۱۴۰۴/۱۱/۳۰ ۱۰:۴۵ شناسه مطلب: 101197
پرسش:
خداوند متعال به موسی و هارون علیهما السلام دستور میدهد که با فرعون گفتار و تعامل نرم داشته باشند: «اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى»(طه: 43-44)؛ منظور از گفتار نرم چیست؟ با اینکه فرعون سرکشی کرده بود، گفتار نرم چرا؟ شرایط زمانی و مکانی چه نقشی دارد؟
پاسخ:
خداوند پس از اینکه حضرات موسی و هارون علیهما السلام را مأمور کرد تا پیامش را به فرعون برسانند، از آنان خواست که با فرعون با «قول لیّن» سخن بگویند: «اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی * اِذْهَبٰا إِلىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغىٰ * فَقُولاٰ لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشىٰ: تو و برادرت با معجزات من [برای هدایت گمراهان] بروید و درباره ذکر من [که ابلاغ وحی است] سستی نورزید. هر دو به سوی فرعون بروید؛ زیرا او [در برابر خدا] سرکشی کرده است. پس با گفتاری نرم به او بگویید، امید است که هوشیار شود و [آیین حق را بپذیرد] یا بترسد [و از سرکشی بازایستد]» (1). موضوع این نوشتار، بررسی چیستی «قول لیّن» و چرایی توصیه خداوند به استفاده از آن در مقابل فرعون است.
قول لیّن
عرب به ابراز و بیان آنچه در دل است، «قول» میگوید و معادل آن در فارسی همان «سخنگفتن» است (2). «لیّن» نیز به معنای نرمی و در مقابل خشونت و سختی است (3)؛ بنابراین «قول لیّن» در عربی به معنای سخن نرم و بدون خشونت است. مفسران در مقام تفسیر «قول لیّن» به مواردی همچون صدازدن فرعون با کنیه و محترمانه (4) و استفاده از گفتار زیبا و کلمات مهربانانه (5) اشاره کردهاند. برخی معتقدند خداوند متعال در آیۀ دیگری مصداق قول لین را بیان کرده است: «فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلىٰ أَنْ تَزَکّٰى * وَ أَهْدِیَکَ إِلىٰ رَبِّکَ فَتَخْشىٰ: پس به او بگو: میخواهی پاک و پاکیزه شوی؟ من تو را به سوی پروردگارت راهنمایی میکنم تا از او بترسی» (6) و (7).
گفته شده است علت نرمبودن این سخن این است که حضرت در قالب پرسش و مشورت وارد گفتگو با فرعون شد و آمرانه و از موضع بالا این کار را انجام نداد (8). از سدی نیز روایت شده است که حضرت موسی نزد فرعون رفت و به او گفت: «به آنچه آوردهام ایمان بیاور و پروردگار جهانیان را بپرست و در عوض، جوانی خود را حفظ میکنی و پیر نمیشوی؛ پادشاهی خود را نگه میداری و آن را تا زمان مرگ از دست نمیدهی؛ از لذت خوردنیها، نوشیدنیها و روابط زناشویی تا زمان مرگ محروم نمیشوی؛ و وقتی مرُدی، وارد بهشت خواهی شد. این سخن حضرت موسی، فرعون را خشنود کرد، اما چون فرعون عادت کرده بود که بدون مشورت با هامان تصمیمی نگیرد و در آن روز هامان غایب بود، به موسی گفت: صبر کن تا هامان برگردد. وقتی او برگشت، فرعون ماجرای آمدن موسی و وعدههای او را تعریف کرد. هامان گفت: من فکر میکردم تو عاقلی، الان تو رب و پروردگاری؛ ولی میخواهی مربوب و بنده شوی؟ تو پرستش میشوی و میخواهی پرستش کنی؟ هامان فرعون را از تصمیمی که گرفته بود، بازداشت (9).
چرا گفتار نرم؟
مفسران درباره چرایی این دستور به نکات مختلفی اشاره کردهاند:
1. داشتن نرمی در هر کاری پسندیده است و تا امکان انجام کارها با نرمی و مدارا وجود دارد، نباید به سراغ خشونت رفت. پیامبر خدا علیه و آله السلام فرمودهاند: «جبلت القلوبُ على حُبِّ مَن أحسنَ إلیها و بُغضِ مَن أساءَ إلیها: قلبها ذاتاً تمایل دارند کسانی را که با آنها خوب رفتار میکنند، دوست داشته باشند و از کسانیکه با آنها بدرفتاری میکنند، متنفر باشند» (10). ایشان در حدیث دیگری فرمودهاند: «علیک بالرفق فإنه ما وضع فى شیء إلا زانه، و لا نزع من شیء إلا شانه: نرمخو باش؛ زیرا نرمی در چیزی قرار نمیگیرد مگر اینکه آن را زینت میدهد و از چیزی جدا نمیشود جز اینکه آن را زشت میکند» (11). به گواهی آیات قرآن، نرمی پیامبر خدا با دیگران نقش بسیار مؤثری در جذب آنان به اسلام داشته است: «فَبِمٰا رَحْمَهٍ مِنَ اَللّٰه لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِی اَلْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُتَوَکِّلِینَ: [ای پیامبر،] پس به مهر و رحمتی از سوی خدا با آنان نرمخوی شدی و اگر درشتخوی و سختدل بودی، از پیرامونت پراکنده میشدند؛ بنابراین از آنان گذشت کن و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن. و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکلکنندگان را دوست دارد» (12).
