۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۱۴:۵۴ شناسه مطلب: 101943
پرسش:
آیا بهدستگرفتن تسبیح، ریشه روایی دارد؟
پاسخ:
«تسبیح» وسیلهای برای شمارش ذکر و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است که از دیرباز در فرهنگ اسلامی جایگاهی ویژه داشته است. بررسی منابع حدیثی نشان میدهد روایات متعددی از معصومان علیهم السلام بر همراهداشتن تسبیح بهویژه تسبیح تربت تأکید کردهاند؛ حتی پیشینه استفاده از وسیله شمارش ذکر به سیره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بازمیگردد. در این نوشتار شواهدی بیان میشود که نشان میدهد بهدستگرفتن تسبیح و ذکرگفتن با آن ریشهای روایی دارد و مورد تأیید اهلبیت علیهم السلام است.
1. تأکید معصومان علیهم السلام بر همراهداشتن تسبیح
در احادیث اهلبیت علیهمالسلام بر داشتن و استفاده از تسبیح تأکید شده است؛ بنابراین یکی از شواهد روایی بر جایگاه تسبیح، همین روایات است. در حدیثی از امام کاظم علیه السلام نقل شده است: «لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَهٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً: شیعیان ما از چهار چیز بینیاز نیستند: سجاده یا بوریاچهای که بر آن نماز بخوانند، انگشتری که در دست کنند، مسواکی که با آن مسواک بزنند و تسبیحی از گل قبر اباعبدالله الحسین علیه السلام که سیوسه دانه داشته باشد».
این روایت، تسبیح تربت را در کنار ابزارهای عبادی و آداب دینی مانند سجاده و مسواک قرار داده است. مقصود روایت، وجوب فقهی همراهداشتن تسبیح نیست، بلکه نشان میدهد تسبیح بهویژه تسبیح تربت از نشانهها و وسایل مناسب برای زندگی عبادی شیعه شمرده شده است.
در ادامه همین روایت آمده است: «مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ حَبَّهٍ أَرْبَعُونَ حَسَنَةً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کُتِبَ لَهُ عِشْرُونَ حَسَنَةً: هرگاه آن را در حالی بچرخاند که خدا را یاد میکند، برای هر دانه چهل حسنه برای او نوشته میشود؛ و اگر آن را از روی بیتوجهی بچرخاند، بیست حسنه برای او نوشته میشود» (1).
بنابراین چرخاندن تسبیح تربت، کاری شناختهشده و مورد تأیید در فرهنگ اهلبیت علیهم السلام بوده است.
در روایت دیگری از امام کاظم علیه السلام نقل شده است: «لَا یَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ، سِوَاکٍ وَ مُشْطٍ وَ سَجَّادَهٍ وَ سُبْحَهٍ فِیهَا أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّهً وَ خَاتَمِ عَقِیقٍ: مؤمن از پنج چیز خالی نیست: مسواک، شانه، سجاده، تسبیحی با سیوچهار دانه و انگشتر عقیق» (2).
این روایت نیز نشان میدهد که تسبیح ابزاری مناسب برای همراهداشتن مؤمن و استمرار یاد خدا در زندگی روزانه است.
2. تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام
یکی از مهمترین روایات درباره پیشینه تسبیح، روایت امام صادق علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است: «إِنَّ فَاطِمَهَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا کَانَتْ سُبْحَتُهَا مِنْ خَیْطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعْقُودٍ عَلَیْهِ عَدَدَ التَّکْبِیرَاتِ، وَ کَانَتْ عَلَیْهَا السَّلَامُ تُدِیرُهَا بِیَدِهَا، تُکَبِّرُ وَ تُسَبِّح: تسبیح فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله، نخ پشمی تابیدهای بود که به تعداد تکبیرها بر آن گره زده شده بود؛ و حضرت آن را با دست میگرداند و تکبیر و تسبیح میگفت».
این روایت، ریشه استفاده از ابزار شمارش ذکر را به حضرت زهرا علیها السلام پیوند میدهد. تسبیح در آن زمان به شکل دانههای امروزی نبود، بلکه نخ پشمی گرهخوردهای بود که تعداد ذکرها با گرههای آن شمرده میشد. بنابراین شکل وسیله ممکن است تغییر کند؛ اما اصل استفاده از ابزاری برای شمارش ذکر در این روایت تأیید شده است.
در ادامۀ روایت آمده است: «حَتَّى قُتِلَ حَمْزَهُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ التَّسَابِیحَ فَاسْتَعْمَلَهَا النَّاس: تا آنگاه که حمزه بن عبدالمطلب به شهادت رسید؛ پس حضرت از تربت او استفاده کرد و تسبیحهایی ساخت و مردم نیز از آن استفاده کردند» (3).
