پرسش:
چه راهکارهایی برای ترویج فرهنگ قناعت و تشویق افراد جامعه به این فضیلت اخلاقی وجود دارد؟
پاسخ:
«قناعت» یکی از صفتهای خوب اخلاقی است که میتواند بر زندگی انسان تأثیر زیادی داشته باشد. برای اینکه قناعت در جامعه بیشتر شود، فقط نباید به مردم بگوییم کمتر مصرف کنند، بلکه باید فکر مردم دربارۀ پول و زندگی هم درست شود. خانواده، مدرسه، رسانهها و کسانی که بر مردم تأثیرگذارند، میتوانند دراینباره کمککننده باشند.
1. تبیین مفهوم قناعت
یکی از نخستین امور برای ترویج قناعت، بیان معنای درست آن است. گاه وقتی از قناعت سخن به میان میآید، ممکن است افراد فکر کنند که انسان نباید رفاه داشته باشد یا نباید برای پیشرفت تلاش کند؛ درحالیکه چنین برداشتی درست نیست. انسان میتواند کار کند و درآمد و خانۀ مناسب داشته باشد و از امکاناتی که خداوند در اختیار او قرار میدهد، استفاده کند؛ با این وجود، قناعت هم پیشه کند. در سورۀ «قصص» نیز در ماجرای قارون به او گفته میشود «در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهرهات را از دنیا فراموش مکن» (1). این آیه نشان میدهد که نگرش دینی در کنارگذاشتن کامل دنیا نیست، بلکه مسئله این است که انسان از امکانات دنیا در مسیر درست بهره گیرد.
بنابراین باید برای مردم روشن شود که قناعت با زندگی مناسب مخالفتی ندارد. قناعت یعنی انسان در استفاده از نعمتها حد خود را بشناسد و برای داشتن امکانات بیشتر، گرفتار زیادهخواهی نشود. امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند: «اگر اندازه کفایت بینیازت کند، کمترین چیز دنیا بینیازت کند و اگر اندازه کفایت بینیازت نکند، هرچه در دنیا هست، بینیازت نکند» (2).
2. تقویت ایمان و توکل به خدا
یکی از راههای ترویج قناعت در جامعه، تقویت ایمان و توکل به خدا در میان مردم است. وقتی فرهنگ توکل در جامعه بیشتر شود، مردم کمتر به دنبال جمعکردن مال و داشتن امکانات بیشتر از نیاز خود میروند و بهتر میتوانند با داشتههای خود زندگی کنند. برای این کار میتوان در مساجد، مدارس، دانشگاهها و رسانهها درباره توکل به خدا و نگاه درست به مال و زندگی صحبت کرد؛ همچنین میتوان از آیات قرآن و داستانهای دینی بهره گرفت تا این موضوع برای مردم بهتر توضیح داده شود. البته در این آموزشها باید توجه داشت که توکل به معنای کنارگذاشتن کار و تلاش نیست؛ چراکه آموزههای دینی هم انسان را به تلاش برای زندگی تشویق کردهاند و هم به توکل بر خدا.
در سورۀ «طلاق» نیز درباره توکل میخوانیم: «و هر کسی بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند» (3). بنابراین در برنامههای فرهنگی و تبلیغی جامعه باید بکوشیم که نگاه مردم به مال و امکانات اصلاح شود و افزون بر تشویق به کار و تلاش، فرهنگ توکل و اعتماد به خدا نیز تقویت گردد. این کار میتواند زمینه را برای گسترش قناعت در جامعه فراهم آورد.
3. ارزشآفرینی برای قناعت
اگر در جامعهای ثروت و تجمل نشانه موفقیت باشد، طبیعی است که افراد هم برای نشاندادن موفقیت خود به سمت مصرف بیشتر بروند. در چنین شرایطی ممکن است کسی که زیستی ساده دارد، احساس کند از دیگران عقب مانده است. قرآن کریم در سورۀ «حدید» دربارۀ زندگی دنیا از زینت و تفاخر و رقابت در زیادکردن مال سخن میگوید: «بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجملپرستی و فخرفروشی در میان شما و افزونطلبی در اموال و فرزندان است» (4). این آیه نشان میدهد یکی از آسیبهای زندگی دنیا، واردشدن انسان برای رقابت بیشترداشتن است. پس برای ترویج قناعت باید نگاه جامعه نیز تغییر یابد. فرد قانع نباید احساس کند که از دیگران کمتر است. قناعت باید بهمثابۀ رفتاری محترم شناخته شود، نه اینکه فقط افراد بسیار فقیر به آن نسبت داده شوند.
