سورۀ ‌تحریم/ 10

مراد از خیانت زن نوح و زن لوط در قرآن
آیات پایانی سوره تحریم بر این اصل تأکید دارند که معیار سعادت،ایمان وعمل است نه پیوندهای خونی و خیانت همسران پیامبران،خیانت به مکتب بوده است،نه انحراف اخلاقی.

 

پرسش:

قرآن بیان می‌کند زن نوح علیه السلام و زن لوط علیه السلام به آن دو پیامبر خیانت کردند و از اهل دوزخ هستند (تحریم: 10)؛ مراد از خیانت چیست؟ آیا منظور از آن، عمل منافی عفت است؟

پاسخ:

آیات پایانی سورۀ مبارکۀ «تحریم» بیان‌کنندۀ یکی از مهم‌ترین اصول تربیتی اسلام است؛ اصلی که بر اساس آن، معیار سعادت و شقاوت انسان نه نسبت‌های خانوادگی، بلکه ایمان و عمل اوست. خدای متعال در این آیات با ذکر دو مثل، حال کافران و مؤمنان را مجسم می‌کند. در تمثیل نخست، خدای سبحان برای ترسیم سرنوشت کافران، همسران حضرت نوح و حضرت لوط را مثال می‌زند؛ دو زنی که در کنار دو عبد صالح زندگی می‌کردند؛ با این حال‌به آنان خیانت کردند و در‌نتیجه، گرفتار عذاب الهی شدند. پرسشی که مطرح می‌شود این است که ماهیت این «خیانت» چیست؟ آیا مراد از آن خیانت جنسی و عمل منافی عفت است یا معنای دیگری دارد؟ این نوشتار با بهره‌گیری از آیات و روایات و تفاسیر معتبر، پاسخ روشنی به این پرسش ارائه می‌دهد.

تحلیل مفهوم خیانت

علامه طباطبایی به نقل از راغب اصفهانی مى‌‌فرماید: واژۀ «خیانت» و کلمۀ «نفاق» هر دو به یک معنا هستند؛ با این تفاوت که خیانت را دربارۀ نفاقى به کار مى‌برند که در مورد عهد و امانت باشد؛ اما نفاق را در خصوص خیانتى به کار مى‌برند که دربارۀ دین باشد. به‌مرور زمان این دو واژه در‌هم‌آمیخته شدند و کاربردشان گسترش یافت؛ امروزه کاربرد خیانت در مخالفت با حق از راه شکستن پنهانی پیمان است، نقطۀ مقابل آن «امانت» است؛ یعنی هم گفته می‌شود «به فلانی خیانت کردم» و هم گفته می‌شود «به امانت فلانی خیانت کردم» (1).

مراد از خیانت در آیه

خدای سبحان در این آیه از خیانت زنان حضرت نوح علیه ‌السلام و حضرت لوط علیه ‌السلام به این دو پیامبر بزرگ سخن می‌گوید. در گذر تاریخ، بیشتر عالمان برجستۀ شیعه بر این باور بوده‌اند که همسران پیامبران الهی گرچه از خطا معصوم و مصون نبوده‌اند و حتی ممکن است به کفر یا نفاق آلوده شده باشند، هرگز مرتکب فحشا نگردیده‌اند؛ زیرا وقوع چنین عملی از سوی همسر پیامبر، سبب بدبینی و دوری مردم از آن پیامبر می‌شد و نوعی لکه ننگ به دامن رسالت او وارد می‌کرد؛ به همین دلیل حکمت الهی اقتضا می‌کند که چنین امری در خاندان پیامبران رخ ندهد (2).

بنابراین خیانت آن دو هرگز انحراف از جاده عفت نبوده است (۳)؛ چنان‌که در حدیثى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و‌آله به‌صراحت آمده است: «همسر هیچ پیامبرى هرگز آلوده به عمل منافى عفت نشده است» (۴)؛ بلکه منظور از خیانت در این آیه، خیانت مکتبی، اعتقادی و فرهنگی است. خدای سبحان در جای دیگر نیز خطاب به مؤمنان می‌فرماید: «به خدا و رسول خیانت نکنید؛ و نیز در امانت‌هاى خود خیانت روا مدارید» (۵). خیانت به پیامبر یعنی با دین او بدرفتاری‌کردن و خیانت به خدا یعنی به ایمان او بدرفتاری‌کردن. این خیانت به خدا و پیامبر است و در اینجا که فرمود: «زن لوط و زن نوح به این دو پیامبر که یکی از انبیای اولوالعزم است و دیگری حافظ شریعت ابراهیم علیهم السلام خیانت کردند، یعنی مکتبشان را نپذیرفتند» (۶). بنابراین خیانتی که آیۀ پیش‌گفته دربارۀ این دو زن بدان اشاره می‌کند، نه از جنس فحشا بلکه از نوع همکاری آنها با دشمنان، نسبت‌های ناروا و فاش‌کردن اسرار پیامبران الهی بوده است.

نتیجه:

مفهوم «خیانت» دربارۀ همسران حضرت نوح و حضرت لوط علیهما السلام ناظر به خیانت اعتقادی و مکتبی از جمله کفر، نفاق، همکاری با دشمنان و افشای اسرار پیامبران است و نه انحراف اخلاقی. همسر هیچ پیامبری مرتکب عمل منافی عفت نشده است؛ چرا‌که نسبت‌دادن فحشا به آنان با حکمت الهی و شأن والای نبوت ناسازگار است و موجب تزلزل در اعتماد به رسالت می‌شود.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ 32، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۲۴، ص ۳۰۱.

2. عبدالله جوادی آملی؛ زن در آینه جلال و جمال؛ قم: اسراء، ۱۳۸۸ ش، ص ۱۵۴.

پی‌نوشت‌ها:

1. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۹، ص ۳۴۳.

2. ر.ک: محمد بن حسن طوسی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بی‌تا]، ج ۱۰، ص ۵۲.

3. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ 32، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۲۴، ص ۳۰۱.

4. «ما بغت امرأه نبى قط» (فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البیان؛ بیروت: دار‌المعرفه، [بی‌تا]، ج ۱۰، ص ۴۷۸.

5. «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَخُونُوا اَللّٰهَ وَ اَلرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَمٰانٰاتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (انفال: ۲۷).

6. عبدالله جوادی آملی؛ زن در آینه جلال و جمال؛ قم: اسراء، ۱۳۸۸ ش، ص ۱۵۴.