۱۴۰۵/۰۵/۲۷ ۰۰:۲۳ شناسه مطلب: 101867
پرسش:
از جمله حوادث تاریخی مورد اشاره در قرآن کریم، داستان اصحاب فیل است که به قصد تخریب خانه خدا به مکه حمله کردند. آیا دراینباره شواهد قطعی تاریخی هم وجود دارد؟ شبهه ناسازگاری شرایط اقلیمی شبهجزیره عرب با اقتضائات زیستی فیل از قبیل آب فراوان و غذای کافی، چگونه پاسخ داده میشود؟
پاسخ:
ماجرای سپاهی که با فیل قصد حمله به مکه و تخریب کعبه را داشتند، در قرآن و منابع اسلامی آمده است. برخی به این دلیل که فیل حیوان بومی شبهجزیره عربستان نیست (1)، عربها از آن شناختی نداشتهاند (2) و اصلاً امکان زندگی چنین حیوانی در آن شرایط آب و هوایی بهویژه در بیابان وجود نداشت، در اصل این داستان تردید کردهاند و آن را زیر سؤال بردهاند (3). در این نوشتار این موضوع بررسی و نقد میشود.
ماجرای اصحاب فیل در منابع اسلامی
داستان «اصحاب فیل» به واقعهای تاریخی اشاره دارد که حدود چهل سال پیش از بعثت پیامبر خدا علیه وآله السلام و در سال تولد ایشان رخ داد. ابرهه کلیسای عظیمی ساخت و کوشید اعراب را از طواف کعبه بازدارد و به سوی آن خانه بکشاند؛ اما وقتی مردی عرب به آن کلیسا جسارت کرد یا سبب آتشسوزی آن شد، ابرهه خشمگین شد و با سپاهی فیلسوار به قصد ویرانی کعبه به سوی مکه حرکت کرد؛ اما خداوند پرندگانی که هر کدام سنگریزههایی از گِل سفت (سِجّیل) در منقار و پنجه داشتند را به سوی آنان فرستاد. این پرندگان سنگها را بر سر لشکریان ابرهه ریختند و هر سنگی که به کسی اصابت میکرد، او را به هلاکت میانداخت؛ تا جایی که سپاه ابرهه مانند کاهِ جویدهشده متلاشی شدند (4).
ماجرای اصحاب فیل در منابع غیراسلامی
وجود شخصی به نام «ابرهه» تنها بر گزارشهای اسلامی استوار نیست، بلکه شواهد کتیبهشناختی و باستانشناختی، وجود تاریخی او را تأیید میکنند. او پادشاهی مسیحی از حبشه بود که به شبهجزیره عربستان لشکرکشی کرد. تاکنون ده کتیبه مرتبط با او کشف شده است که حکومت و لشکرکشیهایش را تأیید میکنند. همچنین مردم یثرب که بعدها «مدینه» نام گرفت، با او بیعت کرده بودند؛ با این حال هیچیک از منابع آن زمان غیراسلامی به حمله ابرهه به مکه یا قصدش برای ویرانکردن کعبه، اشاره نکردهاند (5).
وجود فیل در شبهجزیرۀ عربستان
در دو کتیبه از کتیبههای دهگانه ابرهه که تاکنون کشف شدهاند، نقاشیهایی از فیل همراه با فیلبان آنها دیده میشود. این تصاویر که در شبهجزیره عربستان کشف شدهاند، نشان میدهد که فیل از این منطقه عبور کرده است. با توجه به اینکه فیل حیوان بومی عربستان نیست و در منابع مربوط به دهههای نزدیک به ظهور اسلام نیز تنها در ارتباط با لشکرهای خارجی از آن یاد شده است، حضور فیل در این منطقه به احتمال زیاد با لشکرکشی نظامی ارتباط داشته است. در میان فرمانروایانی که به عربستان لشکر کشیدهاند، ابرهه محتملترین گزینه است؛ زیرا حضور او در منطقهای که این تصاویر کشف شده، به وسیله کتیبهها تأیید میشود. همچنین کتیبه دیگری در نزدیکی صنعا ـ پایتخت ابرهه ـ یافت شده است که در آن از حیوانات استفادهشده در لشکرکشیهای او نام برده شده است. در میان این نامها، واژه «الفل» نیز دیده میشود که بعید نیست منظور از آن «فیلها» باشد و این نیز احتمال حضور فیل در لشکر ابرهه را تقویت میکند (6).
