چرا خداوند ابتدا آیه ای را نازل کرده و سپس با نازل کردن آیه ای دیگر آن آیه را نسخ کرده.
در حقیقت برخی افراد این سوال را بهانه می کنند تا بگویند که قرآن سخن خدا نیست.لطفا در این باره توضیح دهید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

معناي لغوي و حقيقي نسخ يعني با روشن شدن بطلان راي و نظر قبلي ، حكم و نظر دهنده ، آن را باطل و راي و حكم جديد جايگزين كند. اين معناي حقيقي نسخ است و نسخ به اين معنا در قرآن وجود ندارد زيرا لازمه آن، ضعف و جهل قانون گذار (خداوند) است كه با علم بي پايان خداوند منافات داشته و از ساحت مقدّس پروردگار به دور است.
اما نسخ در چند معناي ديگر به كار رفته كه آنان مستلزم عيب و نقص بر خدا نيستند از جمله:
1-حكم از آغاز محدود به زمان خاصي بوده كه خداوند به آن آگاه است؛ اما مردمان نسبت به آن جاهل بوده و گمان داشته‏اند كه حكم دائمي است. نسخ در اين جا در حقيقت اعلام اين است كه گمان شما خطا بوده و خدا از اول حكم موقت داده بود ولي شما آن را دائمي مي دانستيد.
2-اصولا احكام خداوند براي پياده و اجرا شدن توسط بندگان است تا در سايه انجام آن، به كمال برسند و كسب نور و هدايت و تقوا كنند و شايسته ورود به بهشت گردند اما گاهي احكام ، امتحاني است؛ يعني هدف، آزمايش و امتحان افراد و يا اتمام حجت است و بعد از برآورده شدن هدف، دليلي براي تداوم حكم نيست و نسخ ميگردد. چنين نسخي بر خلاف حكمت نبوده و عدم آگاهي معنا نمي‏دهد، مثلا آيه نجوا در سوره مجادله (آيه 12) كه مضمون آن ، وجوب پرداخت صدقه براي نجواي با پيامبر و هدف از آن آزمايش مردم بود تا به سبب اين آيه فضيلت اميرالمؤمنين ثابت گردد.
در اين جا وقتي آيه اول نازل شد ، مردم گمانشان اين بود كه حكمي دائمي است در حالي كه خدا از اول اين حكم را وضع كرده بود تا عملا نشان دهد از بين مسلمانان فقط علي است كه قدر مصاحبت با پيامبر را مي داند . وقتي اين مطلب روشن شد ، ديگر وجهي براي تداوم آن نبود و با آيه بعد نسخ گرديد . بنا بر اين در اين جا هم نسخ به معناي لغوي آن نيست.
3- نيازهاي انسان گاه با تغيير زمان و وضع محيط دگرگون مي‌شود. گاه نيازها ثابت و پايدار است. اين مسئله با توجه به قانون تكامل انسان و جوامع روشن‏تر مي‌گردد كه در روند تكامل و پيشرفت انسان‏ها ، در مرحله اي برنامه‏اي مفيد و سازنده است و در مرحله بعد همان برنامه زيانبار و غير لازم.
در مورد احكام خداوند هم همين طور است. برخي احكام در زمان و مكان خاصي كارآيي و مصلحت داشته و بعد از آن به خاطر تغيير اوضاع بي اثر مي‌شود. البته نبايد فراموش كرد كه معارف دين فرا زماني و فرا مكاني است و بسياري از احكام هم دائمي و فرا زماني است. تغيير هماره در مسائل كوچك‏تر و دست دوم است.
بنا بر اين نسخ به معناي حقيقي و لغوي در قرآن اصلا وجود ندارد ولي به معنا هايي كه ذكر شد و از جمله به معناي تخصيص (خارج گردن يك مورد از حكم كلي) و تقييد (قرار دادن قيد براي حكمي كه قبلا مطلق بيان شده بود) هم در قرآن وجود دارد و منعي در آن نيست و ايراد ندارد.(1)
پي‌نوشت‏ها:
1. براي اطلاع بيشتر مراجعه كنيد: آيت اللَّه خوئي، بيان، ترجمه محمد صادق نجفي، هاشم زاده هريسي، ج 2، ص 475.(بحث نسخ)

موفق و موید باشید