به نام خدا.وباسلام وعرض خسته نباشیدخدمت همه ی دست اندرکاران سایت پاسخگو
سوال:چرابه گفته ی قران کریم حضرت لوط برای حفظ ابروی خودجلوی مهمانان حاضرشددختران پاکش رابه نکاح قوم بدکارخود دراورد که انهاقبول نکردند

گويا در اين پرسش تفسير شهاب ثاقب به شهاب سنگ دنيوي قطعي تلقي شده است در حالي كه بين مفسرين در اين زمينه اختلاف نظر است و هرچند كه جريان رانده شدن شياطيني از جن بوسيله شهاب ثاقب در آيات متعددي از قرآن مطرح شده است(1) و قرآن آن جريان را بازگو كرده و اما در اين كه معنا و تفسير دقيق اين آيات چيست و آيا مراد از شهاب همان شهاب سنگ عرفي است يا نه؟ بين مفسران قرآن ‌پژوه اختلاف نظر وجود دارد:
برخی از اندیشمندان بر این نظرند که کلمة «سماء» در آیه اشاره به آسمان دنیا است. کلمة شهاب اشاره به سنگ های سرگردانی است، که از سیارات یا ستاره های در حال انفجار جدا شده، در پهنه فضای آسمان وسیع در حرکتند. گاه که در حوزه جاذبه سیاراتی چون زمین قرار می‌گیرند و به سوی آن کشیده می‌شوند، بر اثر سرعت برخورد و با امواج هوای داغ و سوزان، شعله‌ور و خاکستر می‌شوند.(2)
اما برخی از اندیشمندان دیگر مانند علامه طباطبایی این نظریه را صحیح نمی‌داند. در تفسیر آیه می‌گویند: منظور از آیه که می‌فرماید: «ما آسمان‌ها را از استراق سمع شیطان‌ها به وسیله «شهاب» ها حفظ می‌کنیم» از قبیل تشبیه، کنایه و ذکر مثال است. در اصطلاح جنبه سمبلیک دارد. این تشبیه و کنایه و مثال برای روشن شدن حقایق غیر حسی در لباس حسی ذکر شده، همان طور که خدا در سوره عنکبوت، آیة 43 می‌فرماید: «این ها مَثَل‌هایی است که برای مردم می‌زنیم و جز دانشمندان و عالمان آن را درک نمی‌کنند».
علامه طباطبایی در ادامه می‌گوید:
منظور از آسمان در آیة فوق (که جایگاه فرشتگان است) یک عالم ملکوتی و ماورای طبیعت است که از جهان محسوس برتر و بالاتر است. منظور از نزدیک شدن شیطان‌ها به آسمان برای استراق سمع و پرتاب کردن شهاب و سنگریزه به آن ها آن است که شیطان‌ها می‌خواهند به جهان فرشتگان نزدیک شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده آگاهی یابند، ولی فرشتگان شیطان‌ها را با انواری معنوی که دارند می‌رانند(3) و كلمه" شهاب" به معناى ستارگانى است كه در فضا به سرعت حركت مى‏كنند و نابود مى‏شوند و كلمه" ثاقب" از" ثقوب" است كه به معناى فرو رفتن و نفوذ چيزى در چيز ديگر است. و" شهاب" را از اين بابت" ثاقب" ناميده‏اند كه از هدف خطا نمى‏رود و همواره به هدف مى‏خورد.(4)
گروه سوم از مفسران جنبه تمثیلی را جدی تردانسته، بر این عقیده‌اند که منظور از آسمان در آیه، آسمان حق و حقیقت است . شیطان‌ها می‌کوشند که به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند و مردم را فریب دهند. اما ستارگان و شهاب‌ها (که رهبران الهی و علما و دانشمندان هستند) با امواج قلم و گفتارشان شیطان‌ها را عقب می‌رانند و طرد می‌کنند.(5)
حال با توجه به اين سه قول فقط بنا بر قول اول مي توان شهاب ثاقب را به شهاب سنگ متعارف امروزي تفسير كرد و اگر نظریه گروه دوم و سوم را بپذیریم، نمي توانيم شهاب ثاقب را به شهاب سنگ‌های متعارف و دنیایی تفسير كنيم.
