دروغ مصلحت‌آمی

تفاوت بین کتمان و توریه و رابطۀ بین این دو
رابطه کتمان و توریه عموم و خصوص مطلق است (هر توریه‌ای کتمان است اما برعکس خیر) و جواز هر دو تابع موازین شرعی و اخلاقی است.

پرسش:

 آیا کتمان همان توریه‌کردن است؟ رابطۀ بین کتمان و توریه چیست؟

پاسخ:

«توریه» یکی از موضوعاتی است که با کتمان شباهت دارد؛ چراکه شخص در هر دو مورد حقیقت را نمی‌گوید و ظاهر کلام یا رفتارش با واقعیت متفاوت است. بر همین اساس این پرسش مطرح می‌شود که آیا کتمان همان توریه است؟ برای پاسخ صحیح این پرسش ابتدا باید این دو موضوع معنا شوند تا رابطۀ بین آنها به دست آید. در ادامه به بیان معنای این دو و پاسخ این پرسش پرداخته می‌شود.

نکتۀ اول: معنای کتمان

کتمان در لغت نقطۀ مقابل اعلان‌کردن و به معنای مخفی‌کردن است؛ اما در اصطلاح به دو نوع ممدوح و مذموم تقسیم و این‌گونه تعریف شده است: «کتمان ممدوح یعنی پوشاندن و مخفی‌نمودن موضوعی که عقلاً یا شرعاً یا اخلاقاً شایسته است پوشانده شود؛ و کتمان مذموم به معنی مخفی‌نمودن موضوعی است که عقلاً یا شرعاً یا اخلاقاً باید اظهار کرد».

نکتۀ دوم: معنای توریه

توریه از ریشه «وَرَی» است. در لغت‌نامه العین فراهیدی، چنین معنا شده است: «توریه به معنای مخفی‌نمودن خبر و اظهار‌نکردن راز است» (1). در لغت‌نامه صحاح اللغه جواهری نیز چنین معنا شده است: «توریه و می‌گویی "وَرَّیْتُ الخبر تَوْرِیَهً"، هنگامی که آن را پنهان کردی و چیزی دیگر آشکار ساختی، گویی که این واژه از "وراء الإنسان" (پشت انسان) گرفته شده است؛ چنان‌که گویی خبر را پشت خود قرار می‌دهد، جایی که آشکار نمی‌شود» (2).

شیخ انصاری نیز در کتاب مکاسب، توریه را چنین تعریف می‌کند: «توریه این است که با یک لفظ، معنایی را اراده کند که با واقعیت مطابقت دارد؛ ولی از القای آن (به مخاطب) قصد دارد که مخاطب از آن معنایی خلاف آن (واقع) را بفهمد» (3). منظور این است که گوینده وقتی نمی‌خواهد واقعیتی را بگوید، اما دوست ندارد دروغ هم بگوید، کلامش را به گونه‌ای تنظیم می‌کند تا واقعیت را گفته باشد؛ ولی مخاطب پی به واقعیت نبرد و چیز دیگری را برداشت کند؛ همانند کلام حضرت ابراهیم علیه السلام که در نظر برخی از مفسران توریه کردند؛ آنجا که مردم شهر از او پرسیدند تو به جشن عمومی بیرون از شهر نمی‌آیی؟ ایشان در جواب فرمود: «من بیمارم» (4). قوم او گمان کردند منظورشان بیماری جسمی است؛ در‌حالی‌که ایشان از نظر جسمی بیمار نبود، بلکه معنای واقعی و مقصود حضرت، بیماری روحی و اندوه از بت‌پرستی قوم بود؛ اما طوری گفت که مردم برداشت کنند جسمش بیمار است و از رفتن به جشن معذور است. پس او دروغ نگفت؛ چون بیمار روحی بود؛ با این وجود، واقعیت که سالم‌بودن جسم ایشان بود را هم بیان نکرد تا نزد مخاطب معذور دانسته شود و برای او دردسری به وجود نیاید (5).

مثال سادۀ توریه هم این است که وقتی درب منزل می‌آیند و از آقای خانه سراغ می‌گیرند، اما همسرش برای اینکه نگوید او در خانه است و با این وجود، دروغ هم نگفته باشد، می‌گوید اینجا نیست؛ درحالی‌که منظورش از اینجا کنار خودش است که واقعاً هم کنار او نیست؛ ولی در خانه و در اتاق دیگر است؛ اما مخاطب برداشت می‌کند منظور از اینجا یعنی در خانه نیست و پی به واقعیت نمی‌برد.

