۱۳۸۹/۰۵/۲۵ ۱۹:۰۴ شناسه مطلب: 16700
سلام ما معتقدیم همه آدمها از نسل آدم وحوا هستن نه؟خب پس دراین صورت چرا بعضیا سفیدپوست بعضیا سرخ پوست و... هستن؟از این گذشته اگه فرض کنیم آدم و حوا اولین انسانهایی هستن که پا روی زمین گذاشتن خب هرچقدرهم تولید مثل کرده باشن همه ی بچه هاشون به هم محرم هستن کس دیگه ای هم که روی زمین نیست که بابچه های آدم و حواازدواج کنه خب پس نسل انسانها چطور تداوم پیدا کرده و به اینجا رسیده؟؟؟؟!!!
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز
در نامه خود دو سوال را مطرح كرده ايد كه به تفكيك پاسخ آن تقديم مي شود:
1)مفسر حکيم علام طباطبايي در اين باره اظهار داشته است: چه بسا گفته مي شود که اختلاف رنگ پوست بدن انسانها نشانه اين است که شايد همه بشر از يک مبدء (آدم و حوا) متولد نشدهاند. اما اين تصور صحيح نيست، زيرا اختلاف خونها و به دنبالش اختلاف رنگها هيچ دلالتي بر مدعاي ياد شده ندارد، به خصوص آن که ره آورد علمي امروز اساس خود را بر اين پايه نهاده که انواع کائنات در حال دگرگوني و تحولند .با چنين مبنايي چگونه اطمينان پيدا ميشود به اين که اختلاف خونها و به دنبالش اختلاف رنگها مستند به دگرگوني در اين نوع نباشد؟
با اين که دانشمندان جزم و قطع دارند بر اين که تحول در بسياري از انواع جانداران واقع شده، علاوه بر اين دانشمندان امروز هيچ اعتنايي به اختلاف رنگها ندارند حتي بسياري تلاش دارند از طريق طيب جديد رنگ پوست بدن انسان را مثلا از سياه به سفيد تبديل کنند. (1)
طبق اين تحليل معلوم ميشود تفاوت رنگها هرگز نبايد موجب ترديد در اين حقيقت بشود که همه بشر موجود نسلشان به آدم و حوا برميگردد. چه اين که در قرآن کريم به اين مسئله تصريح شده است. (2)
اکنون بسيارند کساني که از يک پدر و مادر به دنيا ميآيند، ولي از نظر رنگ صورت و قيافه و حتي رفتار و اخلاق کاملا متفاوت بلکه متضادند، بنابراين اختلاف رنگها هرگز دليل بر آن نيست که در مبدء نسل بشر غير از آدم و حوا کسي و يا کساني ديگر نيز نقش داشتهاند.
پي نوشت:
1-2 .الميزان ، ج 4 ،ص23 2 -224
===========================================================
2)در مورد کيفيت ازدواج فرزندان آدم و حوا چند قول هست:
1-با توجه به علم ديرينه شناسي و با توجه به مکالمه فرشتگان با خدا، فهميده مي شود که قبل از حضرت آدم انسان هايي شبيه به حضرت آدم زندگي مي کرده اند . فرزندان آدم و حوا با افرادي از انسان نماهاي پيشين ازدواج کرده اند .
اين نظريه هيچ تاييدي از قرآن و روايات ندارد ،بلکه با ظاهر قرآن مخالف است . چون افرادي ازدواج خواهر و برادر را حرام ذاتي و فطري مي دانسته اند، براي فرار از محذور ازدواج خواهر و برادر بدان متوسل شده اند.
2-خداوند براي فرزندان آدم همسراني از حوريان يا جنيان فرستاد.
اين نظر گر چه در روايات مؤيداتي دارد ، ولي با ظاهر قرآن و اعتبار عقل مخالف است، زيرا حور و جنيان از جنس آدميان نيستند و نمي توانند از آدميان فرزند بزايند.(1)
3-فرزندان آدم خواهر و برادر با هم ازدواج کرده اند. خداوند مىفرمايد: «وبث منهما رجالاً كثيرا و نساءا ؛(2)
از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت».
ظاهر آيه مىگويد كه نسل بشر فقط به وسيله اين دو تن به وجود آمده ، اگر غير از اين دو در بقاى نسل او دخالت داشتند، بايد مي فرمود: «وبث منهما و من غيرهما = به وسيله اين دو و غير آنان... ».
اما محذور ازدواج محارم هم پيش نمي آيد، زيرا اين حکم و حرمت شرعي و قراردادي است . تا ابلاغ نشده باشد ، ممنوع نيست . در آن زمان هنوز از جانب خدا اعلام نشده بود.
امام سجاد (ع) به مردي قريشى جريان ازدواج هابيل را با بلوزا خواهر همزاد (دوقلو) قابيل و ازدواج قابيل را با قليما خواهر همزاد هابيل شرح مىداد که گفت:آيا آنان خواهران خود را حامله کردند؟اين که عمل مجوسيان است؟
فرمود: اين مطلب را انكار مكن زيرا جواز اين در آن روز و حرمتش در امروز هر دو حکم خداست. مگر خدا همسر آدم را از جنس خودش نيافريد و بعد او را بر وي حلال نکرد؟ اگر مجوسيان در ازدواج محارم محکومند ،چون با وجود نهي و حرمت اين کار را مي کنند.(3)
بنابراين حرام و حلال يك اعتبار شرعي و ديني است؛ بنابراين اگر حكم خدا در يك شرايط خاص( مانند نبود هيچ انساني براي ازدواج جز خواهر) با توجه به ضرورت تغيير نمايد، حرمت نيز تغيير مي يابد، مانند حرمت خوردن گوشت مردار يا گوشت سك و خوك كه اگر شخص در حال مرگ باشد و مجبور به خوردن باشد، نه تنها حرام نيست، بلكه واجب مي شود.
علامه طباطبايى مىفرمايد: حكم ازدواج، يك حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است . حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. از اينرو ممكن است كه در ابتداى خلقت به خاطر ضرورت بقاى نسل در جامعه محدود آن روز كه فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حرام نگردد . بعد كه ضرورت برطرف شد، حكم حرمت بيايد. به جهت اين كه ادامه جواز ازدواج با توجه به گسترش نسل و ازدياد برادران و خواهران، موجب اشاعه فحشا و از بين رفتن غريزه عفت مي گردد.
افزون بر اين نمىتوان گفت فطرت با اين ازدواج مخالف است، زيرا متمايل نبودن طبع ،نه از آن جهت است كه ذاتا از آن تنفر دارد ، بلكه به جهت آن است كه اين را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بين رفتن غريزه عفت مىداند. شاهد بر اين مطلب (قبيح ذاتي نبودن اين عمل) اين كه، ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بين مجوس شايع بوده است.(4)
پي نوشت ها:
1.ترجمه الميزان،ج4،ص230.
2.نساء(4)آيه1.
3.ترجمه الميزان،ج4،ص232.
4.همان،ص229-230.