و اما در جواب اين سوال كه چرا خداوند متعال برای جلوگیری ازشنود اخبار آسمان ها از شهاب سنگ(به هر معنايي كه اخذ شود) برای دورکردن شیاطین استفاده می کند نه چيز ديگر؟ مي گوييم كه در متن آيات و روايات در اين زمينه چيزي نيامده است. لذا ما از فلسفه و حكمت قطعي اين انتخاب الهي بي خبر هستيم و اما مي توان با توجه به ديگر آيات و روايات وارده در مورد اجنه و شياطين حكمت اين انتخاب الهي را بطور ظني بيان كرد و گفت كه در آياتي از قرآن آمده است كه خداوند مي فرمايد كه جن را از شعله آتش خلق كرده است« وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نار»(6) همان طور که انسان از خاک آفریده شده است. و از طرف ديگر عالم ماده عالم علت و معلول و اسباب و مسببات است و بايد بين علت و معلول سنخيتي وجود داشته باشد و سببي كه متناسب با ذات شياطين از اجنه باشد آتش و اشياء نوري است و شهاب ثاقب طبق دو تفسير اولي يا پاره سنگي آتشين جدا شده از ديگر سيارت است و يا انوار معنوي ملائك است كه از شدت نورانيت باعث رانده شدن شياطين مي شود و اين با ذات اجنه و شياطين سازگار است و شايد علت و حكمت اين انتخاب الهي سازگاربودن شهاب ثاقب با ذات شياطين از اجنه باشد.
و اما در جواب اين قسمت از سوال كه چرا شیاطین را همانند انسان هاي عادي ناتوان از این کار نکرده است؟ مي گوييم كه اگر قرار بود كه خداوند اجنه را نيز همانند انسان خلق مي كرد و همان توانايي ها و استعدادهاي انساني را به آنها مي داد ديگر آنها جن نمي شدند. بلكه انسان مي شدند و اين اقتضاي ذاتي و وجودي اجنه است كه مي توانند بعضي از كارهايي را انجام دهند كه انسانها از انجام آن عاجزند، همانطور كه انسانها بعضي از رفتارها و كارهايي را انجام مي دهند كه اجنه از انجام آن عاجزند و همه این توانایی ها و منع ها زمینه آزمون بندگی موجودات است.
این که اجنه قبلا مي توانستند به استراق سمع بپردازند و بعد از بعثت حضرت رسول (ص) ديگر نمي توانند و خداوند متعال امكان اين كار را از آنها گرفته است مي تواند علت ها و مصلحت هاي فراواني مانند آزموده شدن جنیان به کاری که می توانند و نسبت به آن اشتیاق دارند. اما از آن نهی شده و به آن آزموده می شوند، یا عنایت بیشتر خداوند به بشر به جهت رهایی از برخی مشکلات ناشی از جانب اجنه و ... اشاره كرد.
در هر حال اگر بناي خداوند بر منع و جلوگیری از یک نتیجه نادرست باشد، این امر می تواند به شکل عدم وجود مقتضی یا به شکل ایجاد مانع تکوینی یا تشریعی انجام شود که در برخی موارد مصلحت اقتضا دارد که مقتضی وامکان اولیه یک امر باشد، اما خداوند با ایجاد مانع تکوینی و یا تشریعی جلوی ان را بگیرد چنان که در مورد استراق سمع جنیان انجام شد.
پي نوشت ها:
1. سوره الصافات (37)، آيه 10؛ سوره الجن (72)، آيه8-9.
2. ر.ك، ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه 1374، ج 11، ص 44، كه اين قول را از فخر رازی، در تفسیر کبیر؛ و آلوسی در روح المعانی ذكر كرده است.
3. علامه طباطبائي، الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي، قم ،1374ش، ج‏17، ص 188.
4. همان، ج‏17، ص 186.
5. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه 1374، ج19، ص22.
6. الرحمن(55)، آيه 15.