پرسش:
قرآن از ایمان آوردن گروهی از اهل کتاب به جبتوطاغوت خبر داده است. این گروه از اهل کتاب چه کسانی بودند؟ منظور از جبتوطاغوت چیست؟ مقصود از ایمان آوردن اهل کتاب به آنها چیست؟
آیه 51 سوره نساء ایمان آوردن گروهی از اهل کتاب به جبتوطاغوت و سخن ایشان مبنی بر اینکه کافران از مؤمنان هدایتیافتهترند، بازگو میکند:
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ اَلْکِتٰابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّٰاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هٰؤُلاٰءِ أَهْدىٰ مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلاً؛
آیا به کسانی که بهرهای اندک از [دانش] کتاب [تورات و انجیل] به آنان داده شده ننگریستی که به جبتوطاغوت ایمان میآورند؟! و درباره کسانی که کافر شدهاند، میگویند: آنان از کسانی که ایمان آوردهاند، راهیافتهترند.»
نزول آیه 51 سوره نساء
بعد از غزوه اُحد گروهی از یهودیان مدینه به سرکردگی حی بن اخطب و کعب بن اشرف به مکه رفتند تا با مشرکان مکه بر ضد اسلام و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله متحد شوند. مشرکان به یهودیان گفتند که هم شما و هم محمد اهل کتاب هستید و شاید شما با او همدست شدهاید و میخواهید از این طریق ما را نابود کنید. یهودیان منکر شدند، اما مشرکان گفتند: ما تنها زمانی سخن شمارا باور میکنیم که به بتهای ما سجده کنید. یهودیان برای اینکه مشرکان را راضی و با خود همراه کنند به بتها سجده کردند! در ادامه، مشرکان از یهودیان پرسیدند: به باور شما ما هدایتیافتهتر هستیم یا مسلمانان؟ یهودیان به مشرکان گفتند: به خدا سوگند آئین شما از آئین محمد بهتر است! در این هنگام آیه 51 سوره نساء نازل شد. (1)
بتپرستی یهودیان
شاید کسی بگوید یهودیان هرچند به پیامبر خدا ایمان نیاوردند و کافر شدند، اما بتپرست نبودهاند و بعید است به بتها سجده کرده باشند؛ اما این اشکال ناشی از ناآشنایی با تاریخ بنیاسرائیل است. یکی از گناهانی که آنان بارها در طول تاریخ خود مرتکب شدهاند، بتپرستی است. مشهورترین نمونه آن داستان گوسالهپرستی آنان در غیاب حضرت موسی است، (2) اما این تنها باری نبوده که مرتکب این گناه شدهاند. برای نمونه، پس از اینکه بنیاسرائیل از دریای سرخ شکافت و از آن گذر کردند، به قومی رسیدند که مشغول پرستش بتها بودند. با کمال تعجب آنان از حضرت موسی معبودانی همانند معبودان آن قوم خواستند تا آنها را بپرستند. (3) مطابق کتاب مقدس نیز بنیاسرائیل فقط به خاطر همراهی با زنان بتپرست، حاضر شدند در مراسم قربانی برای بتها شرکت کنند و به بتهای آنان سجده کنند:
1 و اسرائیل در شِطّیم اقامت نمودند و قوم با دختران موآب زنا کردن گرفتند 2 زیرا که ایشان قوم را به قربانیهای خدایان خود دعوت نمودند. پس قوم میخوردند و به خدایان ایشان سجده مینمودند. 3 و اسرائیل به بعل فغور ملحق شدند و غضب خداوند بر اسرائیل افروخته شد. 4 و خداوند به موسی گفت که: «تمامی رؤسای قوم را گرفته، ایشان را برای خداوند پیش آفتاب به دار بکش تا شدت خشم خداوند از اسرائیل برگردد.» 5 و موسی به داوران اسرائیل گفت که: «هر یکی از شما کسان خود را که به بعل فغور ملحق شدند، بکشید.» (4)
نمونه دیگر آن در زمان حضرت داود علیهالسلام است:
11 و بنیاسرائیل در نظر خداوند شرارت ورزیدند و بَعْلها را عبادت نمودند. 12 و یهوه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود، ترک کردند و خدایانِ غیر را از خدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده، آنها را سجده کردند و خشم خداوند را برانگیختند. 13 و یهوه را ترک کرده، بعل و عشتاروت را عبادت نمودند. (5)
در زمان جِدْعُون نیز همین کار را تکرار کردند:
33 و واقع شد بعد از وفات جِدْعُون که بنیاسرائیل برگشته، در پیروی بعلها زنا کردند و بعل بَرِیت را خدای خود ساختند. 34 و بنیاسرائیل یهوه، خدای خود را که ایشان را از دست جمیع دشمنان ایشان از هر طرف رهایی داده بود، به یاد نیاوردند. (6)
با جستوجوی تعبیر «خدایان غیر» در کتاب مقدس یهودیان، متوجه میشویم خداوند مدام بنیاسرائیل را از پرستش خدایان غیر نهی میکند و بازمیدارد که بیانگر تمایل آنان به این گناه است.
