۱۴۰۵/۰۳/۲۸ ۱۳:۴۲ شناسه مطلب: 101664
پرسش:
قرآن از مؤمنان خواسته که یهود و نصاری را بهعنوان «اولیاء» نگیرند. منظور از «اولیاء» در این آیه چیست؟ آیا این آیه شامل همه یهودیان و مسیحیان میشود یا فقط گروه خاصی از آنان منظور است؟
خداوند در آیه 51 سوره مائده از «اولیاء»گرفتنِ یهود و نصاری منع کرده است:
«یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلنَّصٰارىٰ أَوْلِیٰاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ؛
ای اهل ایمان! یهود و نصاری را اولیاء خود مگیرید، آنان اولیاء یکدیگرند و هر کس از شما، یهود و نصاری را ولی خود بگیرد از زمره آنان است؛ بیتردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمیکند.»
سبب نزول آیه 51 سوره مائده
گرچه درباره سبب نزول این آیه دیدگاههای متعددی گزارش شده است، (1) ولی آنچه درست است این است که: این آیه درباره مسلمانانی نازل شده که از ترس اینکه مبادا مشرکان در آینده بر آنان مسلط شوند، به دنبال این بودند که یهود و نصاری را بهعنوان ولی خود قرار بدهند. پس از شکست مسلمانان در غزوه اُحد، برخی از مسلمانان از ترس غلبه مشرکان بر آنان، تصمیم گرفتند با یهودیان و مسیحیان همپیمان شوند و طبق قراردادی از آنان امان بگیرند تا در برابر مشرکان از آنان دفاع کنند. (2)
تفسیر نهی از ولایت یهود
اولیاء» در این آیه جمع «ولی» است. اکثر مفسران «ولی» را به معنای نصرت و همکاری گرفتهاند؛ (3) این در حالی است که از اولین اقدامات پیامبر خدا پس از هجرت به مدینه، انعقاد قرارداد همکاری با یهودیان مدینه بود. مطابق این قرارداد مسلمانان و یهودیان باید باهم همکاری و یکدیگر را در مقابل دشمنان یاری میکردند؛ (4) بنابراین، همکاری و همیاری با غیرمسلمانان نهتنها مانعی ندارد، بلکه مطلوب است. (5)
ولی» به معنای «دوستی» نیز نیست؛ چراکه مطابق سایر آیات قرآن، خدا مسلمانان را از دوستی با هرکسی که دشمن مسلمانان نیست، ازجمله یهودیان و مسیحیان، منع نکرده و آشکارا خوبی کردن به آنان را اجازه داده است. (6)
«لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ * إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلىٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ؛ (7)
خدا شمارا از نیکی کردن و عدالت نسبت به کسانی که در کار دین با شما نجنگیدند و شمارا از دیارتان بیرون نکردند بازنمیدارد؛ زیرا خدا عدالتپیشگان را دوست دارد. خدا فقط شمارا از دوستی با کسانی نهی میکند که در کار دین با شما جنگیدند و از دیارتان بیرون راندند و در بیرون راندنتان به یکدیگر کمک کردند تا [بهخاطر این سختگیری] با آنان دوستی کنید و تنها کسانی که با آنان دوستی کنند، ستمکاراناند.»
«ولی» به معنای تحت سرپرستی یهود و نصاری درآمدن و قبول سلطه و حکومت آنان بر مسلمانان است؛ (8) بهگونهایکه متولی امور مسلمانان شوند و زمام امور مسلمانان به دست آنان بیفتد. (9) ازاینرو، ابیبنکعب و ابنعباس در مقام تفسیر این آیه، «اولیاء» را به معنای «ارباب» گرفتهاند. (10) مشخص است که درخواست کمک از دیگران سبب نمیشود که دیگران ارباب ما شوند. چنانکه دوستی با دیگران نیز این لازمه را به همراه ندارد. مطابق این معنا مفاد آیه 51 سوره مائده همان مفاد آیه 141 سوره نساء است:
«... وَ لَنْ یَجْعَلَ اَللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً؛ (11)
و خدا هرگز هیچ راه سلطهای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.»
نتیجه:
آیه 51 سوره مائده از قبول ولایت یهودیان و مسیحیان نهی کرده است. منظور از قبول ولایت در این آیه تحت سرپرستی آنان درآمدن و قبول سلطه و حکومت آنان است؛ بهگونهای که آنان صاحباختیار و ارباب مسلمانان و متولی و متصدی امور آنان شوند. این حکم شامل هر غیرمسلمانی ازجمله همه مسیحیان و یهودیان میشود و اختصاصی به گروه خاصی از آنان ندارد. «ولی» در این آیه به معنای همکاری و دوستی نیست؛ چراکه اولاً پیامبر خدا هنگام ورود به مدینه با یهودیان مدینه قرارداد همکاری امضاء کرد؛ ثانیاً قرآن نهتنها دوستی با غیرمسلمانانی که دشمن مسلمانان نیستند، مخالفتی ندارد، بلکه در آیههای 8 و 9 سوره ممتحنه آشکارا با آن موافقت کرده است.
برای مطالعه بیشتر:
احمدی آشتیانی، فرهاد، «بازکاوی مفهوم ولایت در سیاق آیه 55 سوره مائده با تأکید بر پیوستگی آیات»، پژوهشهای قرآن و حدیث، پاییز و زمستان 1398 ش، سال 52، ش 2، صص 203-21.
پینوشتها:
1. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن (تفسیر ثعلبی)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج4، ص 76؛ مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص 484؛ جصاص، احمد بن على، احکام القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1405 ق، ج4، ص 99. گفتنی است سعد در این واقعه، حکم یهودیان را بر اساس شریعت خود آنان صادر کرد. افزون بر این، مطابق قراردادی که یهودیان با پیامبر امضاء کرده بودند، در صورت نقض قرارداد از سوی یهود، ریختن خون آنان و ضبط اموال و اسیرکردن زنان و فرزندان آنان از سوی مسلمانان مجاز بود. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، چاپ 28، 1388 ش، ص 454
2. ابنابىحاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج4، ص 1156؛ سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج1، ص 397؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج6، ص 179.
3. جصاص، أحکام القرآن، ج4، ص 99؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ج1، ص 397؛ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا، ج3، ص 550.
4. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، چاپ 28، 1388 ش، ص 448
5. مکارم شیرازى، ناصر و جمعى از نویسندگان، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ 10، 1371 ش، ج4، ص 410.
6. مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ اول، 1424 ق، ج3، ص 73.
7. سوره ممتحنه، آیههای 8 و 9.
8. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج1، ص: 484: «یعنى دوله الیهود على المسلمین.»
9. مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، چاپ اول، 1380 ش، ج7، ص 111.
10. ابو حیان، محمد بن یوسف، البحر المحیط فى التفسیر، بیروت، چاپ اول، 1420 ق، ج4، ص 291: «و قراءه أبیّ و ابن عباس: أربابا مکان أولیاء.»
11. سوره نساء، آیه 141.






