پرسش:
کدام امامان و پیامبران کار هنری انجام میدادند؟
در حدیثی از امیرالمؤمنین علیهالسلام آمده است:
«إنّ الله جمیل و یُحبّ الجمال ...؛
خدای متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد.»
در فرهنگ دینی و اسلامی به هنر ارج نهاده شده است؛ البته هنری که موافق با ارزشهای اخلاقی و انسانی بوده و بهنوعی تجلّی و نمایانگر فضیلت، اخلاق و حقیقت باشد. درواقع، انتقال مفاهیم و نیز تأثیرگذاری در ذهن و روح انسانها در قالب هنر، بسیار راحتتر و بهتر انجام میگیرد.
با جستجو در لابلای تاریخ، میتوان مواردی را پیدا کرد که برخی پیامبران و امامان یا به کارهای هنری میپرداختند و یا نوع فعالیت آنان جزء صنایعدستی محسوب میشد. برای نمونه، به مواردی اشاره میکنیم:
1. هنر خطاطی
در تاریخ آمده است که حضرت ادریس علیهالسلام نخستین کسی بود که از قلم برای نوشتن بهره برد. (1) از دستورالعمل امام علی علیهالسلام برای خوشنویسی میتوان اهتمام ایشان به هنر زیبانویسی را دریافت. حضرت در دستوری که به کاتب خود عبیدالله بن ابى رافع میدهد، چهار راهکار را برای زیبانویسی میفرماید: «مرکّب دوات خود را با گذاشتن لیقه در آن، تنظیم کن و نوک قلمت را طولانى نما و میان سطرها فاصله بینداز و فاصله بین حروف را کم کن که این به جلوه و زیبایى خط میافزاید.» (2)
از فرمایش امام همچنین میتوان فهمید که حضرت شخصاً بسیار زیبا مینوشتند و مراعات این امور را داشتند.
2. هنر صدای خوش
پیامبری که میتوان این هنر را به وی نسبت داد، حضرت داوود علیهالسلام است. وی بسیار خوشصدا بود بهگونهای که امام صادق علیهالسلام در وصف آن فرمودند: «داوود بهسوی دشت و بیابان خارج گردید، درحالیکه زبور را میخواند؛ هنگامیکه زبور را تلاوت میکرد، هیچ کوه و سنگ و پرندهاى نبود، مگر اینکه با او همصدا میشد.» (3)
امام سجاد علیهالسلام نیز صدای بسیار زیبایی داشتند، در روایتی چنین آمده است: «على بن حسین (علیهماالسلام،) قرآن را از همه مردم خوشتر میخواند، بهطوریکه وقتى سقّاها از در خانه حضرت میگذشتند، میایستادند و به صداى قرآن خواندن ایشان گوش میکردند.» (4)
3. هنر فصاحت و بلاغت در نوشتار و گفتار
اگر فصاحت و بلاغت را نیز نوعی هنر بدانیم که درواقع نیز اینچنین است، حضرت امیر علیهالسلام در این زمینه حقیقتاً امیر سخن و یک هنرمند تمامعیار در استخدام کلمات و عبارات در عالیترین سطح از ادبیات عرب هستند. نهجالبلاغه ایشان بهعنوان یک سند ماندگار در این زمینه در اختیار ماست. همچنین خطبه بینقطه (5) و نیز خطبه بدون الف (6) ایشان بهعنوان یک شاهکار ادبی محسوب میشود. همچنین میتوان در این زمینه به صحیفه سجادیه امام زینالعابدین علیهالسلام اشاره کرد که علاوه بر دارا بودن عالیترین سطوح ادبیات عرب، از مفاهیم بسیار بلند و پرمغز برخوردار است.
همچنین از امام هادی علیهالسلام اَشعاری به یادگار مانده است. هنگامیکه متوکل حضرت را به بزم شراب وارد کرد و قصد داشت تا با این کار از قداست و جایگاه حضرت بکاهد و ایشان را بدنام سازد، حضرت هادی علیهالسلام فرمودند:
«به خدا سوگند! هرگز گوشت و خون من با شراب آمیخته نشده، مرا از این عمل معاف بدار.»
سپس متوکل از امام درخواست کرد شعری بسرایند تا رونقبخش آن مجلس باشد. حضرت نیز ابیاتی را سرودند که سبب گریستن جمع حاضر و شخص متوکل شد. این شعر در منابع حدیثی شیعه موجود است. (7)
4. هنر بافندگی
به برخی از انبیاء هنر بافندگی که صنعت دستی است، نسبت داده شده است. برای مثال حضرت داوود علیهالسلام علاوه بر اینکه صدای دلنشینی داشت، از جانب خدای متعال به روش نرم کردن آهن برای زره بافی، دست یافته بود. (8) درواقع، ایشان از طریق زره بافی امرارمعاش میکرد. (9) فرزند ایشان حضرت سلیمان علیهالسلام نیز در حصیربافی و ساختن زنبیل مهارت داشت و علیرغم اینکه حکومت جهانی داشت، از این طریق امورات زندگی خود را میگذراند. (10)
نتیجهگیری:
هنر و هنرمند از نگاه اسلام اگر منعکسکننده ارزشها و حقایق و فضایل اخلاقی باشند، نهتنها پسندیده و مُجاز بوده، بلکه برای تأثیرگذاری در ذهن و رفتار مخاطب بسیار سفارش شده است. در میان پیامبران و امامان برخی به امور هنری میپرداختند. برای نمونه حضرت ادریس نخستین کسی بود که خیاطی و خطاطی میکرد و یا حضرت داوود زنبیل میبافت و زره میساخت و بسیار خوشصدا بود. حضرت سلیمان نیز با دستان خویش حصیر و زنبیل میبافت و امرارمعاش میکرد. درنهایت، امام علی علیهالسلام نیز در نگارش خط، بسیار به زیبانویسی و رعایت اصول نگارش تأکید داشتند. خود ایشان نیز دو خطبه بدون الف و بدون نقطه با مفاهیم بسیار بلند و ناب دارند که نشانگر هنر ایشان در فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
پینوشتها:
1. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چ پنجم، 1375 ش، ج 1، ص 113.
2. سید رضی، محمد بن حسن، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، هجرت، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص 530، حکمت 315.
3. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمالالدین، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، نشر اسلامیه، چاپ دوم، 1395 ش، ج 2، ص 524.
4. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج 4، ص 633.
5. محمودی، محمدباقر، نهج السعاده فی مستدرک نهجالبلاغه، تصحیح عزیز آلطالب، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ ش، ج ۱، ص ۱۰۹–۱۱۱.
6. ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبهالله، شرح نهجالبلاغه، قم، مکتبه آیهالله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ ق.ج ۱۹، ص ۱۴۰-۱۴۳.
7. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تحقیق جمعی از محققان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق، ج 50، ص 211-213.
8. انبیاء، 80.
9. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ ق، ج ۹، ص ۵۳۹.
10. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، قم، نشر شریف رضی، چاپ اول، 1412 ق، ج 1، ص 157.