نکتۀ سوم: رابطۀ بین توریه و کتمان

با توجه به آنچه دربارۀ معنای این دو اصطلاح بیان شد، می‌توان گفت توریه یکی از روش‌های کتمان است؛ یعنی شخص برای مخفی‌کردن واقعیت و اعلان‌نکردن و کتمان آن می‌تواند توریه کند و واقعیت را به گونه‌ای بیان کند که مخاطب به آن پی نبرد و چیز دیگری برداشت کند تا در‌نهایت واقعیت مخفی بماند.

در کلمات فقیهان برای توریه، احکام و شرایطی مطرح شده است که برای اطلاع از آنها باید به رساله مراجع معظم تقلید رجوع و بررسی کرد که در چه شرایط و مواردی ایشان به کتمان‌کننده اجازه استفاده از توریه را داده‌اند.

بنابراین توریه یکی از روش‌های کتمان است. اما کتمان راه‌های دیگری هم دارد؛ مانند اینکه کتمان‌کننده سکوت می‌کند یا مجمل و مبهم توضیح می‌دهد و همۀ واقعیت را نمی‌گوید یا موضوع سخن را تغییر می‌دهد یا پرسش را با سؤال پاسخ می‌دهد یا روش‌های دیگر را به کار می‌گیرد. پس می توان گفت رابطۀ بین توریه و کتمان، عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر توریه‌ای، کتمان هست؛ اما هر کتمانی، توریه نیست؛ بلکه ممکن است به روش‌های دیگر کتمان کرده باشند.

نتیجه:

کتمان و توریه در معنا و مفهوم با یکدیگر شباهت دارند و میان آنها رابطه‌ای نزدیک وجود دارد؛ اما کاملاً هم‌معنا با هم نیستند. کتمان به معنای مخفی‌کردن امری است که شایسته است پنهان بماند یا اظهار شود؛ بر همین اساس به دو نوع ممدوح و مذموم تقسیم می‌شود. اما توریه بنا بر تعریف اصطلاحی آن، به این معناست که گوینده از لفظی معنای مطابق با واقع را اراده کند؛ ولی کلام خود را به گونه‌ای بیان کند که مخاطب معنای دیگری از آن برداشت کند. بنابراین توریه می‌تواند یکی از روش‌های کتمان واقعیت به شمار آید؛ زیرا شخص با استفاده از آن، بدون بیان صریح واقعیت و با ایجاد برداشتی متفاوت در مخاطب، حقیقت را از او مخفی می‌کند. بر این اساس، رابطه میان کتمان و توریه، عموم و خصوص مطلق است؛ بدین‌معنا که هر توریه‌ای به لحاظ مخفی‌کردن واقعیت، نوعی کتمان به شمار می‌رود؛ اما هر کتمانی توریه نیست؛ زیرا ممکن است شخص با روش‌های دیگر کتمان کرده باشد؛ مانند اینکه با سکوت، اجمال‌گویی، ابهام در بیان یا تغییر موضوع سخن، واقعیتی را کتمان کند، بی‌آنکه از توریه استفاده کرده باشد.

برای مطالعۀ بیشتر:

سیدحسن اسلامی؛ دروغ مصلحت‌آمیز: بحثی در مفهوم و گسترۀ آن؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1382 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. «اَلتَّوْرِیَهُ: إخفاء الخبر و[عدم] إظهار السر» (خلیل بن احمد فراهیدى؛ کتاب العین؛ چ 2، قم: هجرت‏، 1409 ق، ج ۸، ص ۳۰۱).

2. «تَوْرِیَهٌ و تقول: وَرَّیْتُ الخبر تَوْرِیَهً، إذا سَتَرْتَهُ و أظهرْتَ غیره، کأنّه مأخوذ من وراء الإنسان، کأنَّه یجعله وراءه حیثُ لا یظهر» (اسماعیل بن حماد جوهرى؛ الصحاح ـ تاج اللغه و صحاح العربیه؛ بیروت: دارالعلم للملایین، 1410 ق، ج ۶، ص ۲۵۲۳).

3. «و هو أن یرید بلفظ معنى مطابقا للواقع و قصد من إلقائه أن یفهم المخاطب منه خلاف ذلک (مرتضی انصاری؛ المکاسب؛ قم: دارالذخائر، 1411 ق، ج ۱، ص ۱۹۷).

4. «فَقَالَ إِنِّی سَقِیم» (صافات: 89).

5. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ چ 5، قم: جامعه مدرسین حوزه، 1417 ق، ج ۷، ص ۲۲۷. ناصر مکارم شیرازی با همکاری جمعی از محققین؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1374 ش، ج ۱۹، ص ۹۲.