جبتوطاغوت
درباره اینکه منظور از جبتوطاغوت چیست، آرای مختلفی از سوی مفسران مطرح شده است:
1. جبتوطاغوت هر غیر خدایی است که پرستیده شود. این دو کلمه برای هرکس که در نهایتِ شرّ و فساد باشد، به کار میرود. منظور از آندو در این آیه، دو بتی هستند که یهودیان برای راضی کردن مشرکان مکه، به آنها سجده کردند؛ (7)
2. منظور از جبتوطاغوت حی بن اخطب و کعب بن اشرف هستند؛ چراکه یهودیان مدینه چشموگوشبسته از آنان پیروی و به بتها سجده کردند؛ (8)
3. «جبت» بتها و «طاغوت» کسانی هستند که خود را بهعنوان سخنگوی بتها معرفی و مردم را به پرستش آنها دعوت میکردند؛ (9)
4. «جبت» هر غیر عاقل و «طاغوت» هر عاقلی است که بهجای خدا پرستیده میشود؛ (10)
5. «جبت» سحر و «طاغوت» شیطان است؛ (11)
6. «جبت» ساحر و «طاغوت» کاهن است. (12)
هرچند جبتوطاغوت معنایی کلی و درنتیجه، مصادیق متعددی دارند، اما با توجه به سبب نزول ذکرشده برای آیه 51 سوره نساء، به نظر میرسد قول اول درست باشد و مصداق جبتوطاغوت در این آیه، بتهای مشرکان باشند. (13)
نتیجه:
یهودیان مدینه پس از غزوه اُحد به مکه رفتند تا با مشرکان این شهر علیه اسلام متحد شوند و آنان را برای هجوم به مدینه تشویق و تحریک کنند. مشرکان گفتند: چون هم شما و هم محمد اهل کتاب هستید، شاید شما با او همدست شدید تا از این طریق ما را نابود کنید. یهودیان منکر شدند، اما مشرکان گفتند: تنها زمانی خیالمان از شما راحت میشود و با شما همکاری میکنیم که به بتهای ما سجده کنید. یهودیان برای اینکه مشرکان با آنان علیه اسلام همکاری کنند، به بتها سجده کردند. خداوند با نزول آیه 51 سوره نساء از ایمان اهل کتاب به جبتوطاغوت خبر داد و آنان را مذمت کرد.
برای مطالعه بیشتر:
ژیان، فاطمه، «عبرتی از علل و عوامل انحرافات یهود در قرآن»، حسنا، تابستان و پاییز 1389 ش، ش 5 و 6، صص 134-167.
پینوشتها:
1. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 378؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج5، ص 85؛ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج3، ص 223؛ سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج1، ص 309.
2. سوره بقره، آیههای 51-54. خرو 32: 8: «و بهزودی از آن طریقی که بِدیشان امر فرمودهام، انحراف ورزیده، گوساله ریخته شده برای خویشتن ساختهاند و نزد آن سجده کرده و قربانی گذرانیده، میگویند که ای اسرائیل این خدایان تو میباشند که تو را از زمین مصر بیرون آوردهاند.»
3. سوره اعراف، آیه 138.
4. اعداد 25.
5. داوران 2.
6. داوران 8.
7. ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، تفسیر غریب القرآن، بیروت، دار و مکتبه الهلال، چاپ اول، 1411 ق، ص 113؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج 5، ص 83؛ فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج 10، ص 101.
8. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 379؛ فراء، یحیى بن زیاد، معانى القرآن، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ دوم، 1980 م، ج1، ص 273؛ نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیروت، منشورات محمد علی بیضون، چاپ اول، 1421 ق، ج1، ص 219.
9. طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج3، ص 223
10. صادقى تهرانى، محمد، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، فرهنگ اسلامى، چاپ دوم، 1406 ق، ج7، ص 116.
11. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج1، ص 309.
12. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج5، ص 83.
13. برخی در مقام نقد این قول گفتهاند: «منظور از جبتوطاغوت بتهای مردم مکه نیست زیرا در آیه چنین آمده است که آنها [یهودیان] به جبتوطاغوت ایمان دارند و مىدانیم که آنها به بتهای مشرکان ایمان نداشتند و اگر هم داستانى که در بالا گفته شد درست باشد، آنها براى مصلحتى بهطور موقت در برابر دو بت کرنش کردند و این غیر از ایمان قلبى به آن بتهاست بخصوص اینکه کلمه «یؤمنون» حالت استمرار را مىرساند یعنى آنها همواره به جبتوطاغوت ایمان دارند. از این گذشته طاغوت به هر نوع معبود باطل چه بت و چه انسان و یا هر پدیده دیگر گفته مىشود و بر اساس روایات، تعبیر «جبتوطاغوت» معمولاً به انسانهای طغیانگری که مردم را از راه حق بازمیدارند اطلاق مىشود. با توجه به مطالب بالا به نظر مىرسد منظور از جبتوطاغوت در آیه شریفه، علما و سران یهود باشد که مردم را از راه حق بازداشته و مانع ایمان آنها به اسلام مىشدند، لذا به آنها جبتوطاغوت گفته شده است.» جعفرى، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، انتشارات هجرت، چاپ اول، 1376 ش، ج2، ص 460؛ اما اشکال دوم وارد نیست، چراکه جبتوطاغوت نام بت خاصی نیست؛ بلکه مصداق آن دو عنوان عام و کلی در این داستان بتها بودهاند؛ همانطور که جبتوطاغوت نام شخص خاصی نیستند، اما میشود از آنها علمای یهود اراده شود.







