nadarad

پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباط¬تان با اين مرکز و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز

در ابتدا باید گفت که این سخن در قرآن کریم نیامده، بلکه در حدیث قدسی نقل شده که خداوند فرمود: « یا ابن آدم خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی(1) ای انسان !تمام اشیا را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم. اما این که چرا خداوند انسان را برای خود خلق نمود؟ ممکن است اشاره به مسله خلیفه اللهی انسان داشته باشد.
توضیح آنکه حق تعالى ذاتاً بی‌نیاز از عالم است، ولی اسمای الهی هر کدام مظاهری دارند که آثار آن اسما به وسیله آنها ظاهر می‌گردد، بنابر این لازم است مظهر اسم الله که جامع جمیع اسما و صفات حق تعالی، خلیفه خدا در عالم باشد تا به وسیله او همه عالم این به کمال لایق‌شان برسند. مظهر وخلیفه ، انسان کامل است که یکی از افراد نوع انسان است؛ بنابراین خلیفه خدا در زمین نه همه انسان ها، بلکه انسان کامل است که اسما و صفات الهی در او تجلی یافته است.
بنابر این خلافت الهی در واقع تعبیری دیگری از مظهریت اسما و صفات الهی است و گرنه خداوند از هیچ جا و از هیچ نشئه و عالم غایب نیست(2) تا خلیفه جای او را بگیرد و جانشین او گردد. پس مراد از خلافت الهی انسان این است که او مظهر اسما و صفات خداوند و آیت وجود او در عالم است .
به عبارت دیگر، خلافت الهی انسان امر تکوینی و واقعی عینی در نظام وجود و جهان هستی است. این امر که هیچ یک از موجودات حتى موجوداتی نظیر فرشتگان مقرب الهی که از سعة وجودی بسیار بالای برخوردارند، نتوانستند به این مقام راه یابند و ردای خلافت را دربر کنند شگفت‌آر و تأمل برانگیز است و این خود بر اسرارآمیز بودن مسأله دلالت دارد.
انسان به دلیل جامعیت که در عرفان از آن به کون جامع یعنی وجود جامع تعبیر شده، شایسته مقام خلافت است؛ یعنی آدمی اگر درست عمل کند ،می‌تواند همه اسما و صفات خدا را در وجود خود تجلی کند و مظهر همه اسما شود، گرچه این امر عملاً تنها در وجود انسان کامل (انبیا و اولیای معصوم) تحقیق می‌یابد ولی به هر حال انسان از این جامعیت برخوردار است بر خلاف سایر موجودات و حتى فرشتگان که تنها می‌توانند مظهر برخی اسمای الهی باشند و نه همه اسماء.(3)
پس بدین بیان فلسفه آفرینش انسان برای خدا تا حدودی روشن خواهد شد.
پی­نوشت­ها:
1. فیض کاشانی، علم الیقین، نشر بیدار قم 1378 ش، ج 1، ص 381 .
2. فصلت (41)، آیه 54؛ نساء (4)، آیه 33.
3. ر،ک: صادقی، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، نشر مؤسسه آثار امام، 1386ش، ص 180.