دروغ عالمان یهود

بررسی تعبیر «به باطل لباس حق می‌پوشاندند» در قرآن
کتاب مقدس فعلی آمیخته‌ای از متون آسمانی و تحریفات بشری است که عالمان یهودی در زمان پیامبر(ص) با کتمان حقایق و تفسیرهای باطل، مانع تشخیص حقیقت توسط مردم شدند.

پرسش:

قرآن دربارۀ اهل کتاب (که گویا منظور یهودیان هستند) می‌گوید که آنان به باطل لباس حق می‌پوشاندند؛ منظور از این تعبیر چیست و آنان چگونه این کار را انجام می‌دادند؟

 

 

پاسخ :

خداوند در دو آیه از قرآن کریم، بنی‌اسرائیل (یهودیان) و اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) را از پوشاندن حق با باطل نهی می‌کند و از آنان می‌خواهد حق را کتمان و پنهان نکنند: «وَ لاٰ تَلْبِسُوا اَلْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُوا اَلْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ: و حق را با باطل مخلوط نکنید، و حق را درحالی‌که می‌دانید، پنهان نکنید» (1). «یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ لِمَ تَلْبِسُونَ اَلْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُونَ اَلْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ: ای اهل کتاب، چرا درحالی‌که آگاهید، حق را به باطل مُشتبه می‌کنید و حق را پنهان می‌دارید؟» (2).

در این نوشتار به دنبال بررسی منظور از «لباس باطل به حق پوشاندن» هستیم و اینکه عالمان یهودی چگونه این کار را انجام می‌دادند؟

مفهوم پوشاندن لباس باطل به حق

«لبس» در عربی به معنای «ستر» و پوشاندن است و اگر به چیزی که تن می‌کنیم، «لباس» گفته می‌شود، به دلیل پوشاندن بدن است. گاهی همین ریشه به معنای اختلاط (درهم‌آمیختن)، تخلیط (مخلوط‌کردن)، اشتباه (مشتبه‌شدن و شبیه یکدیگر شدن) و ایجاد و القای شبهه (شک) و ضدّ «ایضاح» و آشکار‌کردن به ‌کار می‌رود. بنابراین پوشاندن باطل به حق یعنی درهم‌آمیختن حق به باطل تا بر اثر ابهام ایجاد‌شده، امر بر مردم مشتبه شود و حق از باطل تشخیص داده نشود (3).

مصداق پوشاندن لباس باطل به حق

آیه‌های 42 «بقره» و 71 «آل‌عمران» خطاب‌ به عالمان اهل کتاب به‌ویژه یهود است که با وجود شناخت نشانه‌های پیامبر خدا در کتاب مقدس خود، از اعلام آن به مردم خودداری کردند تا ریاست بر یهودیان و منافع مادی حاصل از آن را حفظ کنند (4). خداوند متعال در این آیات از دو شگرد آنان پرده برمی‌دارد:

الف) کتمان حق و پنهان‌کردن آن تا حق و حقیقت اصلاً به گوش مردم نرسد؛ اما اگر این شگرد به هر دلیلی جواب نداد و حق به گوش افراد رسید، نوبت به شگرد دوم می‌رسد.

دوم: در این شگرد سعی می‌شود لباس باطل به حق پوشانده شود تا درنتیجه اختلاط و درهم‌آمیختن حق و باطل، مردم نتوانند حق را از باطل تمییز و تشخیص بدهند و در‌نهایت باطل را در جایگاه حق بپذیرند (5).

مفسران درباره اینکه عالمان یهود چگونه به حق لباس باطل می‌پوشاندند، به مصادیق مختلفی اشاره کرده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد قول صحیح، تفسیر نادرست عبارات درست کتاب مقدس یا همان تحریف معنوی است. در مقام توضیح این دیدگاه اشاره به چند نکته لازم است:

1. کتاب مقدس کنونی یهودیان و مسیحیان، همان تورات حضرت موسی و انجیل حضرت عیسی نیست و در گذر زمان تحریف یا تبدیل شده است؛ اما این امر به معنای آن نیست که هیچ مطلبی از تورات و انجیل اصلی در کتاب کنونی نیست.

