ننقصها من اطرافها

منظور از «نقصان از اطراف زمین»
مفسران غالب، «ننقصها من اطرافها» را کنایه از کاهش تدریجی قلمرو مشرکان و تحقق آن با فتوحات اسلامی می‌دانند، نه اشاره‌ای به شکل یا کاهش جرمِ زمین.

پرسش:

منظور از «نقصان از اطراف زمین» که در دو جای قرآن به آن اشاره شده چیست؟ آیا ناظر به یک واقعیت طبیعی است یا در مقام تمثیل و غیرمرتبط با طبیعت است؟ برفرض که ناظر به طبیعت باشد، آیا از مصادیق اعجاز علمی قرآن به شمار می‌آید؟

پاسخ:

خداوند در دو آیه قرآن از نقصان و کاستن از اطراف زمین خبر داده است:

«أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنّٰا نَأْتِی اَلْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا ...؛ (1)

آیا نمی‌دانند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف آن می‌کاهیم؟ ... .»

«بَلْ مَتَّعْنٰا هٰؤُلاٰءِ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰى طٰالَ عَلَیْهِمُ اَلْعُمُرُ أَ فَلاٰ یَرَوْنَ أَنّٰا نَأْتِی اَلْأَرْضَ نَنْقُصُهٰا مِنْ أَطْرٰافِهٰا أَ فَهُمُ اَلْغٰالِبُونَ؛ (2)

بلکه اینان و پدرانشان را [از انواع نعمت‌ها] بهره‌مند ساختیم تا جایی‌که عمرشان طولانی شد [و گمان کردند که نعمت‌ها و عمرشان پایان نمی‌پذیرد]. آیا ندانسته‌اند که ما همواره به زمین می‌پردازیم و از اطراف آن می‌کاهیم؟ پس آیا بازهم آنان پیروزند؟»

در این نوشتار منظور از این عبارت را بررسی می‌کنیم.

 

دیدگاه مفسران درباره نقصان از اطراف زمین

مفسران درباره عبارت «أ‌َنَّا نَأ‌ْتِی الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أ‌َطْرافِها» دیدگاه‌های متفاوتی را مطرح کرده‌اند. درباره چیستی «ارض: زمین» در این آیه شاهد اقوال مختلفی هستیم. برخی منظور از «ارض» را معنای حقیقی آن، یعنی خود زمین دانسته و برخی دیگر معتقدند معنای مجازی «ارض» یعنی اهل آن مقصود است:

- سرزمین کفار مکه؛

- سرزمین عموم کفار؛

- اهل زمین؛

- زمین و اهل آن.

چنانکه درباره «نقصان ارض» نیز آرای مختلفی مطرح شده است. برخی از این آرا ناظر به معنای ظاهری آیه هستند و برخی دیگر به معنای باطنی آیه نظر دارند:

- فتح حوالی مکّه توسط پیامبر و یارانش؛

- فتح سرزمین کفار توسط مسلمانان؛

- هلاکت کافران و ظالمان تکذیب‌کننده پیامبران؛

- کاسته شدن از شمار، نیرو و ثروت اهل باطل؛

- مرگ زمینیان؛

- مرگ علما و بهترین ساکنان زمین؛

- از بین رفتن برکت و نعمت زمین؛

- بیضوی بودن زمین و نه کروی بودن آن.

به باور بسیاری از مفسران، این عبارت در مقام تهدیدکردن مشرکان قریش نازل شده و به آنان خبر می‌دهد که به‌زودی مسلمانان اطراف مکه و در ادامه، سرزمین سایر مشرکان را فتح خواهند کرد و درنتیجه، از قلمرو مشرکان کاسته خواهد شد و قلمرو اسلام و مسلمانان گسترش خواهد یافت. سیاق این دو آیه، یعنی آیات قبلی و بعدی آن‌ها، این تفسیر را تائید می‌کند؛ چراکه این آیات در مقام تهدید و انذار مشرکان نازل شده‌اند. (3) نقدی که به این قول وارده شده این است که این آیات در مکه نازل شده‌ و هنوز فتوحات اصلاً شروع نشده بود تا از زمین مشرکان چیزی کاسته شود. (4)

