با سلام

برادر 25 ساله من ماه گذشته در پادگان که فقط 2 ماه از سربازیش مانده بود در حین ماموریت بر اثر برق گرفتگی فشار برق قوی فوت شد و به عبارتی شهید گشت.البته ایشان به دلیل بعضی مسائل روزمره افسرده هم بود ولی در موقع ناراحتی به نماز و نیایش روی میاورد و این افسردگی در بیشتر مواقع باعث حواس پرتی او میشد و قرار بود بعد از 2 ماه که خدمتش تمام شد مادرم او را نزد روانپزشک ببرد که البته حالا مادرم بعد از فوت برادرم که خودش زن معتقد و مومنی است تقریبا بعضی اوقات به حالت جنون می افتد و به دکتر اختیاج دارد و دائما میپرسد آیا من که 52 سال دارم و گناهم بیشتر است و پسرم بی گناه بود بعد از مرگ من امکان دیدن پسرم هست ؟و او شفیع من در ان دنیا میشود ؟چون مادرم فقط با این مسائل تا حدودی آرام میشود. ضمنا ایا مرگ برادرم اجل بود و این سانحه دلخراش که موجب فوتش شده از بدو تولد مدت عمرش نوشته شده بود یا موضوع مربوط به حواسپرتی و افسردگی او بود ؟

در ضمن پدرومادرم از اول زندگی با هم تفاهم ندارند و مادرم بیشتر به خاطر ما فرزندانش با پدرم زندگی کرده البته هیچ کدام تقصیری ندارند از نظر اخلاقی 180 درجه با هم فرق دارند و حالا بعد از مرگ برادرم تقصیر را گردن هم میاندازند که پسرم را تو کشتی. مادرم ار پدرم گله میکند که تو به مشکلات پسرم رسیدگی نکردی و او افسرده شد.

با این توضیحات تکلیف پدرومادرم در ان دنیا چیست ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همواره به قضايا و حوادث زندگي از زواياي مختلفي مي توان نگريست و بر اساس آن قضاوتي انجام داد. معمولاً قضاوت هايي كه از زواياي منفي و يك جانبه نگري به آنها نگاه مي شود. چون احتمال جهت گيري و سوگيري افراطي در آن وجود دارد، قضاوت هاي منطقي و قابل اعتمادي به شمار نمي آيند. ضمن اين كه توصيه اكيد شده است كه در امور ريز و درشت زندگي همواره حسن ظن داشته باشيم و بر اساس آن جلو برويم. مرگ ناگهاني برادرتان در حين ماموريت و انجام خدمت مقدس سربازي، تفاوت چنداني با شهيد شدن در راه خدا و در جبهه نبرد ندارد به همين خاطر، چون برادرتان در سايه نظام اسلامي و امر ولايت فقيه در حال گذراندن خدمت سربازي و انجام مأموريت بوده است، ترديدي نداشته باشيد كه او شهيد در راه خداست. حتي اگر در ظاهر اين گونه تلقي نشود و يا اسمي از برادرتان در اين خصوص برده نشود او شهيد است. اين افتخار كمي نيست كه اين روزها كه به ظاهر درب شهادت بسته شده است، شامل حال برادرتان و خانواده تان شده است. شك نداشته باشيد كه برادرتان با مدال افتخاري كه نصيب و روزي او گشته در مقام و منزلت شهدا بوده و هست و صد البته مقام شفاعت را همانند بقيه شهدا داراست و مي تواند بسياري از بندگان خدا از جمله مادرتان را شفاعت كند.
اين رخداد و سانحه دلخراش اگرچه بسيار ناخوشايند و غير قابل باور است. اما نبايد با عينك بدبيني و سوءظن به آن نگريست و مرگ شهادت گونه برادرتان را به امور واهي مثل حواسپرتي و افسردگي او نسبت داد و يا عدم تفاهم پدر و مادرتان و درگيري هاي وقت و بي وقت آنها را عامل آن دانست. اگرچه ممكن است عدم تفاهم پدر و مادرتان موجب افسردگي و ناراحتي برادرتان شده باشد و يا در آن نقش داشته باشد و او را بارها آزار داده باشد. اما به طور حتم، هرگز نمي توان با اطمينان كامل و به ضرس قاطع فوت برادرتان را به اين گونه امور نسبت داد.
معمولاً بعد از فوت هر عزيزي، چون باور مرگ او سخت است، گاهي برخي از افراد براي تشفي خاطر خود سعي مي كنند دنبال مقصر بگردند و يا تقصيرها را به گردن خودشان و يا فرد ديگري بيندازند. اين گونه امور اگر به افراط كشيده نشود تا حدودي طبيعي است. اما اگر ادامه يابد و باعث پيدايش كينه كدورت ها و ناراحتي ها و يا موجب آشفتگي و اختلال روحي و رواني آنها گردد، غير طبيعي بوده و نيازمند مداخله درماني و كمك از متخصصين مربوطه از جمله روانشناس و روانپزشك با تجربه است.
پدر و مادرتان به اين كارشان و انداختن تقصيرها به گردن هم و متهم كردن يكديگر در حقيقت، اجر و ثواب خودشان را ضايع مي كنند و روح بلند و ملكوتي برادرتان را در بهشت برين و در اعلي عليين ناخشنود و متألم مي سازند. ضمن اين كه با اين كار، هرگز نمي توان زمان را به عقب برگرداند و به گذشته برگشت و برادرتان را زنده نمود. از سوي ديگر، آنها با اين گونه برخوردشان، آتش دشمني و كينه كدورت بين خودشان را شعله ور تر مي سازند و بر طبل ناسازگاري مي كوبند و زندگي خود را تلخ تر و ناخوشايند تر مي سازند و زمينه ابتلا به انوادع و اقسام بيماري هاي جسمي و روحي و رواني را فراهم مي كنند. بهتر است تا وقت باقي است با پدر و مادرتان صحبت كنيد و آنها را به خويشتنداري و صبر توصيه كنيد. البته اگر بتوانيد با ارجاع آنها به خانواده درمانگران و روانشناسان خانواده، در حل مشكل عدم تفاهم آنها بكوشيد و زندگي شادي را براي آنها فراهم كنيد، مسلماً اين تلاش شما بي اجر و ثواب نخواهد ماند و در آرامش زندگي و روحي خود شما نيز نقش دارد.
اگرچه اجل انسان ها از قبل مشخص شده است. ولي تا به مرحله قضا و حتميت نرسيده باشد، قابل تغيير است. از طرف ديگر، بسياري از تقديرات به دست خود انسان رقم مي خورد و انسان مي تواند با دعا، صله رحم، خوش خلقي، توبه از گناهان، صدقه و كارهاي بسياري ديگر اجل خود را به تأخير بياندازد. ضمن اين كه انجام ندادن اين گونه امور و يا انجام برخي از گناهان، چشم زخم و... مي تواند اجل انسان را جلو بياندازد.