شما اینجا هستید
صفحه کلام
|
نظریه فروید درباره منشأ دین که بر اسطوره قتل پدر نخستین واحساس گناه جمعی استوار است،بهدلیل فقدان شواهد تجربی بیش از آنکه علمی باشد،روایتی اسطورهای تلقی میشود |
|
ایمان حقیقتی قلبی و درونی است که به تصدیق و پذیرش قلبی تحقق مییابد، نه صرف علم ذهنی یا اعمال ظاهری، هرچند میتواند در عمل و گفتار بروز یابد. |
|
رنج و بیماری با وجود نظام حکیمانه الهی، میتواند آزمونی برای رشد ایمان، پاکشدن گناهان باشد، در حالی که دعا همراه با بهرهگیری از درمان علمی معنا مییابد. |
|
بر پایهٔ متون اسلامی، مرگ گذر به جهانی نو بهنام برزخ است که در «شب اول قبر» انسان پاداش یا کیفر آغازین خود را تجربه میکند. |
|
|
|
چاکراها در معنویتهای نوظهور بهعنوان مراکز انرژی برگرفته از آیینهای هندویی معرفی میشوندو با مانتراها برای ایجاد تجربههایی مثل سفر آسترال ترویج میگردند |
|
یکی از این نشانههای ظهور امام مهدی(عج) در برخی روایات، طلوع ستارهای با دنبالهای درخشان با عنوان "نجمالآیات" از مشرق است که چون ماه میدرخشد. |
|
انسان دارای خودآگاهی و خوددوستی است و به همین جهت، کمال خواه است و چون خداوند در نقطه اوج کمالات است، انسان از طریق شناخت خدا، به درک بهتری از کمالات میرسد . |
|
ازنگاه فیلسوفان خداباور اگر خدا نباشد زندگی نه مقصدی دارد نه ارزشی و نه پشتوانهای برای اخلاق.درنتیجه دلیلی برای تعهد به اخلاقیات یا خیر عمومی نیز باقی نمیماند |
|
هیچ موجود فیزیکی نمیتواند واجبالوجود بالذات باشد. تنها موجودی که واجبالوجود بالذات است، خداوند است که هیچ وابستگی به علتهای بیرونی ندارد. |
|
ملاک اصلی برای تشخیص صحت مدعیان ملاقات با امام زمان(عج) دو معیار اساسی است: اول بررسی محتوای روایت. دوم، بررسی سند و راویان ماجرا. |
|
بیخدایی مستلزم طرد اخلاق به شکل کلی نیست، اما ما را از درک بسیاری از اخلاقیات و تفسیر صحیح از آنها محروم میسازد. |
|
درباره مکان بهشت و جهنم سه دیدگاه مطرح است؛1.بهشت و جهنم بُعد باطنی همین جهاناند 2.عالم آخرت محیط بر این جهان مادی است 3.بهشت و جهنم در جایی از همین دنیا است. |
|
«دُروزیان» شاخهای منشعب از شیعه «اسماعیلیه» هستند که به دلیل گرایش شدید به باطنیگرایی و پنهانکاری، دسترسی به آموزهها ورفتارهای دینی آنان با دشواری همراه است |
|
نظریه تأثیرپذیری آموزههای اسلامی بهویژه معاد، از آیین زرتشت، از دو مسیر یهودیت و سلمان فارسی، استدلالی ضعیف و بدون پشتوانه تاریخی و منطقی است. |