طبق این نقل، ساختن تسبیح از تربت شهید نیز سابقهای در سیره حضرت فاطمه علیها السلام داشته است.
3. تسبیح در سیره سایر اهلبیت علیهم السلام
بر اساس روایات، تسبیح ابزاری عبادی بود که اهلبیت علیهم السلام نیز از آن بهره میبردند. در روایتی که امام سجاد علیه السلام از پدران خود و آنان از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل میکنند، از تسبیح در عمل روزانه ایشان یاد شده است. مطابق این حدیث، پیامبر صلی الله علیه وآله پس از نماز صبح و تعقیبات، این دعا را میخواندند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ أُحَمِّدُکَ وَ أُهَلِّلُکَ بِعَدَدِ مَا أُدِیرُ بِهِ سُبْحَتِی: خدایا، صبح کردم درحالیکه تو را به تعداد آنچه تسبیحم را میگردانم، تسبیح میگویم، تمجید میکنم، حمد میکنم و تهلیل میگویم». سپس تسبیح را در دست میگرفتند و میگرداندند و با مردم سخن میگفتند. هنگام خواب نیز همین دعا را میخواندند و تسبیح را زیر سر میگذاشتند.
امام سجاد علیه السلام پس از نقل این رفتار میفرماید که خود نیز به پیروی از جدّ خویش چنین میکند (4). این روایت فقط بیانکننده استفاده پیامبر صلی الله علیه وآله از تسبیح نیست، بلکه نشان میدهد امام سجاد علیه السلام نیز این عمل را به اقتدا از رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام میداده است.
4. فضیلت تسبیح تربت امام حسین علیه السلام
در احادیث فراوانی تأکید بر داشتن و استفاده از تسبیحی از تربت امام حسین علیه السلام شده است. این روایات نیز میتوانند ثابتکنندۀ مشروعیت استفاده از تسبیح باشند. در بخشهای قبل دربارۀ تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها روایتی بیان شد. در ادامه آن روایت امام صادق علیه السلام فرمودهاند: «فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ جَدَّدَ عَلَى قَاتِلِهِ الْعَذَابَ، عَدَلَ بِالْأَمْرِ إِلَیْهِ، فَاسْتَعْمَلُوا تُرْبَتَهُ لِمَا فِیهَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الْمَزِیَّة: پس هنگامی که حسین علیه السلام به شهادت رسید، مردم به تربت او روی آوردند و از آن استفاده کردند؛ زیرا در آن فضیلت و امتیاز ویژهای بود» (5).
بر اساس این روایت، رویآوردن به تربت امام حسین علیه السلام در ساخت تسبیح به سبب فضیلت تربت آن حضرت است. همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «وَ مَنْ کَانَ مَعَهُ سُبْحَهٌ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع کُتِبَ مُسَبِّحاً وَ إِنْ لَمْ یُسَبِّحْ بِهَا: هر کسی تسبیحی از خاک قبر امام حسین علیه السلام همراه داشته باشد، تسبیحگو نوشته میشود؛ هرچند با آن تسبیح نگوید» (6).
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: «مَنْ أَدَارَهَا مَرَّةً وَاحِدَةً بِالاسْتِغْفَارِ أَوْ غَیْرِهِ کَتَبَ لَهُ سَبْعِینَ مَرَّةً وَ إِنَّ السُّجُودَ عَلَیْهَا یَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ: هرکه تسبیح تربت را یک بار بگرداند و استغفار یا ذکر دیگرى بگوید، ثواب هفتاد دور تسبیح برایش بنویسند و سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را برطرف کند» (7).
از آن حضرت در پاسخ به پرسش درباره تسبیح تربت حمزه و امام حسین علیهما السلام نیز نقل شده است: «الْمِسْبَحَهُ الَّتِی مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع تُسَبِّحُ بِیَدِ الرَّجُلِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَبِّح: تسبیح گل قبر امام حسین علیه السلام در دست انسان تسبیح میگوید، بدون آنکه شخص تسبیح بگوید» (8).