2. با اینکه کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان تحریف شده است، این تحریف پیش از اسلام رخ داد؛ زیرا امروزه نسخه‌هایی از این کتاب‌ها در دسترس است که متعلق به پیش از اسلام هستند و با کتاب مقدس کنونی تفاوتی ندارند. بنابراین کتاب مقدس پس از زمان ظهور اسلام تا زمانه ما تحریف نشده است و کتاب مقدس کنونی همان کتاب مقدس زمان نزول قرآن و در دسترس یهودیان و مسیحیان آن زمان است (7).

3. نفی تحریف لفظی کتاب مقدس از زمان ظهور اسلام تاکنون به معنای نفی تحریف معنوی در قالب ترجمه و تفسیر کتاب مقدس نیست (8)؛ برای نمونه می‌توان به ترجمه تفسیری کتاب مقدس به زبان فارسی اشاره کرد که در موارد متعددی عبارات را به گونه‌ای ترجمه می‌کند تا استدلال‌های عالمان مسلمان به کتاب مقدس بی‌اثر شوند؛ برای مثال ترجمه «تثنیه 18: 18» که یکی از بشارت‌های این کتاب به پیامبر خداست را در دو ترجمۀ قدیم و تفسیری با هم مقایسه کنیم:

ترجمه قدیم: «نبی‌ای‌ را برای‌ ایشان‌ از میان‌ برادران‌ ایشان‌ مثل‌ تو مبعوث‌ خواهم‌ کرد و کلام‌ خود را به‌ دهانش‌ خواهم‌ گذاشت‌ و هر آنچه‌ به‌ او امر فرمایم‌ به‌ ایشان‌ خواهد گفت»؛

ترجمه تفسیری: «من‌ از میان‌ آنها پیامبری‌ مانند تو برای‌ ایشان‌ خواهم‌ فرستاد. به‌ او خواهم‌ گفت‌ که‌ چه‌ بگوید و او سخنگوی‌ من‌ نزد مردم‌ خواهد بود».

به‌روشنی مشخص است که در ترجمۀ تفسیری، کلمه «برادران» حذف شده است؛ درنتیجه عبارتی پدید آمده است که حاکی از ظهور پیامبری مثل موسی از میان برادران بنی‌اسرائیل که بنی‌اسماعیل هستند، به معنای ظهور پیامبری مثل موسی از میان بنی‌اسرائیل شده است.

4. زبان اصلی کتاب مقدس یهودیان، «عبری» و کتاب مقدس مسیحیان، «یونانی» است. این کتاب‌ها در قدیم معمولاً ترجمه نمی‌شدند؛ ازاین‌رو فقط عالمان یهودی و مسیحی دسترسی مستقیمی به متن اصلی داشتند و آگاهی مردم از این کتاب‌ها از طریق توضیح و تفسیر عالمان یهودی و مسیحی بود (9).

بنابراین در توضیح نظریه مختار باید گفت با اینکه کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان غیر از تورات و انجیل اصلی است، همچنان بخش‌هایی از تورات و انجیل اصلی در آنها باقی مانده است. از جمله بخش‌های تورات و انجیل اصلی که در نسخه‌های تحریف‌شده نیز باقی است، بشارت‌های پیامبر خداست. عالمان یهود کوشیدند این بشارت‌ها را کتمان کنند؛ اما این شگرد درباره برخی از آنها کارساز نبود؛ ازاین‌رو درباره آنها به سراغ شگرد دوم یعنی تحریف معنوی آنها رفتند و با تفسیر باطل (10)، توضیح اشتباه و طرح برخی از شبهات کاری کردند که دیگر آن بشارت‌های حق در شناخت پیامبر کارایی نداشته باشند (11).

نتیجه:

1. کتاب مقدس کنونی تحریف شده است، اما این تحریف متعلق به قبل از اسلام است؛ از‌این‌رو عالمان یهودی مخاطب قرآن کتاب مقدس را تحریف لفظی نکرده‌اند. 2. کتاب مقدس کنونی غیر از تورات حضرت موسی و انجیل حضرت عیسی است؛ اما این مسئله به معنای آن نیست که هیچ بخشی از تورات و انجیل آسمانی در آنها نیست، بلکه هنوز هم برخی از بشارت‌های پیامبران گذشته به ظهور پیامبر خاتم در کتاب مقدس کنونی وجود دارد. 3. عالمان یهودی عصر و مصر نزول قرآن برخی از بشارت‌ها را کتمان کردند و برخی دیگر را که نتوانستند کتمان کنند، آنها را با تحریف معنوی بر‌خلاف مراد الهی تفسیر کردند. 4. منظور از پوشاندن لباس باطل به حق، تفسیر نادرست و باطل عبارات درست و حق کتاب مقدس است. عالمان یهودی با این کار حق را با باطل درآمیختند تا تشخیص حق از باطل ممکن نباشد؛ درنتیجه توانستند باطل را به جای حق به مردم القا کنند.