چرایی اشارهنکردن منابع غیراسلامی به ماجرای اصحاب فیل
دربارۀ اینکه چرا در منابع غیراسلامی که تاکنون یافت شدهاند، به ماجرای حمله ابرهه به مکه و قصدش برای تخریب کعبه اشاره نشده است، می توان به این موارد اشاره کرد:
1. مکه با اینکه برای عربها بسیار مهم بود، در آن زمان شهری کوچک با جمعیتی کم بود؛ به همین دلیل امپراتوریهای بزرگ آن زمان و همچنین مورخان آنها معمولاً به رویدادهای این منطقه توجه نداشتند؛ بهویژه که دو ابرقدرت آن زمان، امپراتوری بیزانس (روم شرقی) و امپراتوری ساسانی درگیر جنگهای بزرگ و سرنوشتسازی بودند. در چنین زمان و مکانی، لشکرکشی فرمانداری محلی به شهری کوچک برای مورخان حادثهای کاملاً حاشیهای و بیاهمیت محسوب میشد.
2. بیشتر عربها پیش از اسلام سوادِ خواندن و نوشتن نداشتند؛ به همین دلیل از عربستان پیش از اسلام، اسناد مکتوب اندکی باقی مانده است. آنان تاریخ خود را به شفاهی و از طریق شعر ثبت میکردند؛ ازاینرو شعر جاهلی از مهمترین و گاهی تنها منبع شناخت تاریخ پیشااسلام عرب است (7). با بررسی شعر جاهلی مشخص میشود که شاعران حتی پیش از نزول قرآن به داستان حمله ابرهه اشاره کردهاند.
از این شعرها مواردی از این قبیل را میتوان دریافت کرد:
الف) اصل وقوع لشکرکشی ابرهه برای عربها محرز و مسلم بوده است؛
ب) در این ماجرا فیل نقش محوری دارد و حتی رفتار آن با جزئیات توصیف میشود؛
ج) شاعران از بازنگشتن سپاهیان، نابودی آنان و شکست لشکر سخن میگویند؛
د) شکست سپاه ابرهه به قداست کعبه نسبت داده شده تسن و شاعران این حادثه را نشانه حمایت خدا از حرم مکه و با عذاب آسمانی میدانند (8).
3. در تاریخنگاری رسمی حکومتها بهویژه در قدیم، شکستها نادیده و سانسور میشدند. کتیبههای سلطنتی نیز برای ثبت موفقیتها و پیروزیهای حکومت نوشته میشدند نه ثبت همه چیز، از جمله لشکرکشیای که منجر به شکست و کشتهشدن بیشتر سپاه آنان شده باشد. افزون بر اینکه نباید فراموش کنیم آنان به کعبه در جایگاه رقیب کلیسای خود حمله کرده بودند (9) و نقل و ذکر و ثبت این داستان کاملاً به ضرر حکومت و مذهب آنان بود.
واقعیتداشتن داستان اصحاب فیل
نقل ماجرای اصحاب فیل تاکنون فقط در منابع اسلامی یافت شده است؛ اما شواهد و قراین مختلفی نشاندهندۀ وقوع این ماجرا هستند:
1. عربها این حادثه را چنان مهم میدانستند که سال وقوع آن را مبدأ تاریخ خود قرار داده بودند و رویدادهای دیگر را با «عام الفیل» میسنجیدند (10). این مسئله نشان میدهد لشکرکشی با فیل در حافظه جمعی عربها ثبت شده بود. هرچند در طول تاریخ، جعل یا افسانهپردازی امری دور از انتظار نیست؛ اما اینکه رویدادی کاملاً ساختگی مبدأ گاهشماری یک قوم پذیرفته شود و مخالفت یا تردیدی درباره اصل وقوع آن ثبت و گزارش نشود، با واقعیتهای تاریخی سازگار به نظر نمیرسد. بنابراین رواج گسترده «عام الفیل» بهمثابۀ مبدأ تاریخ در میان عربهای پیش از اسلام، قرینهای بر رویواقعی این ماجراست.
2. در منابع اسلامی نقلهای مختلف و پراکندهای از صحابه درباره اصحاب فیل، سنگهای پرتابشده توسط پرندگان و حتی باقیماندن فضولات فیلها در اطرف مکه و ... نقل شده است (11) که هرچند هرکدام بهتنهایی خبر واحدند، ازآنجاکه انگیرهای برای کذب و احتمال تبانی وجود نداشته است، سبب اطمینان به اصل وقوع این واقعه میشود.
3. اگر داستان اصحاب فیل ساختگی بود، معاصران نزول قرآن بهویژه مشرکان مکه و یهودیان مدینه که برای دشمنی با آن از هیچ امری حتی از جان و مال خود فروگذار نکردند، آن را بهسرعت تکذیب میکردند و بدین شکل صداقت قرآن و آسمانی بودن آن را زیر سؤال میبردند (12).
