قدرت خدا وبرامدن حاجت

من به قدرت خدا کاملا ایمان دار ولی می خواهم بدانم خداوند چگونه می تواند حاجت و آرزویی از انسان را که کاملا به دست انسانهاست مثل ادای قرض،رسیدن دو جوان به هم و...را برآورده کند.آیا برآورده شدن این دعاها دخالت در امور انسانی نیست

با سلام و تشکر از ارتباط با اين مرکز
از نظر جهان‌بيني مادي،‌ عوامل مؤثر در سرنوشت انسان، منحصراً مادي است. گاهي بشر بر اثر عفلت و عوامل غير فطري، علت هاي متوسّط را مي بيند و به علت اصلي و مبدأ كلّ و سرچشمه همه خيرات توجه ندارد.بعضي چونان قارون بر اثر تنگ نظري علمي فقط سبب مباشر و علّت قريب را بنگرند مي گويند: «إِنَّما أوُتيتُه عَلي عِلمٍ عِندي» ثروت خود را براساس عيم و دانايي خودم به دست آوردم.(1) در حالي که از نظر جهان‌بيني الهي تنها حق تعالي است كه به عنوان علّت كلّ، و مسبب الأسباب همه اين امور را اداره مي كند.اداي قرض و غيره امور انساني است اما همه کاره انسان نيست .جمله« لا حول و لا قوه الا بالله »معنايش اين است که اگر آدمي کاري مي کند، به قدرت خداست .اگر او بخواهد مي شود و اگر نخواهد نمي شود.كسي كه خداوند را با اوصاف كمالي‏اش شناخت و او را قدرتمندي با اراده در صحنه هستي ديد، ديگر تنها در قالب اسباب و علل عادي و مادي حوادث جهان را تفسير نخواهد كرد؛ بلكه مشيت نافذه او را در همه جا مي‏بيند . حوادث و امور را با در نظر گرفتن اين واقعيت بزرگ توضيح مي‏دهد.
اگر آدمي با اين نگرش به طبيعت بنگرد هنگامي كه مثلا ً بزرگ ترين و مستحكم ترين سد ّو ديوار فلزي را به عنوان سد ّ سكندر مي سازد خواهد گفت: «هذا رَحمَة مِنْ رَبّي» اين از لطف و رحمت پروردگار من است.(2)
.يكي از نام هاي مقدس خداوند، "مسبّب الأسباب" است. مسبب الأسباب يعني سبب ساز. او سسبي را مي آفريند كه انسان بتواند با آن، چيزهايي را كه لازم دارد، تهيه كند، نه اين كه پشت سر دعا به اين انتظار باشد كه از راه غيب ماشيني پشب در منزلش پارك كند.
در ماه مبارك رمضان دعايي از پيامبر نقل شده است: ... خدايا! هر فقير را بي نياز گردان. خدايا! قرض هر مقروضي را ادا فرما... فقر ما را به غنا و بي نيازي بدل گردان. وقتي فقر انسان به غنا تبديل شد، هر چه را كه نياز دارد، به دست خواهد آورد.
پس انسان مي تواند براي سلامتي، به دست آوردن مال، اداي قرض و ... دعا كند، زيرا‌ عوامل روحي و معنوي نيز، هم‌چون عوامل مادي در سرنوشت انسان مؤثرند. استاد مطهري مي‌گويد: «از نظر جهان‌بيني الهي، جهان هم شنواست و هم بينا،‌ ندا و فرياد جاندارها را مي‌شنود و به آن ها پاسخ مي‌دهد. به همين جهت دعا يکي از علل اين جهان است که در سرنوشت انسان مؤثر است. جلو جريان‌هايي را مي‌گيرد و يا جريان‌هايي به وجود مي‌آورد. به عبارت ديگر، دعا يکي از مظاهر قضا و قدر است که در سرنوشت حادثه‌اي مي‌تواند مؤثر باشد يا جلو قضا و قدري را بگيرد».(3)
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «دعا قضاي الهي را بر مي‌گرداند و تغيير مي‌دهد، اگر چه قضاي الهي محکم شده باشد. از اين رو زياد دعا کن که آن کليد هر رحمت و بر آوردن هر حاجت است».(4)
از امام کاظم (ع) نقل شده که فرمود: «بر شما باد به دعا کردن زيرا دعا و درخواست از خدا بلائي را که از مرحلة ‌قدر و قضا گذشته و جز امضاي آن نمانده (يعني تمامي اسباب آن فراهم شده ،ولي هنوز در خارج وجود پيدا نکرده) بر مي‌گرداند».(5)
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «خدا را بخوان و دعا کن و مگو کار گذشته است».(6)
بر اين اساس موساى كليم(ع) براي رفع گرسنگي دعا کرد و عرضه داشت: «پروردگاررا! به آن‏چه به من از نيكى عطا كنى نيازمندم:رَبِّ إِنِّى لِمَا أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ».امام علي عليه السلام مى‏فرمايد: «به خدا سوگند! موسى عليه السلام غير از قرص نانى كه بخورد، از خدا نخواست؛ زيرا وى (از زمانى كه از مصر فرار كرد و به سوى مدين آمد) از گياهان زمين تغذيه مى‏كرد تا آن‏جا كه بر اثر لاغرى شديد و تحليل رفتن گوشت بدن او رنگ سبز گياه از پشت پرده شكمش آشكار بود» او در اين حال از خداوند غذايى ساده كه گرسنگى‏اش را برطرف كند، تمنّا كرد. (7)

پي‌نوشت‌ها:
1. كهف(18) آيه78
2. همان، آيه98
3. استاد مطهري، مجموعة آثار، ج 1، ‌ص 406.
4. اصول کافي، ج 4، ص 216.
5. ترجمه الميزان، ج 2، ص 55.
6. اصول کافي، ج 4، ص 213.
7. نهج البلاغه ،خطبه 160