4. الگوبودن مسئولان و افراد تأثیرگذار
یکی از مهمترین راههای تبلیغ قناعت این است که کسانی که مردم از آنها تأثیر میگیرند، خودشان به آن عمل کنند. اگر کسی مردم را به سادهزیستی دعوت کند، اما خود زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشد، طبیعی است که حرف او اثر کمتری خواهد داشت. قرآن کریم در سورۀ «بقره» درباره کسانی که مردم را به کار خوب دعوت میکنند، اما خودشان آن را انجام نمیدهند، هشدار میدهد: «آیا مردم را به نیکی [و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده] دعوت میکنید، اما خودتان را فراموش مینمایید ...» (5). در فرهنگ دینی، رفتار عملی الگوها اهمیت زیادی دارد؛ به همین دلیل مسئولان، معلمان، روحانیون و شخصیتهای فرهنگی اگر درباره قناعت سخن میگویند، باید در زندگی خود نیز آن را به کار گیرند. افزون بر این باید به نسل جوان امروزی افرادی را معرفی کرد که با وجود داشتن امکانات، زندگی خود را به سمت تجملات نبردهاند و زندگی موفقی نیز داشتهاند.
5. استفادۀ درست از رسانهها
رسانهها میتوانند در شکلدادن نگاه مردم به زندگی نقش داشته باشند. اگر در فیلمها و برنامهها همیشه خانه بزرگ، لباس گران و خرید زیاد نشانه موفقیت نشان داده شود، ممکن است این تصور در ذهن مردم به وجود آید که زندگی خوب یعنی زندگی پرهزینه. در مقابل، رسانه میتواند زندگی ساده و متعادل را هم نشان دهد یا میتوان زندگی افرادی را نشان داد که با وجود داشتن امکانات، گرفتار تجمل نشدهاند؛ همچنین میتوان درباره پیامدهای چشموهمچشمی صحبت کرد؛ بنابراین تبلیغ قناعت نباید فقط به نصیحتهای مستقیم محدود شود، بلکه بهتر است با زبان و روش مناسب برای مخاطب بیان گردد.
6. تربیت قناعتمحور از کودکی
قناعت اگر از کودکی آموزش داده شود، احتمال بقای آن در زندگی فرد بیشتر است. کودک باید کمکم بفهمد که هر چیزی دوست دارد، لزوماً نیاز او نیست. خانواده دراینباره نقش مهمی دارد؛ چراکه اگر کودک همیشه با خواستههای مادی خود به خواستهاش برسد، ممکن است بهمرور توقعات او بیشتر شود. در مقابل، اگر به او یاد داده شود که میان نیاز و خواسته تفاوت بگذارد، زمینه قناعت در او بیشتر میشود. قرآن کریم دربارۀ مسئولیت انسان در برابر خانواده میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست، نگه دارید» (6). بنابراین قناعت را نباید زمانی به فرد آموزش داد که عادتهای او شکل گرفته است، بلکه بهتر است این موضوع از خانواده و دوران کودکی آغاز شود.
7. تشریح فواید قناعت
برای علاقهمندی مردم به قناعت، باید فایدههای آن نیز توضیح داده شود. اگر قناعت فقط بهمثابۀ دستوری اخلاقی بیان شود، ممکن است برای بعضی افراد جذابیت زیادی نداشته باشد.
8. تقویت عدالت اقتصادی
در کنار دعوت مردم به قناعت، نباید مشکلات اقتصادی جامعه را نادیده گرفت. نمیتوان همۀ مشکلات را فقط با توصیه اخلاقی حل کرد. بنابراین فرهنگ قناعت نباید به این معنا باشد که مشکلات اقتصادی را نادیده بگیریم و فقط از افراد کمدرآمد بخواهیم کمتر مصرف کنند. قناعت وظیفهای اخلاقی است؛ اما عدالت اقتصادی نیز یک مسئله اجتماعی و دینی است که این دو موضوع باید در کنار هم مطرح شوند.
