سلام.من یک دختر پانزده ساله هستم. مشکل اصلی من انتخاب رشته ی تحصیلی ام بود.واقعا نمیدانستم که باید کدام رشته (ریاضی یا تجربی)را انتخاب کنم.از همان دوران ابتدایی میدانستم که ریاضی من از دروسی مانند علوم و... بهتر است پس فکر میکردم در رشته ی ریاضی موفق تر خواهم شد اما پدر و مادرم معتقد بودند که آینده ی این رشته برای دختران خوب نیست البته از نظر شغلی.از هرکس دیگری هم که میپرسیدم اولین سوالی که میپرسیدند این بود: خودت به چه رشته ای علاقه داری؟.ولی من جوابی برای این سوال نداشتم. فکر کنم من تنها کسی باشم که نمیداند به چه رشته ای علاقه دارد.خلاصه بعداز کلی فکر کردن تصمیم گرفتم رشته ی تجربی را انتخاب کنم. اما حالا واقعا نمیدانم که انتخاب درستی کرده ام یا نه.نمیدانم میتوانم انتظاراتی که والدین و مدرسه از من دارند را بر آورده کنم یا نه. از همه بدتر این است که من در مدرسه ی فرزانگان درس میخوانم و میترسم اگر در کنکور در رشته ی پزشکی قبول نشوم دیگران در مورد من فکر کنند که درسم خوب نیست و در نتیجه پدر و مادرم را شرمنده کنم البته هر وقت در مورد این به پدر و مادرم میگویم میگویند اشکالی ندارد و سرنوشت هر کس دست خداست و ما حتی اگر تو در رشته ی خوبی هم قبول نشوی راضی هستیم...اما من باز هم راضی نیستم . میدانم اگر خیلی تلاش کنم تلاشم بی نتیجه نخواهد بود ولی باز هم میترسم و این باعث شده که من خوش حال نباشم و همه فکر کنند که من افسرده ام . البته تا به حال خیلی سابقه داشته که در مواقعی که حتی تصور هم نمیکردم موفق شده و مثلا در امتحانات و آز مون ها بالاترین نمره را بگیرم پس با خودم فکر میکنم من تنها نیستم و خدا به من کمک میکند که پدر مادرم را سربلند کنم...هر وقت دیگران در مورد کنکور و دانشگاه یا موفق شدن یکدیگر صحبت می کنند واقعا تنم میلرزد و میتوانم بگویم که از ترس روز کنکورحتی یک ثانیه هم در امان نبودم.
لطفا من را راهنمایی کنید . چگونه میتوانم بر ترسم غلبه کرده و به موفقیت برسم؟البته میدانم موفقیت در پزشک شدن نیست ولی من واقعا میخواهم به بهترین دانشگاه های ایران راه پیدا کنم و یک پزشک موفق شوم.
همان طور كه مي دانيد مغز ما انسان ها مسئول پردازش و ادراك اطلاعات دريافتي از محيط مي باشد. مغز افراد تيزهوش متأسفانه يا خوشبختانه پردازش اطلاعات سريعتر و با حجم بالاتري نسبت به مغز افراد عادي دارد. از آن جا كه نوع محتواي اطلاعات براي مغز تفاوتي ندارد. پس اگر محتواي داده ها منفي و اضطراب آلود باشد به همان ميزان اين داده ها، بيش از افراد عادي پردازش مي شوند. اين پردازش بالا به ويژه اگر با اضطراب بالاي فرد همراه گردد كم كم رنگ و بوي وسواس فكري به خود مي گيرد. وسواس فكري يعني افكار مزاحمي كه به صورت مكرر به ذهن فرد هجوم مي آورند. ذهن شما احتمالاً در شرايط فعلي به صورت وسواسي به كنكور و قبولي در رشته پزشكي در بهترين دانشگاه ها مي انديشد. از آن جا كه وسواس فكري ريشه در اضطراب بالاي فرد دارد، هر چقدر به خاطر شرايط محيطي بر اضطراب شما افزوده مي شود افكار وسواس گونه شما نيز افزايش مي يابد. جالب است بدانيد اگر شما مثلاً همين فردا با رتبه يك در رشته پزشكي بهترين دانشگاه ايران و جهان قبول بشويد باز اين افكار وسواسي دست از سر شما بر نمي دارد و بار ديگر با محتواي متفاوت (مثلا اخذ جايزه نوبل پزشكي ) به ذهن شما هجوم مي آورد. گويا مغز شما همواره دنبال محتوايي است تا آن را نشخوار كند و شما غافل از اصل مشكل (يعني وسواس فكري احتمالي) فقط به محتواي ظاهري آن مي انديشيد.
ترديد و دودلي در انتخاب يكي از ويژگي هاي افراد مبتلا به وسواس فكري مي باشد. افراد وسواسي همواره از اين كه انتخابشان مورد تأييد ديگران قرار نگيرد، در اضطرابند و همواره سعي مي كنند به نحو كمال گرايانه منفي دست به انتخاب بزنند. مثلا ردپاي اين كمال گرايي منفي را در جمله .«... به بهترین دانشگاه های ایران ..» و پسوند (ترين)در اين گونه موارد نه يك امر مثبت بلكه يك امر صددرصد منفي تلقي مي گردد.
يك فرد كمال گراي مثبت شايد به قبولي در بهترين دانشگاه بينديشيد. ولي آن را براي خود يك امر حياتي يا مسأله مرگ و زندگي تلقي نمي كند. (با جستجوي مقالات مرتبط با موضوعات كمال گرايي كامل گرايي كمال زدگي تماميت خواهي در اينترنت اطلاعات خود را در اين زمينه افزايش دهيد).
در هر صورت فرازهاي از نامه شما از جمله از ترس روز كنكور حكايت از وسواس فكري احتمالي در شما دارد. متأسفانه افسردگي نيز يكي از اختلالات همراه وسواس فكري است.
اما جاي هيچ نگراني نيست اگر اضطراب و وسواس فكري و افسردگي به كاهش شديد عملكرد روزانه در يك مدت مثلا بيش از 6 ماه نينجامد اختلال باليني محسوب نمي گردد و فرد مي تواند با كمي جرح و تعديل به زندگي خود ادامه دهد. اگر اين مسائل باعث افت قابل توجه عملكرد در شما گشته است بايد به جاي خود درماني در اسرع وقت به يك روان شناس باليني مراجعه نماييد. روان شناس باليني مي تواند به جاي تشخيص احتمالي ما به تشخيص دقيق مشكل شما بپردازد و در صورت لزوم در 7 و 8 جلسه به حل مشكل شما اقدام نمايد. بار ديگر توصيه مي شود مراجعه شما به متخصص ضروري است و نبايد بي دليل از اين مهم طفره رويد.