نتیجه:
اصل وجود شخصی به نام ابرهه در تاریخ و استفاده او از فیل در جنگها و لشکرکشیهایش بر اساس منابع و شواهد غیر اسلامی بهویژه کتیبههایی که در سالهای اخیر در شبهجزیره عربستان کشف شدهاند، تأیید میشود؛ اما ماجرای اصحاب فیل و حمله او به مکه با هدف تخریب کعبه در این منابع گزارش نشده است. البته این سکوت تاریخی نه عجیب است و نه غیرمنتظره؛ زیرا مکه در آن زمان شهری مهم و اثرگذار نبود که مورخان به رویدادهای آن بپردازند. عربها پیش از اسلام نیز آشنایی چندانی با نگارش نداشتند و تاریخ خود را بیشتر به شفاهی نقل میکردند. از سوی دیگر، تاریخنگاری رسمی حکومتها و کتیبههای سلطنتی معمولاً برای ثبت پیروزیها و موفقیتها نوشته میشد نه شکستها؛ ازاینروثبت حملۀ ناموفق به کعبه، نهتنها برای حکومت و آیین آنان سودی نداشت، بلکه کاملاً به زیان آنان بود. با این همه مهم این است که عربها پیش از اسلام این واقعه را بهخوبی میشناختند و در اشعار خود با جزئیات به آن اشاره کردهاند؛ افزون بر این، آنان «عام الفیل» را مبدأ تاریخ خود قرار داده بودند. ممکن است جعل یک داستان تصورپذیر باشد، اما اینکه داستانی جعل و سپس به مبدأ تاریخ و گاهشماری یک قوم تبدیل شود، پذیرشش آسان نیست. همچنین قرآن مخالفان سرسختی مانند مشرکان قریش و یهودیان داشت که از هر فرصتی برای حمله به قرآن و زیر سؤالبردن آن استفاده میکردند و اگر این داستان ساختگی بود، انتظار میرفت آن را آشکارا انکار کنند و از آن در نقد قرآن بهره گیرند.
برای مطالعۀ بیشتر:
محمدعلی خوانینزاده؛ «ابرهه، بازخوانی منابع سنتی بر پایه کتیبههای منسوب به وی»؛ مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، س 9، ش 4 (پیایی 36)، زمستان 1404 ش، ص 48 ـ 93.
پینوشتها:
1. حتی در قرآن هم تنها یک بار از این حیوان نام برده شده است: «أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ اَلْفِیلِ: آیا ندانستهای که پروردگارت با فیلسواران چه کرد؟» (فیل: 1).
2. محمدطاهر ابنعاشور؛ التحریر و التنویر؛ بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، 1420 ق، ج ۳۰، ص ۴۸۱.
3. حسن فراهانی؛ «پژوهشی تاریخی در ماجرای اصحاب فیل»؛ مجله معرفت، ش 40، 1380 ش. محمدعلی خوانینزاده؛ «ابرهه، بازخوانی منابع سنتی بر پایه کتیبههای منسوب به وی»؛ مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، س 9، ش 4 (پیاپی 36)، زمستان 1404 ش، ص 51، 60 و 61.
4. سورۀ فیل. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج ۴، ص ۸۴۷ ـ 853. ناصر مکارم شیرازى و جمعى از نویسندگان؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ۲۷، ص ۳۳۰ ـ 335.
5. محمدعلی خوانینزاده؛ «ابرهه، بازخوانی منابع سنتی بر پایه کتیبههای منسوب به وی»؛ ص 88.
6. محمدعلی خوانینزاده؛ «ابرهه، بازخوانی منابع سنتی بر پایه کتیبههای منسوب به وی»؛ ص 80 ـ 83. همچنین ر.ک: زاهر عاطف البارقی و روبن کریستین ژولین؛ «قطعهای از یک کتیبه حِمیَری به سفارش شاه ابرهه با اشارهای احتمالی به فیلها» (Fragment of a Ḥimyarite Inscription Commissioned by King Abraha, with the Hypothetical Mention of Elephants)، Semitica et Classica (؛ مجله سامی و کلاسیک)، دوره ۱۸، ش ۱، انتشارات برپولز (Brepols)، 2025 م، ص ۲۹۵ ـ ۳۰۰.
7. اکبر بهروز؛ تاریخ ادبیات عرب؛ تبریز: دانشگاه تبریز، 1377 ش، بخش 2، ص 28.
8. اسماعیل ابن کثیر؛ تفسیر القرآن العظیم؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، 1419 ق، ج ۸، ص ۴۶۴.
9. ابراهیم عاملى؛ تفسیر عاملى؛ تهران: کتابفروشى صدوق، 1360 ش، ج 8، ص 667. مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ اعلام قرآن از دایرةالمعارف قرآن کریم؛ قم: بوستان کتاب، 1385 ش، ج 2، ص 265.
10. مرتضی عسکرى؛ عقاید اسلام در قرآن؛ ترجمۀ محمدجواد کرمی؛ تهران: مرکز فرهنگى انتشاراتى منیر، 1386 ش، ج 3، ص 275.
11. محمدطاهر ابنعاشور؛ التحریر و التنویر؛ ج 30، ص 481.
12. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ۳۲، ص ۲۸۹.






