پرسش:
قرآن میگوید یهودیان پیامبر را همچون پسرانشان میشناختند. آنان این شناخت را از چه طریقی به دست آورده بودند؟
مطابق قرآن، اهل کتاب اعم از یهودیان و مسیحیان، پیامبر را همچون پسرانشان میشناختند:
«اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمُ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ؛ (1)
کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم، پیامبر را میشناسند، همانگونه که پسرانشان را میشناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمیآورند.»
در این نوشتار به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که منبع این شناخت چه بوده است.
خاستگاه معرفت اهل کتاب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
قرآن در چند آیه از آیاتش، منبع معرفت و شناخت اهل کتاب نسبت به پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله را به ما معرفی کرده است:
1. مطابق آیه 29 سوره فتح، مَثَل و توصیف پیامبر خدا هم در تورات و هم در انجیل آمده است؛
2. مطابق آیه 157 سوره اعراف، نام و نشان پیامبر خدا در تورات و انجیل مکتوب است؛
3. مطابق آیه 6 سوره صف، حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیهالسلام به آمدن پیامبری پس از خود به نام «احمد» بشارت داده است.
بنابراین، اهل کتاب با توجه به بشارتهایی که در کتابهای مقدسشان، تورات و انجیل، (2) آمده بود، پیامبر خدا را میشناختند. (3)
گزارشهای تاریخی مبنی بر معرفت اهل کتاب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
بر اساس روایتی، عمربنخطاب یا عثمانبنعفان به عبداللهبنسلام، از یهودیان مسلمانشده، گفت: بر پیامبر آیهای نازل شده که شما او را همانند فرزندانتان میشناسید. این معرفت و شناخت شما چگونه است؟ عبدالله پاسخ داد: ما پیامبر خدا را هنگامیکه در میان شما است بهواسطه توصیفی که خدا از او کرده، بهخوبی از دیگران تشخیص میدهیم و میشناسیم، دقیقاً به همان شکلی که وقتی یکی از ما پسرش را در بین بچهها میبیند، او را تشخیص میدهد و میشناسد. به خدا سوگند، شناخت من به پیامبر بسیار بیشتر از شناخت من به پسرم است؛ چراکه من پیامبر را بهواسطه توصیفات خدا از ایشان در کتابمان میشناسم؛ اما درباره پسرم نمیدانم مادرش چه کرده است [و آیا آن پسر واقعاً فرزند خودم است یا نیست!] (4)
مطابق روایت دیگری، مردم مدینه همین سؤال را از برخی اهل کتاب که مسلمان شده بودند، پرسیدند و آنان گفتند: به خاطر نعت و صفتی که در کتاب مقدس خود مییابیم، شناخت ما به پیامبر، بیشتر از شناخت ما به پسرانمان است؛ چراکه نمیدانیم زنانمان در رابطه با پسرانمان چه کردهاند! (5)
بشارتهای کتاب مقدس به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
هرچند به باور ما کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان تحریف شده است، اما اولاً تحریف آن مربوط به قبل از اسلام است؛ لذا این کتاب از زمان نزول قرآن تا زمان ما تغییر نکرده است، لذا منظور قرآن از وجود بشارت در تورات و انجیل، همان کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان آن زمان بوده است؛ (6) اعتقاد به تحریف یک کتاب با اعتقاد به حقانیت برخی از بخشهای آن منافاتی ندارد؛ چراکه بخشهایی از تورات و انجیل اصلی در کتاب مقدس کنونی (بایبل) باقیمانده است؛ ازاینرو، همچنان بشارتهایی به پیامبر خدا نیز در آن هست.