برای مطالعۀ بیشتر:

محمدکاظم شاکر؛ «بشارت‌های عهدین در مورد پیامبر اکرم (ص)»؛ پژوهش‌نامه قرآن و حدیث، ش 7، تابستان و پاییز 1389 ش، ص 111 ـ 134.

پی‌نوشت‌ها:

1. بقره: 42.

2. آل‌عمران: 71.

3. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، منشورات محمد‌علی بیضون‏، 1426 ق، ج ‏1، ص 445. محمد بن حسن طوسى؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، [بی‌تا]، ج ‏1، ص 190. حسن مصطفوی؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، 1368 ش، ج ‏10، ص 160 ـ 161. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏3، ص 256.

4. منصور بن محمد ابو‌مظفر سمعانی؛ تفسیر السمعانی؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، ۲۰۱۰ م، ج ۱، ص ۴۷.

5. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: دار‌احیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏3، ص 485 و ج ‏8، ص 257.

6. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌المعرفه، 1412 ق، ج ‏1، ص 202.

7. محمدکاظم شاکر؛ «بشارت‌های عهدین در مورد پیامبر اکرم (ص)»؛ پژوهش‌نامه قرآن و حدیث، ش 7، تابستان و پاییز 1389 ش، ص 118 و 120.

8. اکبر هاشمى رفسنجانى؛ تفسیر راهنما؛ قم: بوستان کتاب، 1386 ش، ج ۱، ص ۱۲۲.

9. محمد عزة دروزه؛ ‌التفسیر الحدیث؛ چ 2، بیروت: دار‌الغرب الإسلامی، ۱۴۲۱ ق، ج ۶، ص ۱۶۶.

10. مصطفی بروجردی؛ تفسیر شمس؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۹۷ ش، ج 1، ص 84.

11. محمد فخر رازی؛ التفسیر الکبیر؛ ج ‏3، ص 485 و ج ‏8، ص 257. محمود بن عمر زمخشرى؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل؛ چ 3، بیروت: دار‌الکتاب العربی‏، 1407 ق، ج ‏1، ص 132.

بررسی گزارۀ دروغ‌بستن یهود بر خدا بر اساس آیات قرآن کریم
قرآن بیان می‌کند که برخی عالمان یهود با تحریف و نسبت‌دادن مطالب نادرست به خدا، دو ادعای برتری نژادی و حلال‌بودن اموال غیریهودیان را مطرح کردند، نه عموم یهودیان

پرسش:

 بر اساس قرآن کریم، یهودیان بر خدا دروغ می‌بستند؛ آیا همۀ یهود این‌طور بوده و هستند یا گروه خاصی از آنان چنین بودند؟

پاسخ :

قرآن در آیات مختلفی از دروغ‌بستن یهودیان به خداوند خبر می‌دهد. در این نوشتار این آیات را بررسی می‌کنیم و پس از مشخص‌کردن دروغ‌ها، به این پرسش پاسخ می‌دهیم که آیا همه یهودیان چنین بوده‌اند یا قرآن فقط گروه خاصی از آنان را قصد کرده است؟

افتراهای یهودیان به خداوند

قرآن بارها باورها و اعتقادات یهودیان را نقل و آنها را نقد و تخطئه کرده است؛ برای نمونه می‌توان به باور یهودیان مبنی بر اینکه فقط آنان بهشتی خواهند شد (1) یا آنان اگر گناه کنند، اصلاً به جهنم نمی‌روند و اگر هم بروند، فقط چند روز محدود خواهد بود (2)، اشاره کرد. افزون بر این موارد، قرآن بارها از دروغ‌بستن یهودیان به خداوند خبر می‌دهد و آنان را تکذیب می‌کند. بررسی این آیات نشان می‌دهد موضوع‌های این دروغ‌ها بر این اساس بوده‌اند:

1. انتساب نوشته‌های خود به خداوند

قرآن از گروهی از یهودیان خبر می‌دهد که مطالبی را با دست خود می‌نوشتند و بعد به دروغ ادعا می‌کردند که این نوشته‌ها از سوی خداست تا در برابر این کار بهای ناچیزی را دریافت کنند (3).

