پاسخ ارائه شده به سؤالِ یک پرسشگر با مشخصات خاص است. در صورتی که سؤال یا ابهامی برای شما ایجاد شده از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آداب و زمان و ثواب نماز اول دهۀ ذی‌الحجه
نماز دهه اول ذی‌الحجه، با وجود ضعف سند، به عنوان عمل مستحب و مورد عمل علما، برای تقرب و امید به ثواب الهی خوانده می‌شود.

پرسش:

 یکی از اعمال دهۀ اول ماه ذی‌الحجه، نمازی است که در آن آیۀ «و واعدنا موسی ...» خوانده می‌شود؛ آیا این نماز مأثور است و زمان و آداب و ثواب خاصی برای آن در روایات معتبر بیان شده است؟

پاسخ:

ذی‌الحجه از شریف‌ترین ماه‌های قمری و از ماه‌های حرام است؛ ماهی که موسم حج در آن قرار دارد و یادآور جلوه‌های بزرگ توحید و تسلیم الهی است. در روایات و منابع دینی برای دهۀ نخست این ماه، اعمال و عبادت‌های ویژه‌ای نقل شده است که از این میان، نماز دهه اول ذی‌الحجه جایگاهی شناخته‌شده دارد. مستحب است این نماز در شب‌های نخست این ماه خوانده می‌شود و به سبب اشتمال بر آیۀ «وَ واعَدنا مُوسی ...» مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این است که این نماز تا چه اندازه مأثور و مستند است؟ و آیا دربارۀ زمان، کیفیت، آداب و ثواب آن، روایات معتبر و قابل استنادی وجود دارد؟ نوشتار حاضر در پی بررسی همین مسئله است.

 

الف) ماه ذی‌الحجه

ذی‌الحجه آخرین ماه تقویم هجری قمری است که در شمار ماه‌های حرام قرار دارد. در آموزه‌های اسلامی برای ماه‌های ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب، حرمت ویژه‌ای تعریف شده است و جنگ و نزاع در این ایام مگر در مقام دفاع مشروع و برای دفع تجاوز، ممنوع و ناپسند دانسته شده است (1). همچنین موسم حج در این ماه قرار دارد (2) و احرام‌بستن برای حج تمتع تنها در این ماه جایز است. آیین حج از نهم تا سیزدهم این ماه انجام می‌‌شود. به دلیل انجام مناسک حج در این ماه، ذی‌‌الحجه نامیده شده است.

 

ب) سند و پاداش نماز دهۀ اول ذی‌الحجه

سید بن طاووس در اقبال الاعمال نقل می‌کند: امام باقر علیه السلام به فرزندش امام صادق علیه السلام سفارش کرد که این نماز را در دهۀ اول ذی‌‌الحجه ترک نکند؛ چراکه اگر آن را در این دهه بخواند، در ثواب حاجیان شریک خواهد بود، هرچند به حج نرفته باشد.

سند و متن حدیث چنین است: «ذَکَرَهَا ابْنُ أُشْنَاسٍ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ الْحُسَیْنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْمُغِیرَةِ الثَّلَّاجُ سَمِعْتُ طَاهِرَ بْنَ الْعَبَّاسِ یَقُولُ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ الْفَضْلِ الْکُوفِیَّ یَقُولُ سَمِعْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ الْجَعْفَرِیَّ یُحَدِّثُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ‌ قَالَ لِی أَبِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ع یَا بُنَیَّ لَا تَتْرُکَنَّ أَنْ تُصَلِّیَ کُلَّ لَیْلَةٍ بَیْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَهِ مِنْ لَیَالِی عَشْرِ ذِی الْحِجَّةِ رَکْعَتَیْنِ تَقْرَأُ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ فَاتِحَةَ الْکِتَابِ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ هَذِهِ الْآیَةَ "وَ واعَدْنا مُوسى‌ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‌ لِأَخِیهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ‌" (3)؛ فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِکَ شَارَکْتَ الْحَاجَّ فِی ثَوَابِهِمْ وَ إِنْ لَمْ تَحُج‌» (4). سید بن طاووس این مطلب را از کتاب «ابن‌‌أُشناس» نقل کرده است. شیخ حُر عاملی در وسائل الشیعه، نام کتاب ابن‌‌اُشناس را «عمل ذی‌الحجه» بیان می‌کند (5). از میان روایات تنها همین یک روایت بر استحباب این نماز دلالت می‌‌کند؛ این روایت در منابع اصیل چهارگانه (کتب اربعه) ذکر نشده است. برخی از عالمان انتقادهایی را بر سند این روایت وارد کرده‌‌اند؛ از جمله اینکه اصل کتاب ابن‌اُشناس، معروف و مشخص نیست و مصنّف آن نیز مشخص نیست؛ پس روایت به لحاظ اعتبار منبع و سند، قابل اعتماد نیست (6).

با وجود این، از‌آنجا‌که در امور مستحبی چندان موشکافی در سند متن نیاز نیست و تنها با مقبولیت و بی‌اشکال‌بودن متن می‌توان آن را پذیرفت، به تبع عالمان و با تکیه بر اخبار «من بلغ»، می‌توان اصل این روایت را پذیرفت.

