درخصوص سجده سایه ها توضیح دهید بطور ساده و قابل فهم برای افرادی که غیر حوزوی هستند
با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداي متعال در دو آيه، موضوع سجده سايه ها را به انسان معرفي كرده است 1. " وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ"(1) يعني: تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند، از روى اطاعت يا اكراه و هم چنين سايه هاي شان، هر صبح و عصر براى خدا سجده مىكنند.
2." أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ (2) يعني: آيا آن ها مخلوقات خدا را نديدند كه سايههايشان از راست و چپ حركت دارند، و با خضوع براى خدا سجده مىكنند؟
در اين دو آيه سخن از سجده سايه هاي اجسام بيان شده است و همان طور كه براي همه موجودات عالم تكوين، شأني لحاظ شده است، براي سايه آن ها نيز اين شأن به حساب آمده است كه اگر همه موجودات به نوعي در مقابل خداي متعال سر خشوع بر زمين دارند، سايه هاي آن ها نيز از آن ها پيروي كرده در گردشي عظيم به حال سجده مي افتند و اين خود نكته اي ظريف و قابل دقت است! سايه اي كه در طول روز خصوصا صبح و شام روي زمين كشيده مي شود، تداعي حالت سجده و افتادن به حال خضوع را دارد هم چنان كه هنگام سجده انسان بيش از هر وقت ديگر به زمين نزديك و حتي مي چسبد.
علامه طباطبايي در دو جاي قرآن(مرتبط با آيات ياد شده) به اين بحث پرداخته است كه البته در باره آيه اول توضيح كافي داده و در مورد آيه دوم(آيه مورد سوال) مطلب را خلاصه بيان و نحوه سجده سايه ها را تحليل كرده است:
ايشان در مورد آيه مورد سؤال نوشته است:
گردش سايه اشياء، نشانه خضوع و سجود موجودات در برابر خداي متعال است.
" أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ".
آيا آن ها مخلوقات خدا را نديدند كه سايههايشان از راست و چپ حركت دارند و با خضوع براى خدا سجده مىكنند؟
مراد از" رؤيت" در اين آيه، رؤيت بصرى و نظرى حسى و ديدن موجودات جسمانى است، چون عنايت(آيه) به اين است كه نگاه ها را متوجه اجسام سايهدار كند،نه خود سايه.(3)
آيه شريفه مىخواهد مشركين را كه منكر توحيد و نبوت اند راهنمايى كند به اينكه در حال اجسام سايه دار كه سايه از چپ و راستش دور مىزند نظر كنند، چون اين حال سجود و خضوع در برابر عظمت و كبرياى خدا را مجسم مىكند، و هم چنين سجود تمامى موجودات زمينى و آسمانى از جنبندگان و ملائكه.(و اين گويا نوعي خضوع و سجود است)و همه اين ها در برابر خدا خاضع و ذاتا در برابر امر او منقاد و فرمان بردارند و خضوع و ذلت خود را به اين نحو از عبادات تكوينى اظهار مى كنند.(4)
پس معناى آيه (و خدا دانا تر مي باشد) اين است كه آيا اين مشركين كه منكر توحيد ربوبيت و منكر دعوت انبياء هستند به مخلوقات خدا و اين اجسام كه از زمين سر بر آوردهاند از قبيل كوهها و ساختمان ها و درختان و يا هر جسمى كه بر زمين نصب شده كه سايهاش در پيرامونش آمد و شد مىكند نظر نمىكنند كه با گرداندن سايهها از چپ و راست در برابر خدا سجده مىكنند و از در تذلل و اظهار خضوع و تعبد سايه خود را به زمين مىاندازند.(5)
همان طور كه بيان كرديم علامه جلوتر از اين آيه و به مناسبت بحث سجده همه موجودات نسبت به خداي متعال آيه زير را اين گونه تحليل مي كند:
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ"
همان طور كه در آيه سوره نحل كه از نظر خواننده گذشت و ذيل آيه مورد بحث هم كه مىفرمايد:
" و ظلالهم ..."، بر اين دلالت دارد كه تمامى موجودات خدا را سجده مىكنند، به خاطر اين است كه روى سخن در اين آيات با مشركين است، و عليه ايشان احتجاج شده است، گويا خواسته است ايشان را وادار كند كه به طوع و رغبت خدا را سجده كنند، همانطور كه ساير عقلاى آسمان و زمين او را به طوع و رغبت سجده مىكنند و حتى سايه ايشان هم او را سجده مىكند، و به همين عنايت بود كه سجده سايه ايشان را به رخ كشيد تا در وادارى مشركين مؤكدتر باشد. (دقت بفرمائيد)(6)
و اما وجه اسناد سجود به سايهها چگونه است:
و در جمله" ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ" سايه اجسام غليظ و ستبر در سجده به خداى تعالى به خود اجسام ملحق شده، با اين كه سايه، امرى است عدمى و عبارت است از نرسيدن نور به دليل حايل شدن جسم در برابر نور، و سّرش اين است كه هر چند سايه امرى است عدمى، ليكن آثارى خارجى نظير آثار امور وجودى دارد، مثلا كم و زياد مىشود، و هم چنين اختلافات ديگرى به خود مىگيرد كه حواس ما آن را درك مىكند، پس مىتوان گفت در عين عدمى بودن، بهرهاى از وجود دارد كه با همان مقدار از وجود و همان مقدار از آثار،در برابر خداى تعالى خاضع و ساجد است.(7)
و اينكه مىبينيم خداى متعال براى سايه گسترده اجسام در صبح و شام سجده قائل شده... چون اين سايه ها نيز مانند صاحبان شعورند كه به منظور سجده به زمين مىافتند.(8)
بعضي ديگر از مفسرين نيز نوشته اند:
در اينجا خداوند حركت سايههاى اجسام را در راست و چپ به عنوان نشانهاى از عظمتش معرفى مىكند و آن ها را در حال سجده براى پروردگار و تواضع خضوع مىداند.(9)
و نوشته اند:
شايد از آن جهت كه سايه حالت به خاك افتادگى دارد، تعبير سجده در مورد آن به كار رفته است. گرچه از نظر تكوينى همه موجودات در برابر خدا ساجد و خاضع اند.
و اضافه بر اين، آيه چند پيام دارد:
1. نه فقط خود اشياء، بلكه آثار و لوازم و خواص اشياء، هم چون سايه آن ها، در برابر خداوند خاضع اند. "ظِلالُهُ ... سُجَّداً"
2. مطالعه در آفريدههاى الهى و تغييرات آنها، يكى از سفارشهاى قرآن است.
3. اگر اشياى هستى، حتّى سايه آن ها، در برابر خداوند ساجد و خاضع اند،چرا بشر نباشد!.(10)
پي نوشت ها:
1. سوره رعد،آيه 15.
2. سوره نحل،آيه 48.
3. طباطبايي سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه موسوي همداني محمد باقر، قم، انتشارات اسلامي، سال 1374 ه.ش، چاپ پنجم، ج12، ص 384.
4. همان، ج12، ص: 385.
5. همان.
6. همان، ج11، ص: 439.
7. همان، ج11، ص: 441.
8. همان، ج11، ص: 442.
9. مكارم شيرازي ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلاميه، سال 1374 ه.ش، چاپ اول، ج11، ص 253.
10.قرائتي محسن، تفسير نور، تهران، انتشارات مركز نشر فرهنگي درس هايي از قرآن، سال 1383 ه.ش، چاپ يازدهم، ج6، ص403.