2. حلال‌بودن اموال غیریهودیان برای یهودیان

گروهی از یهودیان معتقد بودند که مطابق احکام الهی فقط اموال یهودیان حرمت و احترام دارد و اموال غیریهودیان محترم نیست؛ ازاین‌رو یهودیان می‌توانند حتی بدون اذن صاحب غیریهودی آن اموال، در آنها تصرف کنند. همین اعتقاد سبب شده بود که وقتی یک غیریهودی چیزی را به امانت نزد آنان می‌گذاشت، آن را پس نمی‌دادند. قرآن این ادعا را آشکارا تکذیب می‌کند و می‌گوید: «آنان در حالی این دروغ را به خدا نسبت می‌دهند که خودشان می‌دانند که خداوند چنین چیزی را نگفته است» (4).

3. خواندن مطلبی که از تورات نبود به شکل و لحن خواندن تورات

گروهی از یهودیان مطالبی که از تورات نبود را دقیقاً به همان شکل و لحنی می‌خواندند که تورات را می‌خواندند تا مردم گمان کنند آنها نیز از تورات است؛ بدین‌ترتیب مطالبی را به دروغ به خدا نسبت می‌دادند (5).

4. قائل‌شدن برتری الهی برای قوم یهود

یهودیان خود را پسر خدا و دوست او می‌نامیدند (6) و به دروغ مدعی بودند که خدا ما را بر دیگران برتری داده است و خود را ستایش می‌کردند. مطابق روایات، گروهی از یهودیان با کودکان خود نزد پیامبر آمدند و پرسیدند که آیا برای این کودکان گناهی است؟ پیامبر خدا فرمودند: خیر. یهودیان گفتند: ما هم مثل آنان بی‌گناه هستیم؛ چراکه ما پسران خدا و دوستان او هستیم؛ به همین دلیل اگر شب گناه کنیم، خداوند در روز ما را می‌بخشد و اگر در روز گناه کنیم، خداوند ما را در شب می‌بخشد و این‌گونه از خود مدح و ستایش کردند. خداوند با نزول آیات 49 و 50 سورۀ «نساء»، این ادعاها را افتراهایی دانست که یهودیان بر خدا بسته‌اند و آنها را تکذیب کرد (7).

خاخام‌های یهودی؛ افترازنندگان به خداوند

قرآن هنگام نقد یهودیان و تکذیب افتراهای آنان به خداوند، تعابیری را به کار می‌برد که نشان می‌دهد همۀ یهودیان چنین نبوده‌اند؛ برای نمونه در آیه‌ای که مربوط به حلال‌دانستن اموال غیریهودیان برای یهودیان است، آشکارا اهل کتاب که منظور از آن در این آیه، یهودیان هستند(8) را به دو دسته تقسیم می‌کند و می‌گوید برخی از آنان را اگر بر اموال فراوانی امین قرار دهی، آن را برمی‌گردانند و برخی دیگر از آنان چنین نیستند و حتی اگر یک دینار در نزد آنان به امانت بگذاری، اگر بتوانند برنمی‌گردانند (9). در آیۀ مربوط به خواندن غیرتورات به شکل تورات نیز قرآن آشکارا تعبیر «وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً ...» (10) را به کار می‌برد که یعنی «و از یهود گروهی هستند که ...». مشخص است که خداوند این کار را به همه یهودیان منتسب نکرده است.

افزون بر چنین آیاتی که آشکارا در آنها بین یهودیان تفصیل قائل شده است، در سایر آیات هرچند شاهد تعابیر عامی هستیم و در بدو امر به نظر می‌رسد آیه همه یهودیان را قصد کرده است، در همین آیات نیز به قرینه موضوع متوجه می‌شویم که منظور همه یهودیان نیستند؛ چراکه اموری همچون نوشتن کتاب با دست خود و نسبت‌دادن دروغین آن به خداوند، یا قرائت غیرتورات به شکل و لحن تورات برای اینکه مردم گمان کنند آن نیز از تورات است، یا حلال‌دانستن اموال غیریهودیان برای یهودیان و انتساب این حکم به خداوند، همگی کارهایی هستند که به عالمان و ربّی‌های یهودی اختصاص دارد و همۀ یهودیان را دربر نمی‌گیرد.