اخبار «مَنْ بَلَغ» مجموعۀ احادیثی است که بسیاری از فقیهان با استناد به آنها اعمال مختلفی را مستحب دانسته‌‌اند. این احادیث اصلی‌‌ترین دلیل برای قاعده «تسامح در ادله سنن» هستند. مطابق این روایات، خداوند به افرادی که عملی را با تکیه بر روایتی ضعیف انجام داده‌‌اند، پاداش می‌‌دهد؛ حتی اگر بعد مشخص شود آن خبر درست نبوده است (7).

برخی از اخبار «مَنْ بَلَغ» عبارت‌اند از:

الف) امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ سَمِعَ شَیْئاً مِنَ الثَّوَابِ عَلَى شَیْ‌ءٍ فَصَنَعَهُ کَانَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ عَلَى مَا بَلَغَهُ: کسى که ثوابى را بر عملى بشنود و آن را به‌جا آورد، آن ثواب را ببرد؛ اگرچه چنان‌که به او رسیده، نباشد» (8).

ب) از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «‌مَنْ بَلَغَهُ ثَوَابٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى عَمَلٍ فَعَمِلَ ذَلِکَ الْعَمَلَ الْتِمَاسَ ذَلِکَ الثَّوَابِ أُوتِیَهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنِ الْحَدِیثُ کَمَا بَلَغَه‌: هر کسی از پاداشِ عملی از جانب خداوند باخبر شود و آن عمل را به قصد رسیدن به آن پاداش انجام دهد، آن پاداش به او داده می‌شود؛ حتی اگر آن حدیث [آن روایت درباره ثواب] آن‌گونه که به او رسیده، [دقیق یا صحیح] نباشد» (9).

 

ج) شیوۀ خواندن نماز دهۀ اول ذی‌الحجه

نماز دهۀ اول ذی‌الحجه در ده شب اول این ماه بین نماز مغرب و عشا خوانده می‌‌شود. این نماز در دو رکعت است؛ در هر رکعت بعد از سوره‌های حمد و اخلاص، آیۀ «وَ وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ: و با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم تا آنکه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسی [هنگام رفتن به کوه طور] به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشینم باش و [کار آنان را] اصلاح کن و راه فسادگران را پیروی مکن» (10)، خوانده می‌شود (11).

این آیه به میقات چهل‌‌روزۀ حضرت موسی علیه السلام در طور سینا برای گرفتن الواح اشاره دارد. در این مدت برادرش هارون، جانشین او در میان بنی‌‌اسرائیل شد. بر اساس این آیه، موسی ابتدا سی شب در طور سینا ماند، سپس دیگر شب دیگر به آن افزوده شد. در کتاب تفسیر قمی، سی شب به ماه ذی‌القعده و ده شب دیگر به دهه اول ذی‌الحجه تفسیر شده است (12).

نتیجه:

ذی‌‌الحِجّه آخرین ماه تقویم هجری قمری، از ماه‌‌های حرام و از ماه‌‌های حج است. برای دهه اول این ماه اعمالی ذکر شده است که از جملۀ آنها به‌جا‌آوردن نماز دهه اول است. تنها یک روایت بر استحباب این نماز دلالت می ‌کند؛ مدرک این نماز در منابع اصیل چهارگانه (کتب اربعه) ذکر نشده است. برخی از عالمان انتقادهایی را بر سند این روایت وارد کرده‌‌اند؛ از جمله اینکه سید بن طاووس این نماز را از کتاب إبن‌اُشناس نقل می‌کند، درحالی‌که نه اصل این کتاب معروف است و نه مصنّف آن؛ پس اعتماد به این سند نمی‌توان کرد. اما ازآنجاکه در امور مستحبی چندان موشکافی در سند متن نیاز نیست و تنها با مقبولیت و بی‌اشکال‌بودن متن می‌‌توان آن را پذیرفت، به تبع علما و با تکیه بر اخبار «من بلغ»، می‌توان اصل این روایت را پذیرفت.

پی‌نوشت‌ها:

1. محمدحسن نجفی؛ جواهر الکلام؛ چ 7، بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بی‌تا]، ج 21، ص 32.

2. محمدحسن نجفی؛ جواهر الکلام؛ ج 18، ص 12.

3. اعراف: 142.

4. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ إقبال الأعمال؛ چ 2، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1409 ق، ج ‌1، ص 317.

5. محمد بن حسن حر عاملى؛ تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه؛ قم: مؤسسه آل‌البیت علیهم السلام، 1409 ق، ج ‌8، ص 183.

6. سیدمحمد‌باقر شفتى؛ تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمه الأطهار؛ محقق و مصحح: سیدمهدی رجائى؛ اصفهان: انتشارات کتابخانه مسجد سید، 1409 ق، ‌ج 1، ص 199 - 200.

7. محمدکاظم آخوند خراسانى؛ کفایة الأصول؛ قم: آل‌البیت، 1409 ق، ص 352.

8. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ‌2، ص 87.

9. محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ ج ‌2، ص 87.

10. اعراف: 142.

11. علی بن موسی ابن‌طاووس؛ إقبال الأعمال؛ ج ‌1، ص 317.

12. على بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ چ 3، قم: دارالکتاب، 1404 ق، ج ‌1، ص 239.