تبلیغ غدیر، با امر به معروف و نهی از منکر، غدیر خم، ولایت امام علی علیه السلام.

ثواب تبلیغ غدیر در روایات
شعار«همه مبلغ غدیر باشیم»بر پایه تأکید پیامبر (ص) در خطبه غدیر بر رساندن پیام ولایت به همه نسل‌ها شکل گرفته و تبلیغ غدیر،اطاعت از دستور نبوی و ترویج اصل دین است

پرسش:

شعار معروفی است که «مبلغ غدیر باشید و پیام ولایت امیرمؤمنان علیه‌السلام را به همه‌جا برسانید»، آیا این شعار برگرفته از روایات است؟ و در احادیث ثوابی برای این عمل بیان‌شده است؟

 

پاسخ:
امامت، یکی از اصول دین و از مهم‌ترین ارکان مذهب تشیع است که آن را از دیگر مذاهب متمایز نموده است. درواقع امامت و ولایت بعد از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، تثبیت و ادامه نبوت و مبیّن دیگر اصول دین خواهد بود. اهمیت این جایگاه، انتصابی بودن آن را از سوی خداوند، طلب می‌کند و پیامبر خاتم صلی‌الله علیه و آله نیز معرفی امام پس از خود را به‌عنوان آخرین مأموریت، در بازگشت از حجه الوداع و در ماه‌های پایانی حیات بابرکتشان، به بهترین شکل در غدیر خم، به مردم ابلاغ نمودند. اینکه امروزه و با گذشت سال‌ها و قرن‌ها از آن حادثه، شیعیان چه تکلیفی در تبلیغ و انتشار پیام آن دارند، ذهن‌ها را درگیر می‌کند.

آیا این شعار که «همه مبلغ غدیر باشیم» و پیام آن را در حد توان منتشر کنیم، صحیح و مورد نظر معصومان علیهم‌السلام است و ثوابی برای آن مترتب هست؟ در ادامه پیرامون این مسئله مطالبی ارائه خواهد شد.
1. تبلیغ غدیر، دستور پیامبر صلی‌الله علیه و آله

برخی از مردم، پس از گذشت تنها چند روز و با رحلت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله، غدیر و پیام اصلی آن را فراموش کردند و مسیر را به‌گونه‌ای انتخاب کردند که گویی اساساً هیچ اتفاقی در حج پایانی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، رخ نداده است! درواقع پیام غدیر توسط بسیاری از مخاطبان حاضر در آن واقعه، نادیده گرفته شد و همانا صدای آن به‌سرعت رو به خاموش رفت.

جالب‌تر این است که تبلیغ و رساندن پیام غدیر تکلیفی بود که پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله در همان خطبه غدیر بر عهده مخاطبان قرار داده و افزون بر آن‌ها، نسل‌های بعدی را نیز بر این کار، تکلیف نموده است. حضرت در بخشی از خطبه چنین می‌فرمایند:

مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی أَدَعُهَا إِمَامَهً وَ وِرَاثَهً فِی عَقِبِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ حُجَّهً عَلَى کُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه؛ (1)
اى گروه مردم! من امامت را در ذرّیّه خودم تا روز قیامت باقى گذاشتم و من هر آنچه گفتنى بود گفتم و مأموریتم را کاملاً به انجام رساندم تا آنجا که براى هیچ‌کسی؛ چه حاضر و چه غایب، چه آنان که متولّد شده‌اند و چه آیندگان جاى عذر و بهانه‌اى باقى نماند، پس سفارش‌های مرا به دیگران ابلاغ کنید، حاضر به غایب و پدر به فرزندِ خود تا روز قیامت برسانند.
همچنین حضرت در ادامه می‌فرماید:

أَلَا وَ إِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلَى قَوْلِی وَ تُبَلِّغُوهُ‏ مَنْ‏ لَمْ‏ یَحْضُرْ وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخَالَفَتِهِ؛ (2) ای مردم بدانید که بالاترین امربه‌معروف و نهى از منکر این است که سخنانم را در نظر بگرید (به گفته‌ی من [درباره امامت] برسید) و سخن مرا به دیگران برسانید و غایبان را به پذیرش فرمان من توصیه کنید و آنان را از مخالفت با سخنان من بازدارید.

