عملیات شهادت‌طلبانه

بررسی پیشینۀ عملیات استشهادی در صدر اسلام و دوران ائمه علیهم السلام
وجود یا نبودن نمونه‌ای برای «عملیات استشهادی» در صدر اسلام وابسته به تعریف آن است؛ شهادت‌طلبیِ بدون ابزار انفجاری سابقه دارد، اما نوع انفجاری آن ندارد.

پرسش:

 آیا عملیات استشهادی در صدر اسلام و دوران ائمه وجود داشته است؟

پاسخ:

نمونه‌های بسیاری در تاریخ صدر اسلام داریم که فردی با یقین یا احتمال فراوان شهادت، اقدام به کاری کرده باشد؛ معروف‌تر از همهۀ ماجرای «لیلة المبیت» است که امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه با آمادگی کامل برای شهادت در راه خدا، در بستر پیامبر صلّی اللّه علیه و‌آله خوابیدند تا آن حضرت بتواند مکه را ترک کند (1)، این حادثه به شهادت ایشان نینجامید؛ ولی در اشعاری که از خود ایشان در‌بارۀ این حادثه نقل شده است، آمادگی کامل ایشان برای شهادت به دست می‌آید (2).

نمونه دیگر، ماجرای مسلم مجاشعی است که در ابتدای جنگ جمل، داوطلب شد برای اتمام حجّت، لشکریان جمل را به کتاب خدا دعوت کند و از جنگ بر‌حذر دارد؛ در‌حالی‌که امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه به او گفته بود تو را خواهند کشت و او با آمادگی کامل برای شهادت، این مأموریت را پذیرفت و به شهادت رسید (3).

در این نمونه‌‏ها، فرد داوطلب خود را در معرض شهادت قرار داده است؛ نه اینکه با کشته‌شدن خود، عده دیگری را هم به کشتن داده باشد.

ولی اگر «شهادت‌طلبی» به معنای اقدامی باشد که هم‌زمان با شهادت فرد داوطلب، عده دیگری نیز کشته شوند، همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان «استشهاد» یا «عملیات اِنتحاری» یاد می‌شود. منظور از عملیات انتحاری، نوعی ترور است که عامل آن خود را با مواد منفجره به کشتن می‌دهد تا موجب کشته‌شدن دیگران نیز شود و غالباً با انگیزه دینی و سیاسی انجام می‌شود. در ادبیات شیعی معاصر، چنین کاری اگر برای دفاع از دین و مقابله با دشمنان دین انجام شود، عملیات «استشهادی» یا «شهادت‌طلبانه» نامیده می‌شود.

مهم‌ترین فرق انتحار و استشهاد در این است که انتحار موجب کشته‌شدن افراد بی‌گناه می‌شود و هدفش ایجاد رعب و وحشت است؛ ولی استشهاد، فقط برای کشتن دشمن است و نوعی جهاد است که البته به لحاظ فقهی، شرایط خاصی دارد و همیشه و همه جا نمی‌توان از این روش بهره برد (4).

شایان توجه است که ابزارهای مورد استفاده در این روش، مواد منفجره یا سلاح‌هایی هستند که در صدر اسلام وجود نداشته است؛ از‌این‌رو برخی از محققان بر جدید‌بودن این روش دفاع یا مبارزه تأکید کرده‌‌اند و در تعریف عملیات استشهادی گفته‌اند: «روش جدیدى براى مقاومت و رویارویى با دشمن که با وسایل و ابزار جدید کُشنده که در گذشته معمول و معروف نبوده، انجام مى‌شود و مُجرى آن یقین یا ظنِّ غالب دارد که خودش نیز در جریان عملیات به شهادت مى‌رسد» (5).

نتیجه:

«عملیات استشهادی» به معنای امروزی آن (تن‌دادن به شهادت برای کشتن گروهی از دشمنان)، در صدر اسلام مطرح نبود و چون معمولاً با مواد منفجره انجام می‌شود، تحقق آن در زمان‌های گذشته متصور نیست.

پی‌نوشت‌ها:

1. این مطلب از وقایع بسیار معروف در زندگی امیر‌المؤمنین صلوات الله علیه است که آیۀ 207 سورۀ «بقره» نیز ناظر به آن دانسته شده است. برای آگاهی از ابعاد این حادثه، مستندات آن و پاسخ به برخی شبهات ناظر به آن، ر.ک: علیرضا خان‌بیگی؛ هزار سطر خون (روایت جانبازی‌ها و آسیب‌های امیر‌مؤمنان)؛ تهران: نشر شاهد، 1385 ش، ص 50 ـ 68.

2. در مصرعی فرموده است: «وَ قَدْ وُطِّنَتْ‏ نَفْسِی‏ عَلَى الْقَتْلِ وَ الْأَسْر» (محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ قم: دارالثقافه، 1414 ق، ص 469، در ضمن مجلس شانزدهم).

3. این ماجرا با اندکی اختلاف در جزئیات در منابع مختلفی آمده است؛ از جمله: محمد بن محمد بن نعمان مفید؛ الجمل؛ قم: کنگره هزاره شیخ مفید، 1413 ق، ص 339. محمدباقر مجلسی؛ بحار الانوار؛ بیروت: مؤسسة الوفاء، 1409 ق، ج 32، ص 174.

4. ر.ک: امیر ملامحمدعلی؛ «مشروعیت عملیات استشهادی از دیدگاه فقهای معاصر شیعه و اهل‌سنت»؛ مجله حصون، ش ۵، پاییز ۱۳۸۴ ش.

5. ر.ک: امیر ملامحمدعلی؛ «مشروعیت عملیات استشهادی از دیدگاه فقهای معاصر شیعه و اهل‌سنت»؛ مجله حصون، ش ۵، پاییز ۱۳۸۴ ش.