریف‌الرضى‏، 1412 ق‏، ص 302.

8. محمد بن محمد مفید؛ کتاب المزار - مناسک المزار (للمفید)؛ محقق/ مصحح: محمدباقر ابطحى؛ قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمة الله علیه‏، 1413 ق‏، ص 151.

9. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ ج ‏6، ص 76، ح 148.

10. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ ج ‏1، ص 268، ح 829.