کسر اصنام

بررسی ماجرای کسر اصنام توسط حضرت علی علیه السلام بر دوش پیامبر
واقعه شکستن بت‌های کعبه توسط امام علی (ع) ، روایتی قطعی و از فضایل مشهور ایشان است که جزئیات آن فراتر از تحلیل‌های فیزیکی، نشان‌دهنده امداد و قدرت الهی است.

پرسش:

 آیا صحت دارد حضرت علی علیه السلام روی شانه پیامبر صلی الله علیه وآله رفت و دستش به پشت بام کعبه رسید؟ یعنی کعبه ارتفاعش کمتر بوده یا همین ارتفاع بوده و با معجزه این اتفاق افتاده؟

 

پاسخ:

ماجرای کَسْرِ اَصْنام به شکستن بت‌های بالای سقف کعبه به دست امام علی علیه السلام به هنگام لیلةالمبیت یا فتح مکه اشاره دارد. در این ماجرا امام علی علیه السلام با پای‌گذاشتن بر دوش پیامبر صلی الله علیه وآله، بالای کعبه رفتند و بت‌هایی همچون هُبَل را پایین انداختند. این ماجرا یکی از مهم‌ترین فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام است که منابع شیعه و اهل‌سنت نقل کرده‌اند.

امام على علیه السلام فرمودند: «در آن روز رسول خدا صلى الله علیه وآله مرا کنار کعبه برد، آن‌گاه فرمود بنشین و من نشستم. آن‏ حضرت بر شانه من قرار گرفت و فرمود: برخیز؛ زمانى که ضعف مرا در برخاستن دید، فرمود: بنشین و من نشستم، آن حضرت از شانه من پایین آمد، خود نشست و فرمود: بر شانه من بالا برو؛ پس من بر شانه‌هایش بالا رفتم. او برخاست و چنان قدرت گرفت که گویی اگر می‌خواستم به افق آسمان برسم، می‌توانستم. بالاخره به بالای خانه کعبه رسیدم. بر بالای آن، تندیسی [بتی] مسی و زردفام قرار داشت. شروع کردم به تکان‌دادن آن از راست و چپ و پیش رو و پشت سر، تا آنکه بر آن مسلط شدم. در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه وآله به من فرمود: آن را پرتاب کن. پس آن را پرتاب کردم و بت همان‌طور که شیشه‌ها در هم می‌شکنند، خرد شد. سپس پایین آمدم» (1).

در‌این‌باره گزارشی یافت نشد که اشاره کند وقتی حضرت علی علیه السلام روی شانه پیامبر صلی الله علیه وآله رفت، دستش به پشت بام کعبه رسید؛ بلکه از گزارش‌ها برداشت می‌شود که حضرت از روی شانۀ پیامبر صلى الله علیه وآله به بام کعبه رفتند (2). حتی بر فرض صحت گزارش، باز لزومی ندارد کعبه آن ‌زمان کوتاه‌تر بوده باشد؛ برای مثال ممکن است پیامبر و علی علیهما السلام در جای مناسبی قرار گرفته باشند یا این رخداد همراه با امداد الهی و خارق‌العاده تحقق یافته باشد.

با این حال به نظر می‌رسد این‌گونه تعابیر گاهی نقل به معنا یا توصیف اجمالی باشد، نه لزوماً گزارش مهندسی دقیق از ارتفاع؛ چرا‌که طبق گزارش‌ها، ارتفاع کعبه در آن زمان 40 زراع بوده است (3)، یعنی حدود 20 متر و این عدد فراتر از قامت دو نفر است. بنابراین از این روایت فقط برداشت می‌شود که علی علیه ‌السلام توانست بر بام کعبه برود و بت‌ها را پایین بیاورد؛ فضیلتی که در شأن ایشان ثبت شده است.

همچنین از برخی روایات برداشت می‌شود که جبرئیل نیز در این واقعه نقش داشته است. در گزارشی نقل شده است وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام از بام کعبه پایین می‌پرند، به رسول خدا صلى الله علیه وآله می‌گویند: «در شگفتم که خود را از بالای خانه [کعبه] به زمین انداختم، اما نه دردی احساس کردم و نه آسیبی دیدم. پیامبر فرمود: ای ابوالحسن، چگونه درد احساس کنی یا آسیبی ببینی؟ تو را محمد بالا برد و جبرئیل تو را پایین آورد» (4). حتی بر اساس گزارشی از ابن‌عباس پس از آنکه امام علی علیه السلام بت‌ها را به زیر افکند، پیامبر صلى الله علیه وآله به او فرمود پایین بیا و علی مانند پرنده‌ای که دو بال دارد، پایین آمد. بر همین اساس عمر بن خطاب آروزی چنین موقعیتی را می‌کرد و می‌گفت: خدایی که علی او را می‌پرستید، نگذاشت که علی به زمین سقوط کند (5).

نتیجه:

با توجه به مجموعه گزارش‌های تاریخی و روایی می‌توان به چند نکته پی برد:

اول: ماجرای بالارفتن امیرالمؤمنین علی علیه ‌السلام بر بام کعبه برای شکستن بت‌ها، از حوادث مشهور و مورد نقل در منابع شیعه و اهل‌سنت است و در اصل آن تردیدی وجود ندارد.

دوم: از این روایات فهمیده می‌شود که امام علی علیه ‌السلام با قرارگرفتن بر شانه‌های پیامبر خود را به بام کعبه رساندند، نه اینکه صرفاً دستشان به بام کعبه رسیده باشد.

سوم: از گزارش‌ها مشخص است که ارتفاع بنای کعبه بیش از قامت دو انسان بوده است؛ بنابراین تعابیری مانند «اگر می‌خواستم دستم به آسمان می‌رسید»، بیشتر ناظر به بیان حال معنوی و امداد الهی در آن لحظه است، نه گزارشی دقیق از وضعیت فیزیکی یا اندازه‌گیری ارتفاع.

چهارم: برخی روایات به دخالت امداد غیبی ـ مانند یاری جبرئیل در هنگام فرود‌آمدن امام علی علیه‌السلام ـ اشاره دارند؛ بنابراین به نظر می‌رسد تحقق معجزه نیز در شیوۀ بالا و پایین‌رفتن امام علی علیه السلام مؤثر بوده است.

پی‌نوشت‌ها:

سبط بن جوزی یوسف بن قزاوغلی؛ تذکرة الخواص؛ قم: منشورات الشریف الرضى‏، 1418 ق‏، ص 34.

2. ابوعبدالرحمن احمد بن شعیب نسائی؛ السنن الکبری؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۲۱ ق، ج ۷، ص ۴۵۱.

3. محمد بن علی ابن‌شهر‌آشوب مازندرانى؛ مناقب آل‌ابی‌طالب؛ قم: انتشارات علامه‏، 1379 ق‏، ج ‏2، ص 141.

4. ابوحنیفه نعمان بن محمد قاضی مغربی؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار علیهم السلام؛ قم: انتشارات جامعه مدرسین‏، 1409 ق، ج ‏2، ص 395.

5. محمد بن علی ابن‌شهر‌آشوب مازندرانى؛ مناقب آل‌ابی‌طالب؛ ج ‏2، ص 136.