در ادامه، برای نمونه به چهار مورد از آنها اشاره میشود:
1. بشارت فاران:
گفت: یهُوَه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشان، شریعت آتشین پدید آمد. (7)
مراد از «فاران»، شهر مکه است و منظور از پیامبری که از جَبَل فاران درخشان گردید، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله و منظور از «شریعت آتشین»، جهاد است. ازجمله ادله مسلمانان مبنی بر این مدعا میتوان به این امور اشاره کرد:
الف. در برخی از ترجمههای کتاب مقدس در ترجمه این عبارت بهجای فاران، نام مکه آمده است؛
ب. در فرهنگ کتاب مقدس، فاران جایی در جنوب عربستان معرفی شده است؛
ج. در «تورات سامری» از فاران به حجاز تعبیر شده است؛
د. اسقف سبئوس که در عصر پیامبر زندگی میکرده، در کتاب تاریخ هراکلئوس، درباره مسلمانان گفته است: ارتش عربی از فاران دورهم آمدهاند؛
د. در برخی از نقشههای قدیمی، مثل نقشه مالت و مانسون سال 1719 میلادی و نقشه آبراهام اورتلیوس سال 1587 میلادی، فاران در شبهجزیره عربستان نشان داده شده است. (8)
2. بشارت نبیای مثل موسی:
18 نبیای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت. (9)
مراد از «نبیای مثل موسی» حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله و منظور از «کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت» قرآن است؛ چراکه حضرت ابراهیم علیهالسلام دو پسر داشت: اسماعیل و اسحاق. اسحاق هم دو پسر داشت: یعقوب و عیسو و بنیاسرائیل که در متن با واژه «ایشان» به آنان اشاره شده، از نسل اسحاق و یعقوب هستند؛ بنابراین مراد از برادران ایشان، فرزندان حضرت اسماعیل علیهالسلام است و آن نبی از بنیاسماعیل است، نه بنیاسرائیل. (10)
3. بشارت آن نبی:
19 و این است شهادت یحیی در وقتیکه یهودیان از اورشلیم، کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی؟ 20 که معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم. 21 آنگاه از او سؤال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت: نیستم. آیا تو آن نبی (موعود) هستی؟ جواب داد که نه ... . (11)
در جای دیگری نیز چنین آمده است: 40 آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام را شنیدند، گفتند، در حقیقت این شخص همان نبی است. 41 و بعضی گفتند، او مسیح است و بعضی گفتند، مگر مسیح از جلیل خواهد آمد؟ (12)
مطابق این عبارات، یهودیان زمان حضرت یحیی علیهالسلام منتظر آمدن سه نفر بودند: 1. مسیح، 2. الیاس، 3. آن نبی. مراد از آن نبی که نه مسیح است و نه الیاس، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله است.
4. بشارت تسلیدهنده:
26 لیکن چون تسلیدهنده که او را از جانب پدر نزد شما میفرستم آید، یعنی روح راستی که از پدر صادر میگردد، او بر من شهادت خواهد داد. (13) ... 13 و لیکن چون او یعنی روحِ راستی آید، شمارا به جمیع راستی هدایت خواهد کرد، زیرا که از خود تکلّم نمیکند، بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. (14)
شخصی که پس از حضرت عیسی میآید، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله است که هم در مقابل یهودیان به طهارت ولادت و نبوت حضرت عیسی شهادت داد و هم از خود چیزی نگفت و هرچه فرمود از طریق وحی شنیده بود. (15) همان چیزی که قرآن در آیههای سوم و چهارم سوره نجم درباره پیامبر گفته است: «وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ * إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحىٰ» چنانکه ازجمله معجزات پیامبر خدا خبر دادن ایشان از اموری در آینده است که بسیاری از آنها تاکنون محقق شدهاند.
