احسن ما انزل من ربکم

منظور از «احسن» در آیۀ 55 زمر
هرچند تمام کتب آسمانی منشأ الهی دارند،اما قرآن به دلیل ویژگی‌هایی چون مهیمن بودن،تصدیق وحی‌های پیشین،تفصیل معارف،معجزه‌آسا بودن وجهانی بودن،بر آن‌ها برتری دارد.

پرسش:

 مراد از «أَحْسَنَ» در آیۀ «وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُم ...» (زمر: 55) چیست؟ مگر غیراحسن نیز از جانب خدا نازل شده است؟ 

 

پاسخ:

خداوند در آیۀ 55 سورۀ «زمر» فرموده است: «وَ اِتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ اَلْعَذٰابُ بَغْتَهً وَ أَنْتُمْ لاٰ تَشْعُرُونَ: و از نیکوترین چیزی که از طرف پروردگارتان به سوی شما نازل شده است پیروی کنید؛ پیش از آنکه ناگهان و درحالی‌که بی خبرید، عذاب به شما رسد».

بر اساس این آیه باید قبل از اینکه دیر شود، از «بهترین چیزی که از سوی خدا نازل شده است»، پیروی کنیم.

منظور از بهترین چیزی که خدا نازل کرده است

درباره منظور خداوند از «أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ»، اقوال مختلف و متعددی وجود دارد (1)؛ اما به نظر می‌رسد قول صحیح یا اصح آن است که منظور از بهترین چیزی که خدا نازل کرده، قرآن است (2). خداوند در تاریخ زندگی بشر مطالب فراوانی را از طریق پیامبران به بشر نازل کرده است: «قُولُوا آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ إِلىٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ اَلْأَسْبٰاطِ وَ مٰا أُوتِیَ مُوسىٰ وَ عِیسىٰ وَ مٰا أُوتِیَ اَلنَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لاٰ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ: بگویید ما به خدا و آنچه به سوی ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگانِ [دارای مقام نبوّت] آنان فرود آمده و به آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از ناحیه پروردگارشان داده‌شده ایمان آوردیم؛ میان هیچ‌یک از آنان [در اینکه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث شده‌اند] فرقی نمی‌گذاریم و ما در برابر او تسلیم هستیم» (3).

از این میان برخی در قالب کتاب نازل شده‌اند:

«کٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَهً فَبَعَثَ اَللّٰهُ اَلنَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ اَلنّٰاسِ فِیمَا اِخْتَلَفُوا فِیهِ ...: مردم گروهی واحد و یک‌دست بودند، پس [از پدیدآمدن اختلاف و تضاد] خدا پیامبرانی را مژده‌دهنده و بیم‌رسان برانگیخت و با آنان به درستی و راستی کتاب را نازل کرد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داوری کند ....» (4). برای نمونه می‌توان به صحف حضرت ابراهیم، تورات حضرت موسی، زبور حضرت داود و انجیل حضرت عیسی علیهم السلام اشاره کرد: «إِنَّ هٰذٰا لَفِی اَلصُّحُفِ اَلْأُولىٰ * صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسىٰ: همانا این [حقایق] در کتاب‌های آسمانی پیشین آمده است. [در] کتاب‌های ابراهیم و موسی» (5).

«قُلْ یٰا أَهْلَ اَلْکِتٰابِ لَسْتُمْ عَلىٰ شَیْءٍ حَتّٰى تُقِیمُوا اَلتَّوْرٰاهَ وَ اَلْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ: بگو ای اهل کتاب، شما بر مسلک صحیح و درستی نیستید تا زمانی که تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده برپا دارید» (6).

«وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً: و به داود زبور عطا کردیم» (7).

اما قرآن در برابر کتب آسمانی گذشته، بهتر است (8). خداوند در آیۀ 23 سوره زمر به «احسن»‌بودن قرآن این‌گونه اشاره می‌کند: «اَللّٰهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ اَلْحَدِیثِ کِتٰاباً مُتَشٰابِهاً مَثٰانِیَ ...: خدا نیکوترین سخن را نازل کرد؛ کتابی که [آیاتش در نظم، زیبایی، فصاحت، بلاغت و عمق محتوا] شبیه یکدیگر است، مشتمل بر داستان‌های پندآموز است ....».

بهتر‌بودن قرآن می‌تواند به جهات مختلفی باشد؛ برای نمونه می‌توان به «مهیمن»بودن قرآن در برابر کتب گذشته اشاره کرد: «وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلْکِتٰابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ اَلْکِتٰابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ ...: و ما این کتاب [قرآن] را به‌درستی و راستی به ‌سوی تو نازل کردیم، درحالی‌که تصدیق‌کننده کتاب‌های پیش از خود و نگهبان و گواه بر [حقّانیّت همه] آنان است ...» (9).

افزون بر این، قرآن «تفصیل» و شرح و توضیح کتب گذشته است: «وَ مٰا کٰانَ هٰذَا اَلْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَرىٰ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ لٰکِنْ تَصْدِیقَ اَلَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصِیلَ اَلْکِتٰابِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ: و این قرآن را نسزد که دروغی ساختگی از سوی غیر خدا باشد، بلکه تصدیق‌کننده کتاب‌های پیش از خود و شرح و توضیحی بر هر کتاب [آسمانی] است. در آن هیچ تردیدی نیست که از سوی پروردگار جهانیان است» (10).

