سلام اينجانب مردي 37 ساله هستم كه از كودكي تا كنون دچار كمبود اعتماد به نفس هستم اگرچه يك پزشك هستم ولي در مواجهه با شرايط جديد دچار كمبود اعتماد به نفس مي شوم. اين مسئله نه تنها مسائل كاري من را تحت الشعاع قرار داده از نظر مسائل ديني هم دچار مشكل شده ام. كتابهاي روانشناسي زيادي در اين مورد خوانده ام اما ترس از اينكه دچار تكبر شوم مرا از انجام دستورات اين كتابها منع كرده است. اصلا مرز عزت نفس تكبر احساس گناه و... نمي دانم به شدت دچار غم و سردر گمي هستم. بقيه ازاين شرايط سوئ استفاده مي كنند زيرا دچار عقده حقارت شده ام و نمي توانم حق خود را بگيرم. لطفا راهنمائي كنيد.

از این که می فرمایید:« كتاب هاي روانشناسي زيادي در اين مورد خوانده ام. اما ترس از اين كه دچار تكبر شوم مرا از انجام دستورات اين كتاب ها منع كرده است» می توان استنباط کرد که شما با راهکارهای متعددی برای حل مشکل ضعف اعتماد به نفس خویش آشنا شده اید منتها چون دچار تضاد فکری بوده اید در عمل نتوانسته اید از آن راهکارها به درستی استفاده کنید. به هر حال، زمینه پیدایش این مشکل هر چه بوده باشد، این اطمینان را به شما می دهیم که این چنین مشکلی، درمان پذیر بوده و به راحتی قابل رفع و اصلاح می باشد، کافی است که کمی همت کنید و با تلقین مثبت اراده خود را قوی کنید و راهکارهای درمانی را با دقت، جدیّت و اراده قوی به کار ببرید تا به تدریج اعتماد به نفس تان تقویت شود.
براي روشن شدن مرز ميان اعتماد به نفس و تکبر و غرور، ابتدا بايد تعريفي از اين دو مقوله ارائه بدهیم. اعتماد به نفس يعني خود را باور داشتن؛ احساس اطمینان نسبت به خود؛ باور به استعدادها و توانايي ها و قابليت های ذاتي خويش است. معناي رايج آن، خوداتكايي در برابر اتكاء به ديگران و نوعی خودباختگي در برابر ديگران است. عدم اعتماد به نفس آن است كه انسان با آن كه داراي ارزش‏ها و لياقت‏هاي خاص خود است. ولي خود را ناتوان و ناچيز مي‏پندارد و از همين روي به خود جرئت اقدام به كار را نمي‏دهد گاه ارزش و لياقت‏هاي خود را باور ندارد و گاه در مقايسه با ديگران، آنها را چنان بزرگ و داراي هيبت تصور مي‏كند و چنان در ذهن و خيال خود بزرگ جلوه مي‏دهد كه گویي خودش را برابر آنان چون ذره‏اي در برابر خورشيد مي‏پندارد همين امر باعث مي‏شود وقتي در برابر آنها قرار می گیرد دست و پاي خود را گم كند. رمز پيروزي مردان و زنان بزرگ اين بود كه استعدادها و توانايي‏هاي طبيعي و ذاتی خويش را شناخته‏اند و بر اساس آن جلو رفته اند.
اما تکبر و غرور در لغت به معناي فريفتن خود و به خود باليدن بدون هیچ گونه پشتوانه منطقی است. منشأ اين گونه گرايش، جهالت يا وسوسه ‏هاي شيطاني است بنابراين، كسي كه بر اساس اوهام و خیالات، دچار تکبر و غرور شده است، ارزيابي صحيحي از خود و توانایی های خويش ندارد.