9. ترویج تدریجی قناعت
قناعت نمیتواند بهسرعت در جامعه به وجود بیاید؛ چون تغییردادن رفتار مردم زمان میبرد. اگر بخواهیم قناعت در جامعه به فرهنگ تبدیل شود، باید از سنین پایین درباره آن آموزش دهیم و این موضوع در خانواده و جامعه هم ادامه داشته باشد. برای ترویج قناعت باید ابتدا معنای آن را برای مردم، ساده و درست توضیح دهیم؛ سپس میتوان نمونههایی از افراد و خانوادههایی که قناعت دارند را به مردم نشان داد. خانواده و مدرسه هم میتوانند دراینباره نقش داشته باشند. رسانهها هم میتوانند درباره قناعت برنامه بسازند و آن را بهخوبی معرفی کنند. همچنین نباید انتظار داشت که با یک برنامه یا یک صحبت، مردم قناعت را یاد بگیرند، بلکه این کار باید ادامه داشته باشد. اگر این کارها در گذر زمان انجام شود، قناعت کمکم در جامعه بیشتر میشود و ممکن است از یک توصیه اخلاقی به رفتاری معمول بین مردم تبدیل گردد.
نتیجه:
برای ترویج قناعت نمیتوان فقط به مردم گفت که کمتر مصرف کنند. قناعت قبل از اینکه رفتاری اقتصادی باشد، به نوع نگاه انسان به زندگی مربوط میشود. انسان باید بداند داشتن امکانات بیشتر همیشه به معنای آرامش بیشتر نیست؛ از طرف دیگر، قناعت نباید با فقر و محرومیت اشتباه گرفته شود. ایمان و توکل نیز میتواند به انسان کمک کند تا برای داشتن امکانات بیشتر، آرامش خود را از دست ندهد. در کنار این مسائل، رفتار مسئولان و افراد تأثیرگذار اهمیت دارد؛ اگر آنها به آنچه میگویند عمل کنند، سخنشان اثر بیشتری خواهد داشت. خانواده و مدرسه نیز باید از کودکی به این موضوع توجه کنند. کودک باید یاد بگیرد که هر خواستهای نیاز نیست؛ همچنین باید بداند که ارزش انسان به وسایلی که دارد وابسته نیست. رسانهها هم میتوانند دراینباره اثرگذار باشند؛ ازاینرو اگر زندگی تجملاتی را همیشه نشانه موفقیت نشان دهند، ترویج قناعت سختتر میشود. در مقابل، اگر زندگی ساده و متعادل را هم بهمثابۀ یک سبک زندگی قابل احترام نشان دهند، میتوانند به تغییر نگاه جامعه کمک کنند. در کنار همه این موارد، کمک به نیازمندان و توجه به عدالت اقتصادی نیز لازم است. قناعت نباید به این معنا باشد که مشکلات اقتصادی جامعه نادیده گرفته شود. درنهایت اینکه به نظر میرسد قناعت زمانی در جامعه بیشتر میشود که مردم آن را بهمثابۀ محدودیت نبینند. انسان میتواند از نعمتهای خدا استفاده کند و با وجود این، در اسراف و تجملگرایی گرفتار نشود. انسان میتواند برای زندگی خود تلاش کند، اما تمام زندگی خود را صرف بیشتر کردن مال نکند؛ همچنین میتواند امکانات داشته باشد، ولی ارزش خودش را به مقدار داراییاش وابسته نداند.
پینوشتها:
1. «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا» (قصص: 77).
2. «إِنْ کَانَ مَا یَکْفِیکَ یُغْنِیکَ فَأَدْنَى مَا فِیهَا یُغْنِیکَ وَ إِنْ کَانَ مَا یَکْفِیکَ لَا یُغْنِیکَ فَکُلُّ مَا فِیهَا لَا یُغْنِیکَ» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ محقق/ مصحح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج 2، ص 139).
3. «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (طلاق: 3).
4. «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ» (حدید: 20).
5. «أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ» (بقره: 44).
6. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» (تحریم: 6).