وجه دیگر برتری قرآن در برابر کتب آسمانی گذشته، معجزه‌بودن آن است: «قُلْ لَئِنِ اِجْتَمَعَتِ اَلْإِنْسُ وَ اَلْجِنُّ عَلىٰ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هٰذَا اَلْقُرْآنِ لاٰ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کٰانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً: بگو به‌یقین اگر جنّ و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمی‌توانند مانندش را بیاورند؛ و اگرچه پشتیبان یکدیگر باشند» (11).

تورات و انجیل و زبور هرچند در اصل الهی بوده‌اند، معجزه نبودند؛ درنتیجه به آنها تحدی نشده است.

مگر خدا غیر احسن نیز نازل می‌کند؟

همان‌طور که گذشت، تاکنون امور فراوانی از سوی خدا بر بشر نازل شده است: «وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ ...: بی‌تردید از اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و آنچه به سوی شما نازل شده [= قرآن] و آنچه به سوی خودشان فرود آمده ایمان می‌آورند ...» (12).

بی‌شک هرچه از سوی خدا نازل شده است، همگی در زمان خود و در برابر مخاطبان خود، احسن بوده‌اند: «فَتَبٰارَکَ اَللّٰهُ أَحْسَنُ اَلْخٰالِقِینَ: پس همیشه سودمند و بابرکت است خدا که نیکوترین آفرینندگان است» (13).

اما وقتی امور نازل‌شده از سوی خدا را با هم مقایسه می‌کنیم، برخی در برابر برخی دیگر برتر هستند؛ برای نمونه خدا به انسان در برابر سایر مخلوقات برتری داده است: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنٰا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنٰاهُمْ فِی اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ اَلطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِیلاً: به‌یقین فرزندان آدم را کرامت دادیم و آنان را در خشکی و دریا [بر مرکب هایی که در اختیارشان گذاشتیم] سوار کردیم و به آنان از نعمت‌های پاکیزه روزی بخشیدیم. و آنان را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری کامل دادیم» (14).

کتبی همچون تورات، زبور، انجیل و قرآن هرچند در زمانه خود بهترین بوده‌اند، وقتی آنها را با هم مقایسه می‌کنیم، قرآن از آنها برتر است؛ به‌ویژه‌که قرآن برخلاف تورات، زبور و انجیل که فقط برای بنی‌اسرائیل نازل شدند (15)، اختصاص به قوم خاصی ندارد و همه جهانیان تا قیامت مخاطب آن هستند: «تَبٰارَکَ اَلَّذِی نَزَّلَ اَلْفُرْقٰانَ عَلىٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً: همیشه سودمند و بابرکت است آن‌که فرقان را [که قرآن جداکننده حق از باطل است] به‌تدریج بر بنده‌اش نازل کرد تا برای جهانیان بیم‌دهنده باشد» (16).

نتیجه:

خداوند تاکنون امور فراوانی را به سوی بشر نازل کرده است؛ بخشی از آنچه خدا نازل کرده است، در قالب کتاب بوده است؛ برای نمونه می‌توان به صحف ابراهیم، تورات موسی، زبور داود، انجیل عیسی علیهم السلام و قرآن اشاره کرد. هرچند همۀ این کتاب‌ها در اصل الهی بوده‌اند و در زمانه خود و در برابر مخاطبان خود به بهترین وجه نازل شده‌اند و از این جهات با هم فرقی ندارند؛ اما وقتی آنها را با هم مقایسه می‌کنیم، قرآن از کتب گذشته برتر است. این برتری از جهات مختلفی همچون مهیمن، مصدق و تفصیل‌بودن قرآن در برابر کتب گذشته و همچین معجزه، جاودانه و جهانی‌بودن آن است.

برای مطالعه بیشتر:

عبدالله جوادی آملی؛ قرآن میزان شناخت قرآن؛ چ 4، قم: اسراء، 1393 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. على بن محمد ماوردى؛ النکت و العیون تفسیر الماوردى؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، [بی‌تا]، ج ‏5، ص 132.

2. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏3، ص 683.

3. بقره: 136.

4. بقره: 213.

5. اعلی: 18 ـ 19.

6. مائده: 68.

7. اسراء: 55.

8. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏17، ص 281. علی‌اکبر قرشى بنابى؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، 1375 ش، ج ‏9، ص 313. محمد محمود حجازى؛ التفسیر الواضح؛ چ 10، لبنان: دارالجیل، 1413 ق، ج ‏3، ص 280. نصرت‌بیگم امین؛ تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن (جامع التفاسیر نور 3)، ج ‏11، ص 227.

9. مائده: 48.

10. یونس: 37.

11. اسراء: 88.

12. آل‌عمران: 199.

13. مؤمنون: 14.

14. اسراء: 70.

15. اسراء: 4. آل‌عمران: 49.

16. فرقان: 1.