۱۴۰۵/۰۱/۱۷ ۲۳:۴۴ شناسه مطلب: 101364
پرسش:
چرا مردم کوفه در قیام حضرت مسلم علیه السلام با آنکه ابتدا پیروز شدند، درنهایت شکست خوردند؟
پاسخ:
معاویه در رجب سال شصت هجری به درک واصل شد و یزید جای وی نشست. یزید در نخستین اقدام خود، از حاکم مدینه خواست از چند نفر از جمله امام حسین علیه السلام بیعت بستاند؛ به همین دلیل امام حسین علیه السلام از مدینه به مکه هجرت کرد؛ زیرا مکه حرم امن به شمار میآمد. هنگامی که کوفیان از اعتراض و بیعتنکردن امام حسین علیه السلام با یزید آگاه شدند، نامههای بسیاری نوشتند و حضرت را به کوفه دعوت کردند. پس از رسیدن نامههای کوفیان، امام حسین علیه السلام برای بررسی اوضاع کوفه و ارزیابی ثباتقدم کوفیان، ابتدا حضرت مسلم علیه السلام را به کوفه فرستاد تا درباره درستی ادعای کوفیان، اطمینان یابد و به امام گزارش کند (۱). کوفیان استقبال گستردهای از حضرت مسلم علیه السلام کردند؛ به نقلی ۱۲۰۰۰ نفر (۲) و به نقلی سیهزار نفر با ایشان بیعت کردند (3).
ابنزیاد در کوفه
شرایط کوفه سبب شد یزید، نعمان بن بشیر حاکم کوفه را عزل کند و عبیدالله بن زیاد را که در آن هنگام حاکم بصره بود، به حکومت کوفه منصوب نماید (۴). عبیدالله بن زیاد به محض رسیدن به کوفه، سیاستهای تهدیدی را دنبال کرد؛ ازاینرو بزرگان قبایل را به قصر دعوت کرد و آنها را به گروگان گرفت. متأسفانه تهدیدها و اقدامات او فضای کوفه را پر از وحشت و ترس کرد (5). از جمله دستور داد هانی بن عروه که میزبان حضرت مسلم علیه السلام بود را دستگیر کنند. هنگامی که خبر دستگیری هانی به حضرت مسلم علیه السلام رسید، با تعدادی از یاران خود که منابع تاریخی آنها را حدود ۴۰۰۰ نفر دانستهاند، قیام کرد و قصر را به محاصره درآورد (۶)؛ درحالیکه داخل قصر تنها پنجاه تن از محافظان عبیدالله و نزدیکان وی حضور داشتند (7).
ابنزیاد با اقدامات ذیل ابتکار عمل را به دست گرفت:
الف) به بعضی از بزرگان کوفه از جمله شمر بن ذیالجوشن و محمد بن اشعث که در اطرافش بودند و از طرفداران باند اموی به شمار میآمدند، دستور داد تا در لابلای جمعیت قرار گیرند و از اهرم تهدید استفاده کنند، مردم را از عواقب کارشان بترسانند و تا حد امکان از اطراف حضرت مسلم علیه السلام متفرق کنند.
ب) با تطمیع و وعدههای درهم و دینار، دنیاطلبان را به خود جذب کنند؛ زیرا همۀ کوفیان نگاه اعتقادی نداشتند، بلکه با انگیزههای مادی از جبههای به جبهۀ دیگر جابجا میشدند.
ج) به جارچیان و منادیان قصر دستور داد تا ندا دهند که سپاه عظیمی از شام برای کشتار شما عازم کوفه است (8).
این اقدامات و حیلهها به ثمر نشست؛ ازاینرو مردم ترسیدند، اطراف حضرت مسلم علیه السلام را خالی کردند و به خانهها رفتند و همان شب حضرت مسلم یکه و تنها در کوچههای کوفه به دنبال مکانی برای پناهگرفتن میگشت (۹) تا شب را سپری کند و در فرصت مناسب به کاروان حسینی ملحق شود. در این شب بانویی به نام «طوعه» ایشان را به خانه دعوت کرد.
علت شکست قیام
با توجه به مردمشناسی و تجربههای کوفه، مردم کوفه پایداری نکردند و از خود ثباتقدم نشان ندادند. بسیاری از آنها در اوخر جنگ صفین از ادامه پیکار شانه خالی کردند؛ همچنین دوران خلافت امام حسن مجتبی علیه السلام که منجر به صلح شد، به علت خستگی و عافیتطلبی از ادامۀ مقاومت دست کشیدند. بر همین اساس عامل اصلی در شکست این قیام نیز همان روحیه یعنی عافیتطلبی، ترس و عدم تابآوری مردم کوفه بود (۱۰). اگرچه سیاستهای عبیدالله بن زیاد در ایجاد وحشت نیز نقش بسزایی داشت؛ اما همین امر هم به روحیه منفی کوفیان برمیگشت؛ وگرنه ابنزیاد با آن سیاستها نمیتوانست مردمی سلحشور را از میدان خارج کند.