ادعای یهود مبنی بر نژاد برتر‌بودن

تنها موردی که باقی می‌ماند باور یهودیان به پسر یا دوست خدا‌بودن خود یا طبق تعبیر امروزی آن «نژاد برتر»‌بودن قوم یهود در نزد خدا و ستایش‌کردن خود به این دلیل است. منظور یهودیان از «پسر خدا» بودن این است که رابطه خدا با آنان با بقیه مردم فرق دارد و خود را تافتۀ جدابافته می‌دانند (11). این باور هرچند اختصاصی به عالمان یهود ندارد و هر یهودی‌ که چنین باوری داشته باشد، آیه شامل حال او نیز می‌شود، اما نباید فراموش کنیم که یهودیان عوام به اتکای آموزه‌های عالمان یهودی به چنین چیزی معتقدند و خودشان از دروغ‌بودن آن آگاه نیستند؛ بنابراین متهم اصلی در این دروغ نیز عالمان یهود هستند (12) به‌ویژه ‌که مطابق تورات و حتی کتبی همچون تلمود نیز برگزیدگی قوم یهود، مشروط به رعایت احکام تورات است. اما عالمان یهود این موضوع را به طور مطلق و غیرمشروط برای مردم خود بیان کرده‌اند: «اسرائیل قوم برگزیده الهی است ... . بین خدا و یهود رابطه‌ای صمیمی و ناگسستنی وجود دارد ... . تعیین اسرائیل به عنوان قوم برگزیده و محبوب پروردگار یک انتخاب دلخواه و بدون جهت نبود ... . قبول تورات به همه ملت‌های جهان پیشنهاد شد، لکن تنها قوم اسرائیل حاضر به پذیرفتن آن شدند ... . به نظر دانشمندان یهود، قوم اسرائیل دارای یک برتری ذاتی استثنایی بر سایر ملل جهان نیستند تا به ‌خاطر آن شایسته لطف و مرحمت الهی باشند و به محض آنکه ایشان تورات را ترک کنند و از آن روگردان شوند، بلافاصله مقام و منزلت خود را از دست خواهند داد» (13).

نتیجه:

قرآن در آیات مختلفی هم از چگونگی دروغ‌بستن یهودیان به خداوند و هم از محتوای دروغ‌های آنان خبر می‌دهد. دربارۀ چگونگی دروغ‌بستن به این دو روش اشاره شده است: 1. نوشتن مطلبی با دست خود و انتساب آن به خداوند؛ 2. خواندن غیرتورات با لحن و شکل مخصوص خواندن تورات تا مردم گمان کنند که آن غیرتورات نیز تورات است. دربارۀ محتوای دروغ نیز این دو موضوع مطرح شده است: 1. برتری‌دادن قوم یهود بر سایر اقوام؛ 2. حلال‌کردن اموال غیریهودیان برای یهودیان. مشخص است که ادعای دوم از ادعای اول ریشه گرفته است. قرآن هردو ادعا را تکذیب می‌کند و آنها را مصداق دروغ‌بستن بر خدا می‌داند. روش دروغ‌بستن یهودیان به خداوند نشان می‌دهد که این آیات ناظر به عالمان یهود است؛ بنابراین منظور قرآن از افترازنندگان به خداوند، ربّی‌ها و خاخام‌های یهودی است.

برای مطالعۀ بیشتر:

طاهره‌سادات طباطبایی امین؛ «بررسی و نقد انگاره برتری ذاتی بنی‌اسرائیل بر اساس مطالعه تطبیقی تفاسیر قرآن و تفاسیر عهد عتیق»؛ مطالعات تفسیر تطبیقی، ش 5، بهار و تابستان 1397 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. بقره: 94.

2. بقره: 80.

3. بقره: 79. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ چ 3، قم: هجرت، 1398 ش، ج ‏1، ص 266.

4. آل‌عمران: 75. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏3، ص 261.

5. آل‌عمران: 78. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏3، ص 266.

6. مائده: 18.

7. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 378. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏4، ص 374. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏3، ص 415.

8. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ ج ‏1، ص 285.

9. آل‌عمران: 75.

10. آل‌عمران: 78.

11. عبدالرحیم سلیمانی اردستانی؛ پسر خدا در قرآن و عهدین؛ چ 2، قم: مؤسسه امام خمینی، 1389 ش، ص 145.

12. آیه 31 سورۀ «توبه» و روایات ذیل آن نیز مؤیّد این برداشت هستند.

13. آبراهام کُهِن؛ گنجینه‌ای از تلمود؛ ترجمه: امیرفریدون گرگانی؛ چ 2، تهران: اساطیر، 1390 ش، ص 79 ـ 82.