پرسش:
اسبی بنام براق که پیامبر صلیاللهعلیهوآله سوارش شدند و به معراج رفتند چه شکلی داشت؟ بعضی میگویند سرش شبیه آدم بود. این واقعیت دارد؟
مقدمه
بُراق نزد مسلمانان، به یک مرکبی آسمانی شناخته میشود که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در سفر شبانهی خود، به معراج، مسیر بین مسجدالحرام در مکه تا مسجدالاقصی را بهوسیلهی آن پیمودهاند. در اینکه آیا واقعاً مرکبی ظاهری بوده و یا صرفاً تمثیلی بود و یا در اینکه جزئیات ظاهری آن چگونه بوده، اختلافات بسیاری در اخبار دیده میشود.
پاسخ اجمالی
در بسیاری از روایات و گزارشهایی که از معراج رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سخن گفته شد، به مرکبی به نام براق نیز اشاره شده است. براق یک مرکب آسمانی برای انبیاء علیهمالسلام و یا طبق روایاتی مختص رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بوده که در شب معراج جبرئیل به همراه فرشتگانی دیگر برای حضرت آورد و ایشان بر آن سوار شدند و با او به معراج رفتند. در توصیفاتی که در روایت برای براق گفته شده، آمده که صورت براق شبیه صورت انسانها است. البته به دلیل ناهماهنگی در برخی از اوصاف، نمیتوان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. گویا اینگونه توصیفات صرفاً سیمایی از براق را ترسیم یا تشبیه میکند چراکه انسانها نسبت به حقیقت آن درک و معرفتی نداشتند و با توجه به عدم آگاهی انسانها نسبت به امور غیبی و یا امور فراتر از عالم مادی نمیتوان درکی نسبت به حقیقت و چگونگی آن پیدا کرد.
پاسخ تفصیلی
براق در لغت از ریشه «برق» بوده که به لحاظ سرعت زیاد یا سفیدی و درخشش فوقالعاده رنگ او، این نام بر این حیوان نهاده شده است.(1) طبق برخی از روایات و گزارشها براق مرکبی آسمانی برای برخی پیامبران علیهمالسلام بوده است.(2) همچنین در روایتی آمده هنگامیکه ابراهیم علیهالسلام میخواست هاجر و اسماعیل را به سمت مکه ببرد، خداوند براق را فرستاد و آنان سوار بر آن شدند و حرکت کردند.(3) البته از برخی روایات برداشت میشود که براق مرکب انحصاری رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بوده است.(4) در روایات آمده که جبرئیل به همراه فرشتگانی دیگر در شب اسراء برای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مرکبی به نام براق را آورد و حضرت بر آن سوار شدند. براق نیز پس از شناختن راکب خود (بعدازآن حصول اطمینان به آنکه در قیامت نیز مرکب ایشان خواهد بود) رام شد و حضرت با او به معراج رفتند.(5)
در مورد خصوصیات و چگونگی ظاهر براق؛ در روایتی امام باقر علیهالسلام فرمودند:
«براق کوچکتر از قاطر و بزرگتر از الاغ بود و گوشهایش را تکان میداد و چشمان خود را به پاهایش دوخته بود؛ و گامهایش در شعاع دیدگانش قرار داشتند. یالش بهطرف راست آویزان بود و در رانهایش دو بال قرار داشت که او را به جلو میراند. زینی از یاقوت در پشت او بود و تمام رنگها در آن وجود داشت. وقتیکه جبرئیل بر حضرت وارد شد، براق خیلی بیتابی میکرد. جبرئیل گفت: ساکت باش! بهترین خلق خدا میخواهد بر تو سوار شود و اینگونه براق آرام گرفت.»(6)
در روایت دیگر از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل شده است:
«خداوند براق را مسخر من گردانید که بهتر از تمام دنیا بود و یکی از چهارپایان بهشت است. صورتش مانند صورت انسان و پاهایش مانند چهارپایان و دم او شبیه دم گاو است، از الاغ بزرگتر و از استر کوچکتر است، زینی از یاقوت قرمز دارد و رکاب آن از دُر سفید و هفتاد هزار افسار از طلا دارد، دارای دو بال که سراسر از در و گوهر و یاقوت و زبرجد است، در پیشانی او نوشته است لا اله الا الله وحده لا شریک له محمد رسولالله.»(7)
همچنین در روایت دیگری ابن عباس از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل میکند که ایشان فرمودند:
«روز رستاخیز من بر براق سوارم که صورتش چون انسان است و گونهاش مانند گونه اسب و یالش از مروارید بهرشته آویخته و دو گوشش دو زبرجد سبز و دو چشمش مانند زهره که هم چون دوستاره میدرخشند و مانند آفتاب پرتو میافکنند از بالای سینهاش (بجای عرق) مروارید غلطان است، اندامش درهمپیچیده و دستوپایش بلند، جانش چون جان آدمی سخن را میشنود و میفهمد، از درازگوش بزرگتر و از استر کوچکتر است.»(8)
در این چند روایت صورت براق شبیه صورت انسان توصیف شده است. ازاینرو تصاویر و نقاشیهایی که در مورد معراج پیامبر صلیاللهعلیهوآله کشیده شده است، به این صورت بوده که پیامبر صلیاللهعلیهوآله سوار بر مرکبی بالدار بوده که چهره و صورت آن شبیه انسان بوده است. بااینحال به دلیل ناهماهنگی اخبار در برخی از اوصاف، نمیتوان تصویر روشنی از این مرکب آسمانی ارائه کرد. ضمن اینکه به نظر میرسد اینگونه توصیفات صرفاً سیمایی از براق را ترسیم یا تشبیه میکند چراکه انسانها نسبت به حقیقت آن علم و معرفتی نداشتند و همین عدم آگاهی نسبت به امور غیبی و یا امور فراتر از دنیوی و مادی سبب میشود تا نتوان درکی نسبت به حقیقت و چگونگی آن پیدا کرد.
نتیجهگیری
طبق برخی از روایات و گزارشها در شب معراج جبرئیل به همراه فرشتگانی دیگر برای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله مرکبی به نام براق آورد و حضرت بر آن سوار شدند و با او به معراج رفتند. در توصیفاتی که در روایت برای براق گفته شده، آمده که صورت براق شبیه صورت انسانها است؛ اما به دلیل ناهماهنگی در برخی از اوصاف، نمیتوان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. ضمن اینکه به نظر میرسد اینگونه توصیفات صرفاً سیمایی از براق را ترسیم یا تشبیه میکند چراکه انسانها نسبت به حقیقت آن درک و معرفتی نداشتند.
پینوشتها:
1. ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الأثر، چاپ چهارم، انتشارات موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، 1367 ش، ج ۱، ص ۱۲۰.
2. ابن هشام، ابو محمد عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دارالمعرفه، بیتا، ج1، ص 397.
3. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق موسوی جزائری، طیّب، قم، دارالکتاب، چاپ سوم،1404 ق، ج1، ص 60.
4. مازندرانی، ابن شهرآشوب، المناقب آل أبیطالب، قم، علامه، 1379 ق، ج1، ص 223.
5. ر ک: مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1363 ش، ج ۱۸، ص 282-301.
6. راوندی، قطبالدین سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، قم، انتشارات مدرسه الإمام المهدی، چاپ اول ، 1409 ق، ج1، ص:84
7. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403 ق، ج1، ص 49.
8. صدوق، ابنبابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362 ش، ج1، ص 203.