به اعتقاد برخی دیگر، واژه «اطراف» در این آیه جمع «طِرف» به معنای چیز باارزش و برگزیده از هر چیزی و مراد از «ارض»، اهل آن است؛ بنابراین، منظور از نقصان اطراف زمین، مرگ برگزیدگان اهل زمین است. «برگزیدگان اهل زمین» به علما، فقها، کریمان و اهل‌بیت علیهم‌السلام تفسیر شده است. این دیدگاه هرچند با سیاق این دو آیه سازگار نیست، اما با توجه به اشاره احادیث به آن، می‌تواند به‌عنوان معنای باطنی و تأویلی در کنار معنای ظاهری و تنزیلی پذیرفته شود. (5)

 

تفسیر علمی نقصان ارض

برخی معتقدند با قطع‌نظر از این‌که این آیه در مقام بیان چه مطلبی نازل شده، به پدیده‌ای علمی اشاره دارد. (6) البته باورمندان به این قول درباره آن پدیده علمی باهم اختلاف دارند:

1. بیضوی بودن زمین:

 زمین کاملاً کروی نیست. زمین هر ۲۴ ساعت یک‌بار به دور خود می‌چرخد و این چرخش باعث ایجاد نیروی گریز از مرکز می‌شود. این نیرو در ناحیهٔ استوا بیشترین اثر را دارد و سبب می‌شود استوا اندکی برآمده‌تر شود، درحالی‌که قطب‌ها کمی فشرده‌تر باقی می‌مانند. درنتیجه قطر زمین در استوا کمی بزرگ‌تر از قطر آن در قطب‌هاست.

اما این دیدگاه با نقد مواجه شده است:

ازنظر علمی، بیضوی بودن زمین به این معناست که زمین در استوا کمی برآمده و در قطب‌ها کمی فشرده است؛ اما اولاً این پدیده «کاهش از اطراف» محسوب نمی‌شود؛ ثانیاً بیضوی بودن نتیجهٔ چرخش زمین است و به معنای کم‌شدن تدریجی از اطراف نیست؛ ثالثاً اختلاف شعاع استوایی و قطبی پایدار است، نه اینکه در حال «کم شدن» باشد؛ رابعاً در آیه «اطراف» آمده و اگر مراد دو قطب زمین بود، بهتر بود با لفظ تثنیه یعنی «طَرَفَیها» می‌آمد. (7)

2. کم شدن حجم و جرم زمین: زمین پس از جداشدن از خورشید دویست برابر حجم کنونی بود، اما به‌مرور سرد و سفت شد و مواد مذاب از شکاف‌های زمین خارج و درنتیجه کوچک شد. (7)

این دیدگاه نیز دقیق نیست؛ چراکه هم جرم و هم حجم کرهٔ زمین از آغاز پیدایش تا امروز ثابت نبوده و در طول زمان دچار تغییر شده‌ است. جرم زمین در بدو پیدایش با برخورد پی‌درپی سیارک‌ها و اجرام فضایی، به‌تدریج افزایش یافت. امروزه هم هرسال چندین هزار تن غبار کیهانی وارد جو زمین می‌شود و درنهایت به سطح آن می‌رسد؛ بنابراین ازنظر تئوری، جرم زمین اندکی در حال افزایش است؛ اما در مقابل، زمین مقداری جرم نیز از دست می‌دهد. گازهای سبک مانند هیدروژن و هلیوم می‌توانند از لایه‌های بالایی جو به فضا بگریزند. بااین‌حال میزان جرمی که زمین از دست می‌دهد تقریباً با مقدار جرمی که از فضا دریافت می‌کند، قابل‌مقایسه است و درنتیجه جرم کل زمین در مقیاس کنونی تقریباً ثابت مانده است. نکته دیگر هم این‌که کم شدن حجم و جرم زمین، اختصاصی به اطراف آن ندارد.

