با سلام
من پسری هستم متولد تیر 1361 و دانشجوی دکتری رشته تاریخ که فغلا شغل نیمه وقتی هم دارم. و از طریق خواهرم با دختری آشنا شدم که دیپلم و همکار خواهرم بوده و در موقع آشنایی اولیه به خواهرم گفته بود 25 سن داره چون فکر نمی کرده ماجرای ما جدی بشه. بدلیل اینکه ایشون خواستگارهای زیادی رو رد کردن و فک می کردن من هم مثل بقیه. ولی وقتی همدیگرو دیدیم ایشون پسندید و بعدا از دو جلسه صحبت گفتن که باید یک چیزی رو بگن که ممکنه همه رابطمون را داعون کنه. و بعد گفتن که ایشون متولد شهریور 1360 هستند ولی ظاهرشون نشون نمیداده ولی الان باید واقعیت رو بگن. الان فقط خونواده ها همدیگرو دیدن و عقد یا چیزی هم نشده .
لطفا کمکم کنید تا بتونم تصمیم درستی بگیرم. با تشکر
به طور کلی در ازدواج توصیه شده است که سن دختر مقداری از سن پسر کوچکتر باشد، این مطلب مبنای فرهنگی و دلایل علمی و روانشناختی روشن دارد و تحقیقات گسترده در این مورد و نیز تجربه ثابت کرده است که در ازدواج هایی که در آن تناسب سنی دختر و پسر به گونه ای که گفتیم رعایت شده باشد، مشکلات کمتری از این جهت وجود دارد و مقدار تفاهم و درک متقابل در زندگی بیشتر است. اگر سن دختر از سن پسر کمتر باشد معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد و همواره مي کوشد مطیع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس مادري، خواهر گونه و يا سرپرست در زن بیشتر مي شود، مثلاً زني که چندین سال و يا بیشتر از شوهرش بزرگتر است، همواره همانند مادر يا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد مي کند. از سوی دیگر، اگر سن مرد بزرگتر باشد، زن می تواند او را به عنوان تکیه گاه بپذیرد و به او تکیه کند. ضمن این که در این صورت، مدیریت خانواده دچار مشکل نمی شود و جذابیت زن برای مرد حفظ می شود و میزان تفاهم و درك متقابل افزایش می یابد. البته همیشه استثنائاتی هم در این میان وجود داشته است که در آن تناسب سنی رعایت نشده، ولی اتفاقاً زندگی موفق و شادی گزارش شده است. اما این را بدانید، این گونه موارد تنها استثناست و هرگز در شرایط معمولی نمی توان زندگی خود را بر چنین اموری استوار ساخت و بر اساس استثنائات بنا نهاد. البته اگر دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در سایر معیارها و ملاک های ازدواج بیشترین تناسب و همخوانی را داشته باشند و تنها در معیار سن مشکل داشته باشند در این صورت، گاهی می توان با بالا بودن سایر معیارها، معیار سن را نادیده گرفت و از آن چشم پوشی کرد، البته به شرط آن که دختر و پسر به آن درجه از فهم و شعور رسیده و از کمالاتی برخوردار باشند که به سادگی بتوانند به وظایف خود عمل کنند به طوری که اخلالی در روابط شان به وجود نیاید و مشکلات زندگی خود را قبل از وقوع آنها پیش بینی کرده و از بروز آنها جلوگیری کنند و یا در صورت بروز مشکلات، با زیرکی و خردورزی راه حل مناسب و راه مقابله با مشکلات را پیدا کنند.
در مورد شما هم مطلب این چنین است یعنی ابتدا می بایست معیارهای و ملاک های اساسی ازدواج تان را بررسی کنید و میزان مطابقت و تناسب خود را بسنجید و در صورت لزوم از یک مشاور ازدواج و روانشناس باتجربه کمک بگیرید و با انجام آزمون های روانشناختی و استفاده از جدول امتیازات، میزان تناسب خود را بررسی کنید. اگر در نهایت معلوم گردد که در معیارهای و ملاک های اساسی ازدواج از تناسب نسبتاً بالای برخوردارید در این فرض، می توانید معیار سن و یک سال تفاوت سنی بین خودتان را نادیده بگیرید.
به طور کلی، با توجه به مشکلات اختلاف برانگیز و دردسرسازی که ممکن است بزرگ بودن سن دختر ایجاد کند ما معمولاً چنین ازدواجهایی را در شرایط معمولی توصیه نمی کنیم و آن را تجویز نمی کنیم. مورد شما نیز از آن موارد قابل تأمل به شمار می رود که نیاز به بررسی همه جانبه دارد و بایستی تأیید چند کارشناس را به همراه داشته باشد. ضمن این که تفاوتی که شما از لحاظ تحصیلی دارید و شما در مقطع دکتری و ایشان در مقطع دیپلم هستند، نشان می دهد که شما علاوه بر عدم تناسب سنی، احتمالاً در معیارهای دیگر هم تناسب کافی ندارید و این هر گونه تصمیم گیری درباره سلامت ازدواج تان را با مشکل رویرو می سازد.
بهتر است بدون افتادن در دام رو در بایستی و بدون دخالت دادن احساسات و بدون هیچ گونه احساس ترحم و دلسوزی، واقعیت ها را در نظر بگیرید و بر اساس آن جلو بروید تا ازدواج موفق و پایداری را پایه ریزی کنید.