2. فرعون با اینکه اهل طغیان بود، حضرت موسی علیه السلام را در کودکی در کاخ خود جای داده و او را بزرگ کرده بود؛ ازاینرو حق پدری بر او داشت و همین حق برای لزوم نرمی با او کفایت میکرد (13).
3. سرشت حاکمان ستمکاری همچون فرعون این است که خشونت در مقابل آنان نهتنها تأثیری ندارد، بلکه سبب لجاجت بیشتر آنان میشود؛ درحالیکه سخن نرم ممکن است آنها را به تأمل و پذیرش سخن حق وادارد. افزون بر این، نرمینداشتن حضرات موسی و هارون با فرعون ممکن بود به کشتهشدن آنان منجر شود (14).
نتیجه
خداوند از حضرات موسی و هارون خواست هنگام رساندن پیامش به فرعون از «قول لیّن» استفاده کنند. «قول لیّن» در عربی به معنای سخن نرم و بدون خشونت است. مفسران در مقام تفسیر «قول لیّن» به مواردی همچون صدازدن فرعون با کنیه و به شکل محترمانه و همچنین با استفاده از گفتار زیبا و کلمات مهربانانه اشاره کردهاند. درباره چرایی این فرمان خداوند میتوان به این موارد اشاره کرد: 1. نرمی در هر کاری پسندیده و اصل است و تا امکان انجام کارها با نرمی و مدارا وجود دارد، نباید به سراغ خشونت رفت؛ 2. فرعون اگرچه ظالم بود، به دلیل بزرگکردن موسی بر گردن او حق پیدا کرده بود و مقتضای این حق، رفتار و گفتار نرم با او بود؛ 3. سخنان خشن نهتنها در حاکمان ستمکار تأثیری ندارد، بلکه سبب لجاجت بیشتر آنان خواهد شد؛ برخلاف سخنان نرم که احتمال تأثیرگذاری آنها بیشتر است؛ 4. نداشتن نرمی و ملاطفت حضرات موسی و هارون ممکن بود به کشتهشدن آنان منجر شود.
برای مطالعه بیشتر:
نادر کریمی بیرانوند، شیرمحمد علیپور عبدلی و یدالله ملکی؛ «نقش سخن نرم و لین در اصلاح رفتاری انسانهای لجباز و سرکش (با توجه به آیه ۴۴ سوره طه)»؛ پژوهشهای مدیریت نظامی، دورۀ 18، ش 3، 1402 ش.
پینوشتها:
1. طه: 42 ـ 44.
2. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368 ش، ج 9، ص 339. علیاکبر قرشی؛ قاموس قرآن؛ چ 6، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 6، ص 45.
3. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ ج 10، ص 279. علیاکبر قرشی؛ قاموس قرآن؛ ج 6، ص 222.
4. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج 3، ص 28. یحیی بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ چ 2، قاهره: الهیئة المصریه العامه للکتاب، 1980 م، ج 2، ص 180.
5. سهل بن عبدالله تسترى؛ تفسیر التسترى؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1423 ق، ص 103.
6. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ ج 3، ص 28.
7. نازعات: 18 ـ 19.
8. محمود زمخشری؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل؛ مصحح: مصطفی حسین احمد؛ بیروت: دارالکتب العربی، ج 3، ص 65.
9. احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ اردن: دارالکتاب الثقافی، 2008 م، ج 4، ص 241. فضل بن حسن طبرسى؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصرخسرو، 1372 ش، ج 7، ص 20.
10. سهل بن عبدالله تستری؛ تفسیر التسترى؛ ص 103.
11. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ ج 4، ص 260.
12. آلعمران: 159.
13. البته این در زمانی است که این فرعون همان فرعون زمان کودکی حضرت موسی علیه السلام باشد. مطلب دیگر هم این است که شاید چون آمدن حضرت موسی به کاخ فرعون نه از سر لطف، بلکه به سبب جنایتهای فرعون بود، حقی بر گردن حضرت موسی علیه السلام نداشته است.
14. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ بیروت: دارالفکر، 1416 ق، ج 2، ص 400. احمد میبدى؛ کشف الاسرار وعدة الابرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصارى)؛ چ 5، تهران: امیرکبیر، 1371 ش، ج 6، ص 126. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج 22، ص 52. احمد ثعلبى؛ تفسیر ثعلبی؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1422 ق، ج 6، ص 245.