متأسفانه برخی ضعف فرماندهی را نیز از عوامل شکست به شمار آوردهاند (۱۱) که جای بسی تأسف است. کسانی که چنین نظر دارند، آیا از خودشان نمیپرسند پس چرا حضرت علی علیه السلام مجبور به متوقفکردن جنگ صفین شد؟ چرا امام حسن مجتبی علیه السلام صلح را پذیرفت؟
بنابراین همان عاملی که حکمیت و صلح را بر دو معصوم تحمیل کرد، سبب شکست این قیام نیز شد و هیچ اشکالی بر آن دو بزرگوار نیست. همانگونه که کاشتن بذر گندم در زمین غیرحاصلخیز فایده ندارد، مردم هم اگر همکاری نکنند، معصوم به صلح مجبور میشود.
سیدالشهدای عصر غبیت، حضرت آیتالله خامنهای، دنیاگرایی خواص و ترجیحدادن دنیا بر حق و آخرت و پراکندهشدنشان از اطراف حضرت مسلم مسلم علیه السلام را از علل شکست قیام مسلم به شمار میآورند (12).
نتیجه:
مردم کوفه در قیام حضرت مسلم علیه السلام در حال پیروزی بودند که عدم پایداری آنها ورق را برگرداند. آنچه سبب پیروزی اولیه این قیام شد، حضور یکپارچه و حداکثری مردم در صحنه بود که میرفت تا کوفه دردرنورد؛ ولی آنچه سبب شکست قیام شد، خالیکردن میدان از سوی همان افراد بود که از ترس سپاه اعزامی شام به خانههای خود پناه بردند و عرصه را به ابنزیاد واگذار کردند. اگر مردم «تابآوری» و پایداری از خود نشان میدادند، چهبسا حادثۀ جانگداز عاشورا اتفاق نمیافتاد.
پینوشتها:
1. احمد بن داود ابوحنیفه دینوری؛ الاخبار الطوال؛ مصر: مطبعه السعادة، ۱۳۳۰ ق، ص ۲۳۰. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم والملوک؛ تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم؛ چ 2، بیروت: دارالتراث، ۱۳۸۷ ق، ج ۵، ص ۳۵۳. محمد بن محمد مفید؛ الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد؛ تحقیق: مؤسسه آلالبیت؛ بیروت: دارالمفید، ۱۴۱۴ ق، ج ۲، ص 295 ـ 297.
2. احمد بن داود ابوحنیفه دینوری؛ الاخبار الطوال؛ ص 235.
3. عبدالله بن مسلم ابنقتیبه الدینوری؛ الامامه و السیاسه؛ تحقیق: علی شیری؛ قم: شریفالرضی، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص ۸.
4. احمد بن داود ابوحنیفه دینوری؛ الاخبار الطوال؛ ص 231.
5. ابناعثم الکوفی؛ الفتوح؛ تحقیق: علی شیری؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴۱۱ ق، ج ۵، ص ۶۸.
6. احمد بن یحیی بلاذری؛ انساب الاشراف؛ تحقیق: الشیخ محمدباقر محمودی؛ بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ ق، ج ۲، ص ۸۰. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم والملوک؛ ج ۵، ص 368 ـ 371.
7. محمد بن سعد؛ الطبقات الکبرى - متمم الصحابه - الطبقه الخامسه؛ تحقیق: محمد بن صامل السلمی؛ الطائف: مکتبة الصدیق، ۱۴۱۴ ق، ج ۱، ص ۴۶۱. احمد بن یحیی بلاذری؛ أنساب الأشراف؛ ج ۲، ص ۸۰.
8. احمد بن یحیی بلاذری؛ أنساب الأشراف؛ ج ۲، ص 80 ـ 81. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الامم والملوک؛ ج ۵، ص 368 ـ 370.
9. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الامم والملوک؛ ج ۵، ص 369 ـ 371.
10. مهدی پیشوایی؛ تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهداء؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۹۰ ش، ج ۱، ص 594 ـ 603.
11. رسول جعفریان؛ تأملی در نهضت عاشورا؛ قم: انصاریان، ۱۳۸۱ ش، ص ۷۳.