تعبیر حضرت روشن است و همه مردم و حتی ما را در قرن‌های آینده نسبت به تبلیغ و انتشار پیام غدیر، مکلف و موظف دانسته‌اند؛ بنابراین شعارِ مبلّغ غدیر بودن، ریشه در کلام و خواسته معصوم، بلکه پیوست اجرایی خطبه غدیر است.

البته درآیات متعدد نیز اشاره‌شده که ابلاغ پیام‌ها و رسالت الهی، (3) دعوت به‌سوی خداوند، (4) دعوت به نیکى و امربه‌معروف و نهى از منکر (5) از اعمال پسندیده و مورد سفارش دین اسلام است که بهترین مصداق این آیات می‌تواند تبلیغ امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در روز عید غدیر باشد.
2. ثواب تبلیغ غدیر

برگزاری جشن و اطعام دادن در روز غدیر از سفارش‌های معصومان علیهم‌السلام است، اما تبلیغ برای غدیر، فقط آماده کردن و هموار کردن یک مراسم شاد و یا جشن مذهبی نیست، بلکه ابلاغ پیام دینی و اعتقادی به همه مردم و درواقع اتمام‌حجت نسبت به افراد دورمانده از نعمت ولایت است. بدون تردید، این تبلیغ و فعالیت دینی، بدون ثواب و پاداش نخواهد بود. بر اساس فرازی که گذشت و رسول خدا صلی‌الله علیه و آله نسبت به تبلیغ پیام غدیر همگان را مکلف کردند، تبلیغ برای غدیر، مصداق اطلاعت از پیامبر صلی‌الله علیه و آله خواهد بود که قرآن نیز به آن امر کرده و می‌فرماید:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ؛ (6)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و اولی‌الامر از خودتان را.

