سلام علیکم چرا حضرت زهرا به حضرت علی اعتراض می کند که در برابر ابو بکر و عمر سکوت کرده است ایا ایشان با ان علمی که داشتند نمی دانستند که مصلحت در سکوت است و چرا حضرت علی علیه السلام در پاسخ ایشان می فرماید که انچه در اخرت برای شما مهیا شده است برای شما از ان چیزی که در دنیا از شما گرفته شده بهتر است ایا حضرت زهرا این مطلب را نمی دانستند

در ابتدا بايد گفت: گرچه فاطمه زهرا (س) از علم غيب برخوردار بود، اما دركارهاي فردي، و اجتماعي ... از علم غيب بهره نمي گرفت، زيرا تکالیف دینى حضرت عمل طبق علومى بود که از راه های عادى پیدا می شد. به عبارت ديگر روش و رفتار اهل بيت (ع) در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستى و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری... مثل سایر مردم است، مثلاً پیامبر(ص) و امامان(ع) منافقان را خوب مى شناختند و مى دانستند که آنها ایمان واقعى ندارند، ولى هرگز با آنها مانند کفار برخورد نمى کردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آنها مانند سایر مسلمانان رفتار می کردند. هم چنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم مى نشستند، مطابق قوانین قضایى اسلام حکم مى کردند و از علم خدادادى خود استفاده نمى کردند. در موردى که دلیل شرعى مثلاً بر قاتل بودن متهمى وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمى کرد. قضاى کلى الهى بر این است که آنان در زندگی مانند سایر مردم عمل نمایند. از این رو وقتى مریض مى شدند، به طبیب مراجعه می کردند و از دارو استفاده مى نمودند و درد را تحمل مى کردند و در بستر بیمارى می افتادند، بر اين اساس حضرت زهرا (س) در برخورد با علي (ع) وظيفه نداشت كه از علم غيب بهره گيرد.
اما در نحوه برخورد حضرت زهرا (س) با علي (ع) مي توان گفت: حضرت زهرا (س) به حضرت علي (ع) اعتراض نكرد، زيرا ايشان مي دانست كه سكوت امام علي (ع) در راستاي مصالح مي باشد، بلكه فاطمه زهرا (س) با اين جملات (يابن ابي طالب اشتملت شمله الجنين ):"كار هاي زشت غاصبين حكومت را مجسم می كند كه اين ها چه ظلم هايي را روا داشته اند، در حقيقت تندي حضرت به خاطر اين، مصلحت بوده است؛ زيرا يك وقت انسان مي خواهد عظمت يك مطلبي را به كسي برساند، او را مورد خطاب وعتاب قرار مي دهد، در حالي كه مقصودش تندي به آن شخص نيست؛ اين مساله در مخاطبات معمول است؛ مثلا فرض بگيريد: پادشاه وقتي مشاهده مي كند بازرگان و تجار كشور يك كار خلافي را مرتكب شده اند، براي اينكه اهميت كار خلاف آنان را بفهماند، وزير بازرگاني را مورد عتاب قرار مي دهد، با اينكه مي داند وزير بازرگاني تقصير ندارد، ولي مي خواهد با اين خطاب و عتاب خود، اهميت كار زشت آن ها را مجسم نمايد.
نمونه ي ديگر آن، وقتي است كه حضرت موسي (ع) از كوه طور باز گشت و مشاهده كرد كه بني اسراييل گوساله پرست شده اند، در اين جا هارون را موردعتاب قرار داده و توبيخ نمود، ريشش را گرفت و گفت: چه كردي؟ هارون جواب داد: اي پسر مادرم ريش و سر مرا نگير، من مي ترسيدم، بگويي چرا بين بني اسراييل اختلاف انداختي (سوره طه، آيه95) حضرت موسي مي داند كه هارون (ع) تقصير ندارد، ولي مي خواهد زشتي كار بني اسراييل را مجسم نمايد و اهميت اين مساله را برساند، و لذا در ظاهر با برادرش دعوا مي كند.
در اين جا هم حضرت زهرا (س) مي خواست عظمت ظلم اين ها را منعكس كند، و لذا با اين لحن صحبت مي كند تا با اين وسيله به مردم آن زمان و به تاريخ بفهماند كه چه ظلم هايي به اهل بيت (ع) وارد آمده است. "(1)
علي (ع) نيز مقامات معنوي آخرت را كه مربوط به اولياء خدا، افراد صالح، فداكار و صبور مي باشد، خاطر نشان كرد، وبدين وسيله حضرت زهرا (س) را تسلي داد: فاحتسبي الله -پس به حساب خدا بگذار- حضرت زهرا (س) نيز بعد از سخنان علي (ع) گفت: خداوند براي من كفايت مي كند و اوست بهترين وكيل و مدافع - فقالت (عليها السلام): حسبي الله ونعم الوكيل -"(2)
گرچه حضرت زهرا (س) اين مساله را مي دانست، اما - همانطور كه اشاره شد- حضرت در امور متعارف از علم غيب استفاده نمي كرد.
پي نوشت ها :
1 . حسين علي منتظري ، خطبه حضرت زهرا (س)، قم، ناشر دفترآيت الله العظمي منتظري 1374، ص253- 254.
2. همان، ص253.