اشکال دیگر این تفاسیر علمی این است که در ابتدای آیه فعل «یری» به معنای دیدن یا دانستن آمده و هیچ‌کدام از این امور در آن زمان دیدنی یا دانستنی نبودند. (9)‌

نتیجه:

اکثر مفسران معتقدند که منظور از عبارت «ننقصها من اطرافها» کم شدن تدریجی گستره سرزمینی مشرکان در اثر فتح مکه و در ادامه سایر سرزمین‌های مشرکان است. این تفسیر با سیاق آیات که در مقام تهدید مشرکان است، سازگار هست. برخی نیز تفسیری علمی از این عبارت ارائه داده‌اند که به باور برخی از آنان، آیه ناظر به بیضوی بودن زمین و کمتر بودن شعاع زمین در دو قطب است؛ اما اولاً بیضوی بودن در اثر حرکت چرخشی زمین به دور خود است و ارتباطی با کم شدن از اطراف زمین ندارد؛ ثانیاً بیضوی بودن ثابت است و نمی‌توان گفت در حال کم شدن است! برخی دیگر نیز آیه را ناظر به کم شدن جرم و حجم زمین دانسته‌اند؛ اما اولاً به همان اندازه که از زمین کم می‌شود به آن افزوده نیز می‌شود و درنتیجه، حجم و جرم زمین ثابت است؛ ثانیاً این کم شدن اختصاصی به اطراف زمین ندارد.

برای مطالعه بیشتر:

ملازاده یامچی، رضا، «نقش‌آفرینی تأویلی اهل‌بیت: در تعمیق معنایی نقصان ارض: الگوی حیات و ممات تمدنی»، سیره‌پژوهی اهل‌بیت، دوره 11، ش 20، فروردین 1404 ش، صص 97-112.

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره رعد، آیه 41..

2. سوره انبیاء، آیه 44..

3. علی‌پور عبدلی، شیرمحمد و کرم سیاوشی، «تحلیل و نقد دیدگاه مفسران درباره‌ی آیه‌ی «أنا نأتی الارض ننقصها من أطرافها»، مطالعات تفسیری بهار 1394 ش، ش 21، صص 29-50، ص 29-35 و 45.

4. مسترحمی، عیسی، قرآن و کیهان‌شناسی، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش، ص 191؛ ملازاده یامچی، رضا، «نقش‌آفرینی تأویلی اهل‌بیت: در تعمیق معنایی نقصان ارض: الگوی حیات و ممات تمدنی»، سیره‌پژوهی اهل‌بیت، دوره 11، ش 20، فروردین 1404 ش، صص 97-112، ص 100.

5. علی‌پور عبدلی، «تحلیل و نقد دیدگاه مفسران درباره‌ی آیه‌ی «أنا نأتی الارض ننقصها من أطرافها»، ص 35-37 و 46.

6. جمال، محمد عبدالمنعم، التفسیر الفرید للقرآن المجید، قاهره، مکتبه الصدوق، چاپ اول، بی‌تا، ج ۵، ص ۱۹۷۸؛ ابوشوفه، احمد، المعجزه القرآنیه حقائق علمیه قاطعه، بنغازی، دار الکتب الوطنیه، 2003 م، ص 42.

7. علی‌پور عبدلی، «تحلیل و نقد دیدگاه مفسران درباره‌ی آیه‌ی «أنا نأتی الارض ننقصها من أطرافها»، ص 42؛ مسترحمی، عیسی، قرآن و کیهان‌شناسی، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش، ص 191.

8. علی‌پور عبدلی، «تحلیل و نقد دیدگاه مفسران درباره‌ی آیه‌ی «أنا نأتی الارض ننقصها من أطرافها»، ص 42؛ مسترحمی، عیسی، قرآن و کیهان‌شناسی، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، 1387 ش، ص 191.

9. درباره تفسیر علمی این عبارت شاهد آرای دیگری نیز هستیم: 1. به باور برخی این آیه به پدیده فرورانش صفحات اقیانوسی در زمین‌شناسی اشاره دارد. در این فرآیند، پوسته اقیانوسی در لبه‌های قاره‌ها به زیر صفحات قاره‌ای رانده شده و وارد گوشته زمین می‌شود و ذوب می‌گردد. این حرکت مداوم صفحات می‌تواند به‌نوعی «کاسته شدن از اطراف» زمین (از لبه‌های صفحات) تعبیر شود؛ 2. برخی به از دست دادن مداوم گازهای سبک جوی مانند هیدروژن و هلیوم از اتمسفر زمین، به‌ویژه از نواحی قطبی، اشاره می‌کنند. این پدیده منجر به کاهش سالانه ده‌ها هزار تن از جرم زمین می‌شود. از آن‌جایی که این گازها بیشتر از «اطراف زمین» (قطبین) خارج می‌شوند، آن را مصداقی برای «ننقصها من اطرافها» دانسته‌اند.