همچنین شیخ طوسی در تهذیب الأحکام نقل میکند که محمد بن عبدالله حمیری از امام زمان عجل الله تعالی فرجه پرسید آیا با خاک قبر امام حسین علیه السلام میتوان تسبیح گفت و آیا در آن فضیلتی وجود دارد؟ در پاسخ توقیع شریف آمد: «یُسَبِّحُ بِهِ فَمَا فِی شَیْءٍ مِنَ التَّسْبِیحِ أَفْضَلُ مِنْهُ وَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ الْمُسَبِّحَ یَنْسَى التَّسْبِیحَ وَ یُدِیرُ السُّبْحَهَ فَیُکْتَبُ لَهُ ذَلِکَ التَّسْبِیحُ: با آن تسبیح بگوید؛ زیرا هیچ تسبیحی از آن برتر نیست. و از فضیلت آن این است که انسان ذکر را فراموش میکند، ولی تسبیح را میگرداند و برای او تسبیح نوشته میشود» (9).
امام علیه السلام در این توقیع هم اصل ذکرگفتن با سبحه (تسبیح) را تأیید میکند و هم فضیلت ویژه تسبیح تربت را بیان فرموده است. پس این روایات افزون بر آنکه فضیلت ویژه تربت حسینی را بیان میکنند، نشاندهندۀ مشروعیت و تأکید بر استفاده از تسبیح را نیز دارند.
درنهایت باید این نکته را اشاره کرد که با وجود تأیید تسبیح، روایات استفاده از انگشتان برای شمارش ذکر را نیز دارای فضیلت میدانند. در حدیثی نقل شده است: «التَّسْبِیحُ بِالْأَصَابِعِ أَفْضَلُ مِنْهُ بِغَیْرِهَا لِأَنَّهَا مَسْئُولَاتٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ: تسبیحگفتن با انگشتان از تسبیحگفتن با غیرانگشتان برتر است؛ زیرا از انگشتان در روز قیامت پرسش میشود و آنان به سخن درمیآیند» (10).
پس در روایات، میان استفاده از انگشتان و تسبیح تعارضی وجود ندارد. انسان میتواند گاهی ذکر را با انگشتان بشمارد و گاهی با تسبیح. فضیلت انگشتان به گواهیدادن آنها در قیامت مربوط است؛ اما فضیلت تسبیح به کمک آن در شمارش، یادآوری ذکر. دربارۀ تسبیح تربت نیز به شرافت تربت امام حسین علیه السلام بازمیگردد؛ ازاینرو فضیلت بسیار بالا و اجری عالی دارد.
نتیجه:
بر اساس روایات، همراهداشتن و بهدستگرفتن تسبیح ریشهای اصیل و مستند در منابع حدیثی دارد و نهتنها امری بیپشتوانه یا صرفاً عرفی نیست، بلکه مورد تأکید اهلبیت علیهم السلام بوده است. استفاده از تسبیح از سیره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آغاز شد و در عمل روزانه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و امام سجاد علیهالسلام ادامه یافته است. تسبیح تربت امام حسین علیه السلام از فضیلت والایی برخوردار است؛ چنانکه در روایات، حتی همراهداشتن آن بدون ذکر، ثواب تسبیحگو را برای مؤمن ثبت میکند. با این وجود، این روایات هرگز با فضیلت شمارش ذکر با انگشتان در تعارض نیستند، بلکه هر یک فضیلتی ویژه دارند. بنابراین تسبیح هم به لحاظ مشروعیت دارای پشتوانه روایی است و هم از حیث آثار و فضایل، ابزاری ارزشمند در مسیر زندگی عبادی و استمرار یاد خدا به شمار میآید.
پینوشتها:
1. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ تحقیق: حسن الموسوی خرسان؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 6، ص 75.
2. محمد بن حسن طوسی؛ مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411 ق، ج 2، ص 735.
3. محمد بن جعفر ابنمشهدى؛ المزار الکبیر؛ محقق/ مصحح: جواد قیومى اصفهانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، [بیتا]، ص 367.
4. محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ محقق/ مصحح: جمعى از محققان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 45، ص 200.
5. محمد بن جعفر ابنمشهدى؛ المزار الکبیر؛ ص 367.
6. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1413 ق، ج 1، ص 268، ح 829.
7. فضل بن حسن طبرسى؛ مکارم الأخلاق؛ قم: الشریفالرضى، 1412 ق، ص 302.
8. محمد بن محمد مفید؛ کتاب المزار - مناسک المزار (للمفید)؛ محقق/ مصحح: محمدباقر ابطحى؛ قم: کنگره جهانى هزاره شیخ مفید رحمة الله علیه، 1413 ق، ص 151.
9. محمد بن حسن طوسی؛ تهذیب الاحکام؛ ج 6، ص 76، ح 148.
10. محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ من لا یحضره الفقیه؛ ج 1، ص 268، ح 829.






