به نام خدایی که خیلی دوستش دارم
سلام
دوسال و نیمه که من داداش عزیزتر از جانم (محسن )رو از دست دادم ما مثل یک روح در دو جسم بودیم حتی لحظه ای که برای داداشم اتفاق افتاد من تو خونه حس کردم توی کمرم مثل یه تیر حس کردم ما حتی اتاق خوابمون یکی بود حتی لحظه ای که تو اتاق عمل بود و بعدش تو آی سی یو من با تمام وجود حس میکردم و میلرزیدم اون که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد من حس میکردم و میلرزیدم انگار روح از بدن من هم جدا میشد
بعد هم که داداشی مرد و من ...
ای کاش امام زمان (عج) میامد تا دلم آروم میگرفت تنها امید من امام زمان عج دیگه هیچی تو دنیا خوشحالم نمیکنه به جز ظهور
برام خیلی دعا کنید خیلی خیلی
ای کاش یکی میآمد و غم ها را از دل ساکنان زمین برمی داشت
غم هجران برادر عزیزتان ما را متأثر کرد. از خداوند رحمان برای او رحمت الهی و برای شما و خانواده محترم صبر و اجر مسئلت داریم.
حزن و اندوه از مرگ عزیزان، امری طبیعی است؛ اما نباید فراموش کنیم دنیا، جای امتحان است. همه افراد به گونه ای آزمایش می شوند. قرآن مجید در سوره بقره پس از آن که سختی ها و مصائب و مشکلات را به عنوان امتحان ذکر می کند، می فرماید: "و بشر الصابرین؛ بشارت بده به کسانی که در مقابل سختی ها و مشکلات شکیبایی و خویشتن داری نشان می دهند"؛ خویشتن داری و صبری که مبتنی بر ایمان به خدا است. آدمی وقتی انواع سختی ها را می بیند ، متوجه خدا می شود و می گوید : "انا لله و انا الیه راجعون". تنها این گونه افراد هستند که تحمل سختی ها و مصائب باعث گشوده شدن درهای رحمت پروردگار به سوی آنان می شود. (1)
چنین برخوردی با مصائب و مشکلات، باعث پاک شدن گناهان و کفاره آن به شمار می آید. اگر انسان در برابر بیماری، طریق کفر و ناسپاسی پیشه گیرد و به قضا و قدر الهی اعتراض کند، اجری نخواهد داشت و موجب کفاره گناهش نخواهد شد.
ماجراى «ام عقیل» بانوى صابر، در این باره خواندنی است:
زن مسلمان بادیهنشینى بود به نام «ام عقیل». در یکى از روزها دو میهمان بر او وارد شد. فرزندش همراه شتران در بادیه بود. در همان لحظه به او خبر دادند که شترِ خشمگین فرزندش را در چاه انداخته و بدرود حیات گفته است. زن با ایمان به کسى که خبر مرگ فرزند را آورده بود، گفت:
از مرکب پیاده شو، به پذیرایى از مهمانها کمک کن. گوسفندى حاضر داشت، به او داد تا آن را ذبح کند. سرانجام غذا آماده شد. آن را نزد میهمانان گذاشت، مهمانها از صبر و استقامت این زن در شگفت بودند. یکى از حاضران نقل مىکند: هنگامى که از غذا خوردن فارغ شدیم، زن با ایمان نزد ما آمده گفت: آیا در میان شما کسى هست که از قرآن به خوبى آگاه باشد؟
یکى از حاضران گفت: بلى، من آگاهم. گفت: آیاتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مایه تسلى خاطر من گردد، او مىگوید: من این آیات را براى او خواندم:
«وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ* الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ* أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُون». زن خداحافظى کرد. سپس رو به قبله ایستاد و چند رکعت نماز گزارد. سپس عرض کرد:
خداوندا! من آنچه را دستور داده بودى، انجام دادم. رشته شکیبایى را رها نساختم. تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده دادهاى، بر من ارزانى دار. (2)
پیامبر فرمود:
«فمن صبر على المصیبة حتى یردها بحسن عزائها کتب اللَّه له ثلاثمائه درجة ما بین الدرجه الى الدرجه کما بین السماء الى الارض، و من صبر على الطاعة کتب الله له ستمائة درجه ما بین الدرجه الى الدرجه کما بین تخوم الارض الى العرض و من صبر على المصیبة کتب اللَّه له تسعمائة درجة ما بین الدرجه الى الدرجه کما بین تخوم الارض الى منتهى العرش؛ (3)
پس کسى که در مصیبت صبر کند و با صبر نیکویش سختی آن را از سر بگذراند، خداوند براى او سیصد درجه مىنویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله آسمان و زمین است. کسى که بر طاعت صبر کند، خداوند براى او ششصد درجه مىنویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا عرش است. کسى که بر گناه صبر کند، خداوند نهصد درجه براى او مىنویسد که فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا منتهاى عرش است».
