اگر خدا عادل است چرا افراد ناقص الخلقه به دنيا مي آيند؟ و گناه آن بچه چيست؟

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز

خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است، لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست.
همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت بر روی کره زمین است، همین قانون باعث می‏شود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست، یعنی همان گونه که بر اساس نظام علت و معلولی، استفاده‏ بیمار عفونی از آنتی‏بیوتیک موجب سلامت یافتن و بهبود بیمار است، استفاده از این دارو در هنگام بارداری روی جنین اثر می‏گذارد. موجب اخلال در آن و ناقص ‏الخلقه شدن نوزاد خواهد شد. در واقع سالم و بیمار تولد یافتن یک فرزند لازمه حتمی مجموعه عواملی است که در به وجود آمدن وی مؤثر بوده‏اند، عواملی همچون سلامت یا نارسایی ژنتیکی والدین، شرایط خاص هنگام انعقاد نطفه، کیفیت تغذیه مادر هنگام بارداری، نوع مواد و غذاها و داروهای مصرفی هنگام بارداری، حرکات فیزیکی مادر هنگام بارداری و ...
انتظار اینکه خداوند نتیجه علت هایی را که به تولد یک نوزاد معلول منجر می شود، به تولد نوزادی سالم دگرگون کند، انتظاری نامعقول است. زیرا هم با اصل علیت منافات دارد و هم با حکمت های الهی؛ چون این کار و تغییر در عمومیت قانون علیت به معنی مانع شدن از امکان رشد و بالندگی در یک انسان، همچنین مانع شدن از تلاش برای رسیدن به نتایج علل مطلوب و مورد نیاز بشر است.
معلول متولد شدن یک کودک، نیز معلول علت های طبیعی خاص خود است اما حصول این نتیجه لزوما خواست و مطلوب خداوند نبوده، بلکه آن چه خداوند اراده می نماید، تحقق نتایج طبیعی علل خاص در این عالم است. این ماییم که دانسته یا ندانسته زمینه ساز بروز برخی از این نتایج به ظاهر نامطلوب می شویم.
البته نباید فراموش کرد که معمولاً نعمت های الهی و داشته های بندگان چنان تقسیم شده‏اند که هر کسی قسمتی از آن‏ها را دارد، یعنی کم‏تر کسی پیدا می‏شود که همه نعمت‏ها را یک جا داشته باشد. اگر کسی از نعمت مال بهره مند است. اما شاید در نعمت سلامت یا فرزند مناسب بهره چندانی نداشته باشد . اگر کسی در فقر به سر می برد. اما دارای نعمت های مشابه در زمینه ای دیگر است ، مثلا از اعتقادات پاک و سالم برخوردار است که منزلت اجتماعی و شهرت نیک و اعتماد جامعه را به دنبال دارد.
در هر حال اختلاف و تفاوت در این امور مادی و ظاهری باعث احتیاج و نیازمندی انسان ها به یکدیگر و تشکیل جامعه بشری دارای پیوندهای عمیق خواهد بود، از این رو قرآن مجید می‏فرماید:
معیشت آن‏ها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم. بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آن‏ها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند.(1)
به علاوه مساله آزمایش الهی یکی از مهم ترین ابعاد مطرح در تفاوت نعمتها است ، در واقع قرآن مجید یکی از اسرار مهم تفاوت‏ها را آزمایش الهی معرفی می نماید . خداوند می‏فرماید:
او کسی است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید.(2)
راز اصلی تفاوت ها را باید در حقیقت عالم یعنی آزمودن انسان دریافت ؛ در حقیقت تفاوت‏ها برای این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادی بهره برداری می‏کند. اگر نابرابری‏ها نبود، زمینه امتحان در شکلی مهم و جدی از میان می‏رفت.
البته شکل آزمون ها دارای تفاوت های بسیاری است، بعضی افراد با مال و نعمت و گروهی دیگر با تنگدستی و نقمت، گروهی با بیماری و درد جسمی و گروهی با سلامتی و تندستی آزمایش می‏شوند؛ اما همه اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد .
مطمئناً آنان که در دنیا از نعمات بیش تری برخوردار بودند، بیش تر مورد سؤال و درخواست هستند. باید بیش تر پاسخگو باشند . کسانی که آزمون های سخت فقر و بیماری و ... را گذراندند،وضع بسیار بهتر و آسان تری را پیش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر این تقدیر شکر خواهند کرد که در برابر سختی کوتاه دنیا سعادت ابدی را نصیب آن ها نموده است.
نکته مهم در سرتاسر این موضوع آن است که با وجود تفاوت ها عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان ملاحظه شود که یقینا این گونه خواهد بود .
مهم آن است که نگاه خود را به زندگی در این جهان محدود نکنیم. این بخش از زندگی را باید در پیوست با بخش عظیم‏تر از زندگی و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقی‏تر نگریست. اگر نگاه ما به زندگی محدود به دنیا بود، اشکال از تفاوت‏ها در دنیا به جا بود، در حالی که هر چیزی در دنیا، آزمایشی برای انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید . نباید از وجود برخی تفاوت ها در دنیای کوتاه ناراحت بود .
بر اساس آنچه ذکر شد، وضعیت هر فرد در همین عوامل تعریف می شود. اما در نهایت تفاوت ها و رنج های ظاهری به گونه ای جبران می شود که چه بسا فرد به ظاهر مرفه و دارای موقعیت ممتاز در قیامت آرزو می کند: ای کاش وضعیتی مشابه گروه مقابل را می داشت تا آن فشارها زمینه سعادت ابدی وی را فراهم آورد ،نه آن که به آزمون نعمت و رفاه و تمکن آزموده شود و مسئولیت خطیر این مقام بر عهده وی قرار داشته باشد.
چنان که همین نکته در برخی روایات نقل شده: کسانی که به حکم عوامل گوناگون اختیاری یا غیر اختیاری، رنج و بلای بیش تری را در دنیا متحمل می شوند ، فارغ از تاثیرات مستقیم بلایا و مصیبت ها در دوری از غفلت و دنیا طلبی و انحرافاتی از این دست و زمینه های تربیتی که مشکلات به دنبال دارد، در برابر سختی ها اجر و پاداشی بی حساب را دریافت می کنند که در قیامت مورد حسرت دیگران خواهد بود (3) .
پی‌نوشت‌ها:
1. زخرف (43)، آیه 31.
2. انعام (6)، آیه 165.
3. شيخ حسن ديلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شريف رضى‏، قم‏، 1412 ق‏، ج 1، ص 42.