پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
تاریخ هجوم به خانه امام صادق علیه السلام و آتش زدن آن
هجوم به خانه امام صادق(ع)به‌عنوان اوج فشار منصور بر علویان نقل شده،اما تطبیق زمان‌های تاریخی ونسبت‌دادن اجرای آن به حسن بن زید با دوره فرمانداری او ناسازگاراست.

پرسش:

هجوم به خانه امام صادق علیه‌السلام و آتش زدن آن، در چه تاریخی بود؟ قبل قیام نفس زکیه یا بعدازآن؟

پاسخ:

دوران امامت امام جعفر صادق علیه‌السلام یکی از پرآشوب‌ترین و درعین‌حال تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ اسلام است. عصر آن حضرت با انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس، شکل‌گیری قیام‌های متعدد علویان، گسترش بحران‌های سیاسی و آشفتگی اجتماعی جهان اسلام هم‌زمان بود؛ دورانی که هرروز شاهد نزاع‌های خونین، رقابت‌های سیاسی و تحولات عمیق در ساختار حکومت اسلامی بود. از طرفی فشارهای سیاسی منصور، تهدیدهای مداوم، احضارهای پی‌درپی، مراقبت‌های امنیتی شدید و درنهایت اقداماتی خشونت‌آمیز همچون آتش زدن خانه آن حضرت، واقعیت تلخ دوران امامت ایشان را تشکیل می‌دهد.

 

قیام محمد نفس زکیه و زمان وقوع آن

محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن (۱۰۰-۱۴۵ ق) ملقب به نفس زکیه از نوادگان امام حسن مجتبی علیه‌السلام و نخستین قیام‌کننده علوی علیه خلافت بنی‌عباس است. طبق گزارش‌های تاریخی او در سال ۱۴۵ هجری در مدینه علیه حکومت منصور عباسی قیام کرد و پس از دو ماه و هفده روز به شهادت رسید. (1)

 

هجوم به خانه امام صادق علیه‌السلام و آتش زدن آن و بررسی زمان وقوع

هجوم به خانه امام جعفر صادق علیه‌السلام و آتش زدن بخشی از منزل آن حضرت، یکی از شدیدترین برخوردهای منصور نسبت به امام به‌شمار می‌آید. مرحوم کلینی در کتاب شریف الکافی روایتی به نقل از مفضل بن عمر آورده که می‌گوید: «منصور دوانیقی به فرماندار مکه و مدینه، حسن بن زید پیام داد که: خانه جعفر بن محمد (امام صادق) را بسوزان؛ او نیز این فرمان را اجرا کرد و خانه امام را آتش زد؛ آتشی که تا راهرو خانه رسید. امام صادق علیه‌السلام درحالی‌که میان شعله‌ها قدم می‌زد، فرمود: "انا بن اعراق الثرى، انا بن ابراهیم خلیل الله…"» (2)

این گزارش نشان می‌دهد که این دستور مستقیماً از سوی منصور بوده و مجری آن «حسن بن زید» و عامل خلیفه در مدینه بوده است. طبق گزارش‌های تاریخی در سال ۱۵۰ هجری، منصور، حسن ‌بن ‌زید را به حکومت مدینه منصوب کرد (3) و او پنج سال عهده‌دار این منصب بوده است. (4) طبق این گزارش‌ها باید گفت حمله به خانه باید بین سال‌های 150 تا 155 باشد.

 

نقد و بررسی دو گزارش

از مجموع اخبار فهمیده می‌شود که پس از سرکوب قیام نفس زکیه و سایر قیام‌های شیعه، فضای سیاسی مدینه و حجاز تحت کنترل شدید عباسیان قرار گرفت. منصور عباسی از هرگونه تجمع، حمایت یا محبوبیت علویان بیم داشت. نزدیکی چهره‌هایی چون امام صادق علیه‌السلام به مردم مدینه، برای حکومت تهدید تلقی می‌شد. ازاین‌رو منصور سیاست سرکوب شدید علویان و کنترل کامل مدینه را در پیش گرفت؛ بنابراین حمله به خانه امام -برفرض صحت- را می‌توان در اوج دوران خشونت منصور نسبت به علویان دانست که پس از قیام و شهادت نفس زکیه صورت گرفته باشد.

بااین‌حال باید توجه داشت که امام صادق علیه‌السلام در سال 148 ق به شهادت می‌رسند (5) و فرمانداری حسن بن زید در سال 150 بوده است. از طرفی تنها در یک گزارش به آتش زدن خانه‌ی امام صادق علیه‌السلام اشاره شده است؛ بنابراین اگر اصل گزارش را بپذیریم؛ احتمالاً فرماندار قبلی عامل آتش زدن خانه‌ی امام صادق علیه‌السلام بوده است نه حسن بن زید.

البته منصور دوانیقی بارها تهدید خود را نسبت به امام جعفر صادق علیه‌السلام آشکار نمود و با احضار ایشان برخوردهای خشونت‌آمیزی نسبت به ایشان رواداشت. (6) ازاین‌رو می‌توان برداشت کرد که با اوج‌گیری قیام شیعیان او از جانب امام علیه‌السلام نیز احساس خطر می‌کرد و ازاین‌رو سختگیری‌های شدیدی از جانب او نسبت به امام علیه‌السلام صورت گرفت.

نتیجه:

 در مقایسه‌ی ماجرای آتش زدن خانه‌ی امام صادق علیه‌السلام توسط حسن بن زید - فرماندار مدینه - و قیام حسن بن زید باید توجه داشت که قیام نفس زکیه در سال ۱۴۵ ق پایان می‌یابد. امام صادق علیه‌السلام در سال ۱۴۸ ق به شهادت رسیده‌اند و فرمانداری حسن بن زید در مدینه از سال ۱۵۰ ق آغاز شده است. این زمان‌بندی باهم سازگار نیست و نشان می‌دهد که یا انتساب اجرای فرمان به حسن بن زید دچار خطاست، مگر اینکه فرماندار دیگری دستور منصور را اجرا کرده است.

آنچه مسلم است پس از سرکوب قیام نفس زکیه، مدینه تحت‌فشار شدید امنیتی قرار گرفت؛ اما باتوجه به مشخص نبودن زمان دقیق و عامل اجرایی آتش زدن خانه‌ی امام صادق علیه‌السلام؛ نمی‌توان پیوند و ارتباطی میان این گزارش‌ها برقرار نمود.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ ششم، ۱۹۹۲ م. ص ۳۷۸، ابن اثیر، عز الدین ابوالحسن على بن محمد، الکامل فی التاریخ‏، بیروت، انتشارات دار الصادر، 1385 ش‏، ج ۵، ص ۵۶۳.

2. کلینى‏، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم،1362 ش‏، ج 1، ص 473.

1. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، انتشارات دار التراث‏، چاپ دوم‏، 1387 ق، ج ۸، ص ۳۲. ابن‌اثیر، الکامل، ج ۵، ص ۵۹۳.

1. ابن سعد، الطبقات الکبرى، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418 ق‏، ج‏5، ص:444

2. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق‏، ج‏2، ص:180

3. ر ک: مفید، الارشاد، ج‏2، ص 184. أبو الفرج الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، انتشارات دار المعرفه، بی‌تا، ص 241. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1363 ش‏، ج‏47، ص 184.