بنابراین، منطقی نیست که انجام دستور قرآن مبنی بر اطاعت از رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و در ادامه آن، تبعیت از فرمان صریح و واضح حضرت، بدون اجر و پاداش بماند. همچنین در بخشی دیگری از خطبه غدیر، پیامبر صلی‌الله علیه و آله، امامت امیر مؤمنان علیه‌السلام و فرزندانشان را در راستای دیگر احکام شریعت معرفی و نسبت به رساندن آن به دیگران تأکید می‌کنند:
فَعَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَ مُبَیِّنٌ لَکُمُ اَلَّذِی نَصَبَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدِی وَ مَنْ خَلَّفَهُ اَللَّهُ مِنِّی وَ مِنْهُ یُخْبِرُکُمْ بِمَا تَسْأَلُونَ عَنْهُ وَ یُبَیِّنُ لَکُمْ مَا لاَ تَعْلَمُونَ أَلاَ إِنَّ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِیَهُمَا وَ أُعَرِّفَهُمَا فَآمُرَ بِالْحَلاَلِ وَ أَنْهَى عَنِ اَلْحَرَامِ فِی مَقَامٍ وَاحِدٍ فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ اَلْبَیْعَهَ مِنْکُمْ وَ اَلصَّفْقَهَ لَکُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَلِیٍّ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِهِ اَلَّذِینَ هُمْ مِنِّی وَ مِنْهُ أَئِمَّهٌ قَائِمَهٌ مِنْهُمُ اَلْمَهْدِیُّ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَهِ اَلَّذِی یَقْضِی بِالْحَقِّ مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ وَ کُلُّ حَلاَلٍ دَلَلْتُکُمْ عَلَیْهِ أَوْ حَرَامٍ نَهَیْتُکُمْ عَنْهُ فَإِنِّی لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذَلِکَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ أَلاَ فَاذْکُرُوا ذَلِکَ وَ اِحْفَظُوهُ وَ تَوَاصَوْا بِهِ وَ لاَ تُبَدِّلُوهُ وَ لاَ تُغَیِّرُوهُ أَلاَ وَ إِنِّی أُجَدِّدُ اَلْقَوْلَ أَلاَ فَأَقِیمُوا اَلصَّلاهَ وَ آتُوا اَلزَّکاهَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ اِنْهَوْا عَنِ اَلْمُنْکَرِ أَلاَ وَ إِنَّ رَأْسَ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْیِ عَنِ اَلْمُنْکَرِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلَى قَوْلِی وَ تُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ یَحْضُرْ وَ تَأْمُرُوهُ بِقَبُولِهِ وَ تَنْهَوْهُ عَنْ مُخَالَفَتِهِ فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنِّی وَ لاَ أَمْرٌ بِمَعْرُوفٍ وَ لاَ نَهْیٌ عَنْ مُنْکَرٍ إِلاَّ مَعَ إِمَامٍ مَعْصُومٍ؛ (7)
علی سرپرست شما و پس از من شارحى منصوب از طرف خدا براى شما است و منتخب الهى از من است و من از اویم. بدانید! که حلال و حرام بیش از آن است که به شمار آید و آن‌ها را بشناسم؛ پس در یک مکان امر به حلال نمودم و از حرام بازداشتم و به همین ترتیب از طرف خداوند مأمور شده‌ام که از شما براى على بن أبى طالب و امامان پس از او که از من و اویند از شما بیعت بگیریم. آنان تا روز قیامت امام و پیشوایند و مهدى امّت من که به حقّ‌ داورى مى‌کند از آنان است. اى گروه مردم! هر آن چه از حلال و حرام که تا امروز برایتان گفتم براى همیشه برقرار و ثابت خواهد بود و من از آن‌ها برنگشته و هیچ تغییر و تبدیلى در آن‌ها ندادم. پس باید آن‌ها را خوب حفظ‍‌ کرده و در رعایت آن کوشیده و به یکدیگر سفارش کنید. بدانید که من بار دیگر شما را به اقامه نماز و پرداخت زکات و امربه‌معروف و نهى از منکر سفارش مى‌کنم. بدانید که در رأس امربه‌معروف و نهى از منکر این است که سخنانم را در نظر بگرید و سفارش‌هایم را رعایت کنید و به دیگران رسانده و از مخالفت با آن‌ها پرهیز کنید، زیرا آن فرمان خداوند و دستور من است و هیچ امربه‌معروف و نهى از منکرى جز با حضور امام معصوم تحقّق نمى‌یابد.

بر اساس این فراز از خطبه، قوام و استحکام امربه‌معروف و نهی از منکر به ولایت و امامت دانسته شده و تبلیغ آن درواقع تبلیغ شریعت خواهد بود و قطعاً مبلّغ شریعت، بی‌بهره و مزد نخواهد ماند.

نتیجه:
شعار «همه مبلغ غدیر باشیم» مبتنی بر روایات و احتمالاً بر اساس فرازهایی از خود خطبه غدیر شکل‌گرفته است. رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، همگان را مخاطب این پیام دانسته و توصیه و تأکید می‌کنند که این پیام ولایتی که در غدیر ابلاغ‌شده را حاضران به غائبان و پدران و به فرزندان و نسل‌های آینده برسانند. بر همین اساس، تبلیغ غدیر مصداق اطلاعت از دستور پیامبر صلی‌الله خواهد بود. همچنین در جای دیگری از خطبه حضرت، امامت را رکن امربه‌معروف و نهی از منکر می‌دانند و پیش از آن به انتشار احکامی مانند امربه‌معروف و نهی از منکر نیز دستور داده‌اند؛ بر همین اساس، ترویج و تبلیغ ولایت، درواقع تبلیغ دین است و بدون تردید، مستوجب ثواب و پاداش خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:
1. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على اهل اللجاج، محقق و مصحح: خرسان، محمدباقر، مشهد: نشر مرتضى‏، چاپ اول، 1403 ق، ج 1، ص 62.
2. همان، ص 65.
3. سوره احزاب، آیه 39.
4. سوره فصلت، آیه 33.
5. سوره آل‌عمران، آیه 104.
6. سوره نساء، آیه ۵۹.
7. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، همان، ج 1، ص 65.