بر اساس مفاهیم دینی ما، درسنت الهی برای هر موجودی اجل و زمانی مقرر برای مرگ است. هر گاه اجل و زمان مقرر فرا رسد، تأخیری در مرگ به وجود نمی آید. علاوه بر این که علم و حکمت الهی گاهی اقتضا می کند انسان به دلایل نهفته ای (که غیر خدا کسی از آن آگاهی ندارد)، سزاوار مقدار محدودی عمر و زندگی در دنیا بوده، بعد از پایان مدت، از دنیا می رود.
اگر به این نکته مهم توجه نمایید که مرگ حقیقتی است که زمان و چگونگی آن به دست ما نیست، باعث کاسته شدن حزن و اندوه می گردد.
قرآن کریم می فرماید: «لکلّ أُمّةٍ أجلٌ إذا جاءَ أجلهم فلا یستأخرون ساعة و لا یستقدمون؛ (4)
هر امتی را زمانی محدود است. آن گاه که زمان شان به سر رسد، نه ساعتی از آن تأخیر کنند و نه پیش گیرند».
طبق این مبنای قرآنی، معلوم می شود که مرگ برادر شما بر اساس آنچه قبلاً مقرر شده بود، پیش آمده و به خواست خداوند متعال بوده است؛ هر چند علل خود را دارد و یک قانون در نظام دنیا است. البته او به جهت پاکی نامه اعمالش از گناهان و در عوض عمر کوتاه در دنیا، بعد از مرگ وارد رحمت الهی می شود و منتظر دیدار شما در بهشت ایزد منان است.
و اما درباره این که بستگان این عزیز از دست رفته تا آخر عمر در غم فراق به رنج و اندوه گرفتار می شوند، باید گفت:
زندگی آدمی در دنیا همواره با رنج و رخدادهای گوناگون است. یکی از آن ها همین مسئله ای است که در پرسش مطرح شده (غم فراق برادر). قرآن کریم این گونه حوادث را آزمون الهی دانسته و در این باره می فرماید:
«و لنبلونّکم بشیءٍ مِنَ الخوفِ و الجوعِ و نقصٍ من الأموال و الأنفُس و الثمرات؛ (5) قطعاً شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهش در اموال و جان ها و محصولات می آزماییم».
ممکن است مرگ برادرتان به عنوان آزمون و امتحان بستگان به ویژه شما و پدر و مادرتان باشد . می دانیدکه امتحان الهی، جزء نظام آفرینش و سنت الهی است؛ به گونه ای که حتی انبیا از آزمایش مستثنا نبوده، بعضی چون پیامبراسلام حتی غم فرزند خردسال را نیز دیده اند. بنابراین، همه ما در معرض آزمون الهی هستیم . البته برخی از آزمایش ها با توجه به اهداف خاصی که دنبال می کنند، صورت خاص تری به خود می گیرد. به صورت برجسته تری از دیگر آزمایش ها برای ما نمود پیدا می کند؛ مثلا شخصی که مال زیادی از بیت المال نزد اوست و خودش هم ممکن است نیاز مالی داشته باشد، با این آزمایش رو به روست که به چه حد پایبند اصول انسانی و دینی، یعنی عدم خیانت در امانت است؟ یا شخص عزیزی را از دست می دهد ، دچار آزمایش خداست که چگونه با مصیبت برخورد خواهد کرد؟ آیا جزع و فزع کرده و ناشکری نموده و مصیبت موجب دوری او از خدا می شود یا صبر کرده و مصیبت را مایه ترقی خود و رسیدن به مراحل بالاتر کمال و قرب به خدا قرار می دهد؟
خواهر گرامی؛
کتاب "آرام بخش دل داغدیدگان" را بخوانید. این کتاب ترجمه فارسی کتاب "مسکن الفؤاد" مرحوم شهید ثانی است که در زمینه نزول و حکمت بلاها و مصیبات و گرفتاری ها و ثواب صبر بر آن می باشد. این کتاب را می توانید از کتابفروشی ها و یا از طریق اینترنت دریافت کرده و مطالعه نمایید.
پی نوشت ها:
1. بقره (2)، آیه 158 - 256.
2. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه.ق، ج 79، ص 151.
3. همان، ج 68، ص 77 .
4. یونس (10)، آیه 49.
5. بقره (2)، آیه 155.