با توجه به تعاريف مذكور، معلوم می گردد كه اعتماد به نفس و تکبر، دو مقوله کاملاً متفاوت و جدا از هم مي‏باشند. چه بسا ممكن است فردي متکبر و مغرور باشد، ولي اصلاً اعتماد به نفس نداشته باشد و برعكس، ممكن است كسي اعتماد به نفس داشته باشد، ولي متکبر و مغرور نباشد. اگر فردي كه اعتماد به نفس دارد، توانايي‏هاي خود را به درستی بشناسد و آن را فضل و رحمتي از جانب خدا بداند و عامل اساسي آن را به خدا نسبت دهد، دیگر هواي نفسي باقي نمي‏ماند تا دچار غرور و تکبر شود.
«هورناي» نظريه پرداز معروف، اعتماد به نفس بدلي را همان تکبر و غرور ناسالم مي‏داند. كسي كه اعتماد به نفس حقيقي دارد، پس از شناخت صحيح از خود و توانایی هایش، به پرورش قوه‏ها و شکوفایی استعدادهايش مي‏پردازد، در حالي كه مغرور، زير پايش خالي است، يعني در جهل مركب قرار دارد و در واقع، تصور غلط از توانايي‏هاي خود دارد، پس هرگز قوه ‏هايش به فعليت نمي‏رسد.
اما كسي كه اعتماد به نفس دارد، به توانایی ها و استعدادهای خود ایمان دارد و مشكلات و سختي‏ها را درك مي‏كند و به حل آن‏ها مي‏پردازد و برخورد منطقي با مشكلات دارد، در حالي كه متکبر و مغرور، به دليل سهل انگاشتن دشواري‏ها و تكيه بر توانایی و انرژي خيالي خود، آسيب‏پذير، حساس و شكننده است. مغرور، از نارسايي‏هاي وجود خود بي اطلاع است، از اين رو هيچ گاه درصدد جبران نارسايي‏ها و بهبود نقايص خود برنمي‏آيد، اما شخصي كه اعتماد به نفس دارد، از نقاط ضعف خود آگاه است و جهت رفع آن تلاش مي‏كند.
اگر عامل احساس گناه، گناه و اشتباه واقعی باشد و این گونه احساس به افراط کشیده نشود، سازنده است و زمینه برگشت و اصلاح را فراهم می کند، اما اگر به افراط کشیده شود و یا منشأ خیالی داشته باشد، اضطراب فزاینده ای را ایجاد می کند که باعث از دست دادن اعتماد به نفس شده و بازدهی فرد را به شدت کاهش می دهد و او را به سوی ناتوان سازی سوق می دهد.
منشأ اصلی احساس حقارت و خود کم بینی، عدم اعتماد به نفس است که با تقویت اعتماد به نفس، این احساس نیز برطرف می گردد.
در ادامه به برخی از راهکارهای تقویت اعتماد به نفس و شیوه پرورش آن اشاره می کنیم:
۱- هرگز خود و توانایی های تان را با دیگران مقایسه نکنید. همیشه به یاد داشته باشید که انسان ها با هم متفاوت اند. دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام هیچ کاری را نخواهید داشت.
۲- توانایی های خود را مد نظر قرار دهید و خود را دست کم نگیرید. سعی کنید ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. فهرستی از توانایی های خود تهیه کنید و هر روز آنها را مرور کنید و بر تعداد آن بیفزایید.
۳- فهرستی از کارهایی که تاکنون انجام داده اید و در آنها موفق بوده اید تهیه کنید و روی آنها متمرکز شوید.
۴- با افراد مثبت و دارای اعتماد به نفس نشست و برخاست کنید و سعی کنید از آنها الگوبرداری کنید.
۵- امروزه درمان های زیادی برای این مشکل وجود درد و جلسات بسیاری هم برای این منظور تشکیل می شود. سعی کنید در این گونه جلسات و کلاس های تقویت اعتماد به نفس شرکت کنید و یا با مطالعه کتاب و تهیه نوار و سی دی، اعتماد به نفس از دست داده خود را باز یابید.
۶- در صورت صلاحدید و تمایل از یک روانشناس باتجربه کمک بگیرید و راهکارهای درمانی را به کمک و همراهی او تمرین کنید.