بسم تعالی
با سلام و عرض احترام ؛
با توجه به آیه 3 سوره مبارکه نساء
1. با عنایت به آنکه کل صفحه در خصوص یتیمان است
2. با توجه به آنکه استنداد به شان نزولی که امروزه متداول است(در تفسیر نمونه مثلاً ذیل همین آیه) دلیل قطعی نمیباشد
3. با توجه به آنکه، تمامی هم وغم حق تعالی در این آیه و آیه قبل توجه خاصه به زنان یا دختران یتیم است؛ و صرف نیاز، تنها مالی نیست، بلکه عشقی و عاطفی نیز میباشد.

چطور استناد میشود که فعل "فَانكِحُواْ" همان "فلاتنکحوهن" است و منظور ازدواج با دیگر زنان است ؟
در صورتیکه این به عقل و context این صفحه نزدیک تر است که تفسیر شود :
"وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء"
(پس اگر در حفظ شرایطی که در آیه 2 اشاره شد) ترس دارید که عدالت را -قسط- رعایت نکنید؛ پس ازدواج کنید با هر کدام از زنانی که به ایشان طیب خاطر دارید که میتواند مصداق همین زنان یتیم باشد.
در اصل یعنی چون میترسید که نتوانید این عدالت را رعایت کنید خب ایشان را به خانه خود بیاورید و همسر خود کنید تا در اموال یکی شوید و دیگر نیازی به رعایت دقیقآن شرایط قسط نداشته باشید.

ضمن آنکه اینطور یتیمان از نظر عشقی و عاطفی نیز بهره مند میشوند.

پس چرا اینطور تفسیر نمیشود ؟ و این تفسیر حقیر چه ایراداتی داشت ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