نکته پایانی نیز اینکه در زمان نزول قرآن، یهودیان و مسیحیان در مکه و مدینه زندگی میکردند؛ پس اگر بشارتهایی که قرآن درباره پیامبر ادعا کرده در کتاب مقدس آنان نبود، حتماً به نشانه اعتراض به سراغ حضرت میرفتند و از ایشان میخواستند که این بشارتها را در کتابهایشان نشان دهد؛ اما تاریخ نهتنها چنین چیزی را ثبت نکرده، بلکه از مسلمان شدن شماری از یهودیان و مسیحیان خبر داده است؛ بنابراین، اهل کتاب زمان نزول قرآن، وجود بشارت به پیامبر خدا در کتابهایشان را قبول داشتهاند. (16)
نتیجه:
مطابق قرآن، اهل کتاب، پیامبر خدا را همچون پسران خود میشناختند. قرآن خود از منبع این شناخت به ما خبر داده و گفته در تورات و انجیل به پیامبر خدا بشارت داده شده است. این بشارتها در زمان نزول قرآن در کتاب مقدس وجود داشته است؛ وگرنه اهل کتاب به نشانه اعتراض به پیامبر خدا مراجعه میکردند و از ایشان میخواستند که بشارتهای ادعایی قرآن را در کتاب مقدس به آنان نشان بدهد. با توجه به اینکه تحریف کتاب مقدس مربوط به پیش از ظهور اسلام است و کتاب مقدس کنونی با کتاب مقدس زمان نزول قرآن تفاوتی ندارد، آن بشارتها همچنان نیز باید در کتاب مقدس باشد. هرچند ما امروزه دقیقاً نمیدانیم منظور قرآن از بشارتها کدام عبارات کتاب مقدس است، اما عبارتهای مختلفی از کتاب مقدس درمجموع حاکی از این هست که پیامبری همانند حضرت موسی، اما از نسل حضرت اسماعیل و پس از حضرت عیسی در فاران (مکه) ظهور خواهد کرد که از خود چیزی نمیگوید و هرچه میگوید را [از وحی] شنیده و حضرت عیسی را تصدیق میکند و از آینده خبر میدهد. این نشانهها تنها بر خاتمالانبیاء قابل تطبیق است.
برای مطالعه بیشتر:
صادقی تهرانی، محمد، بشارات عهدین، قم، انتشارات شکرانه، چاپ اول، 1392ش.
پینوشتها:
1. سوره انعام، آیه 20.
2. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج7، ص 105.
3. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 554؛ فراء، یحیى بن زیاد، معانى القرآن، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ دوم، 1980 م، ج1، ص 329؛ حویزى، عبدعلى بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، مصحح: هاشم رسولی، قم، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1415 ق، ج1، ص 708.
4. ابوحمزه ثمالى، ثابت بن دینار، تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار المفید، چاپ اول، 1420 ق، ص 113 و 162.
5. طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج7، ص 105.
6. شاکر، محمدکاظم، «بشارتهای عهدین در مورد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، تابستان و پاییز 1389 ش، ش 7، صص 111-134، ص 118 و 120.
7. سفر تثنیه 33: 2. در جای دیگری نیز چنین آمده است: «خدا از ناحیه تیمان برمیگردد؛ خدای مقدس از کوهستان فاران میآید. جلال او آسمانها را پوشانده و زمین از حمد و ستایش او پُر است». (سِفر حبقوق 3: 3)
8. گروه نویسندگان، درسنامه مسیحیت؛ شناخت و بررسی عهدین، قم، موسسه خاتم النبیین، ص 750-764.
9. سفر تثنیه 18: 18.
10. همتی، اسماعیل، بشارات کتاب مقدس، قم، موسسه خاتمالنبیین، چاپ اول، 1401 ش، ص 167-177.
11. انجیل یوحنا 1.
12. انجیل یوحنا 7.
13. انجیل یوحنا 15.
14. انجیل یوحنا 16.
15. شاکر، محمدکاظم، «بشارتهای عهدین در مورد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، تابستان و پاییز 1389 ش، ش 7، ص 125-128.
16. شاکر، محمدکاظم، «بشارتهای عهدین در مورد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، تابستان و پاییز 1389 ش، ش 7، ص 130.