در جاهليت عرب به خاطر اينكه هيچگاه جنگ و خونريزى و غارت و شبيخون و ترور قطع نمى‏شد و هميشه ادامه داشت، يتيم زياد بود. بزرگان و اقوياى عرب دختران پدر مرده را با هر چه كه داشتند مى‏گرفتند و اموال آنها را با اموال خود مخلوط نموده و مى‏خوردند و در اين عمل نه تنها رعايت عدالت را نمى‏كردند. بلكه گاه مى‏شد كه بعد از تمام شدن اموالشان خود آنان را طلاق مى‏دادند و گرسنه و برهنه رهاشان مى‏كردند در حالى كه آن يتيمها نه خانه‏اى داشتند كه در آن سكنى گزينند و نه رزقى كه از آن ارتزاق نمايند و نه همسرى كه از عرض آنان حمايت كند، و نه كسى كه رغبت به ازدواج با آنان نمايد تا بدين وسيله مخارجشان را تكفل كند. اينجا است كه قرآن كريم با شديدترين لحن از اين عادت زشت و خبيث و از اين ظلم فاحش نهى فرمود و در خصوص ظلم به ايتام و خوردن مال آنان نهى خود را شديدتر كرد، و نهى از خوردن اموال آنان را در آياتى ديگر تشديد و تاكيد نمود از آن جمله است اين آيات كه:
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً (1)
كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‏خورند و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏سوزند.
وَ آتُوا الْيَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ، وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً (2)
و اموال يتيمان را (هنگامى كه به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نكنيد! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل نمودن) نخوريد، زيرا اين گناه بزرگى است!
نتيجه اين تشديد آن شد كه مسلمانان سخت در انديشه شوند و از عواقب وخيم تصرف در اموال ايتام سخت بترسند و ايتام را از خانه‏هاى خود بيرون كنند تا مبتلا به خوردن اموالشان نگردند و در رعايت حق آنان دچار كوتاهى نشوند و اگر هم كسى حاضر شود يتيمى را نزد خود نگه بدارد، سهم آب و نان او را جدا كند، بطورى كه اگر از غذاى يتيم چيزى زياد آمد از ترس خداى تعالى نزديك آن نمى‏شدند تا فاسد مى‏شد، در نتيجه از هر جهت به زحمت افتادند و شكايت نزد رسول (ص) برده و چاره خواستند كه اين آيه نازل شد:
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ" (3)
و از تو در باره يتيمان سؤال مى‏كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون يك برادر با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، باز مى‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت مى‏اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمى‏كند) زيرا او توانا و حكيم است.
در اين آيه اجازه داد كه يتيم‏ها را نزد خود جاى دهند و از ايشان نگهدارى نموده و به وضع زندگيشان برسند و با آنان مخالطت و آميزش كنند، چون يتيمان برادران ايشانند. با اين دستور گشايشى در كار مردم پديد آورده، رفع دلواپسى از ايشان نمود. (1)
از طرف ديگر دختران يتيم كه در دامن آنان بزرگ مي شد، گمانشان بود كه اينها مانند ربيبه محرم مي شوند و ازدواج با آنها حرام است. همچنان كه پسراني را كه بزرگ مي كردند، پسرخوانده شمرده و ازدواج با همسر پسر خوانده بعد از طلاق را جايز نمي شمردند، خداوند اين توهم ها و سنن غلط را باطل اعلام كرد و فرمود اگر دختر يتيمي را بزرگ كرديد و با رسيدن او به سن ازدواج، به خاطر مالش يا جمالش به ازدواج با او مايل بوديد، منعي ندارد و مي توانيد با او ازدواج كنيد به شرطي كه حقوقش را ادا نماييد و به قسط و عدل رفتار نمايد. (3) به اين حكم در آيه 127 اشاره شده است:
وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتيكُمْ فيهِنَّ وَ ما يُتْلى‏ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ في‏ يَتامَى النِّساءِ اللاَّتي‏ لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُن
از تو درباره حكم زنان سؤال مى‏كنند بگو:«خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى دهد: آنچه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوقشان را به آنها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد.»
اين آيه دلالت دارد كه اگر دختر يتيمي نزد كسي بزرگ شد و او به خاطر مال يا جمال آن دختر به ازدواج با او راغب بود، حق دارد با او ازدواج كند.
حالا اگر ترسيديد كه در مورد دختران يتيم نتوانيد رعايت عدالت بكنيد و بدين جهت از ازدواج با آنها دل چركين بوديد و ميل نداشتيد، مى‏توانيد آنان را به حال خود واگذار نموده و با زنانى ديگر ازدواج كنيد با يك نفر، دو نفر، سه نفر و چهار نفر.
بنا بر اين جمله شرطيه كه:" اگر ترسيديد كه در مورد يتيمان عدالت را رعايت نكنيد پس زنان ديگرى را به ازدواج خود در آوريد ..." به منزله اين است كه فرموده باشد:" اگر از ازدواج با دختران بى پدر كراهت داريد، چون مى‏ترسيد در باره آنان نتوانيد عدالت را رعايت كنيد، با آنها ازدواج نكنيد و زنانى و دختران ديگرى را به عقد خود در آوريد".
نكته ديگر اينكه به جاى اينكه بفرمايد:" ان لم تطب لكم الازدواج باليتامى"، فرمود:
" إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏" و اين، از باب به كار بردن" سبب در جاى مسبب" است و با" يك تير دو هدف زدن" خواست بفهماند كه علت بى رغبت بودن شما به ازدواج با دختران يتيم چيست، و نيز خواست كه علت جزا را هم بيان كرده باشد و بفهماند اينكه در جمله جزا گفتيم:" فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ ..." براى اين است كه در ساير زنان ترس از عدم قسط را نداريد. (4)
بنا بر اين در عين اين كه ازدواج با دختران يتيم و تامين نياز عاطفي آنها توصيه شده، در عين حال به سرپرست يتيم اجازه داده شده با او ازدواج نكرده و با زنان ديگر كه مي پسندد و مايل است، ازدواج كند.
اگر اين آيه مي خواست فقط به ازدواج با زنان يتيم سفارش كند، بايد بعد از امر "فانكحوا" ضمير "هن" را مي آورد تا به "يتامي النساء " برگردد در حالي كه بعد از امر "فانكحوا" آمده: "ما طاب لكم من النساء " آمده كه مطلق بوده و شامل همه زناني مي شود كه ازدواج با آنها نهي نشده است.
پي نوشت ها:
1. نساء (4)، آيه 10.
2. نساء (4)، آيه 2.
3. بقره (2)، آيه 220.
3. سيد عبد الحسين طيب، اطيب البيان، تهران، اسلام، 1378 ش، ج 4، ص 10.
4. طباطبايي، الميزان، ترجمه موسوي همداني، قم، انتشارات اسلامي، 1374 ش، ج‏4، ص 264-266.

موفق و موید باشید