با سلام و تبریک عید نیمه شبان
همان طور که میدانید در آیه های 125 و 124 بقره آمده:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿۱۲۴﴾
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿۱۲۵﴾
و میدانیم که منظور این دو آیه نرسیدن امامت به نسل اسحاق (ع) است
اما میدانیم که:
مادر امام زمان از نسل حضرت اسحاق هستند . پس میتوان گفت که امام زمان از نسل اسحاق (ع) است .
چکونه میتوان به این تناقض ظاهری پاسخ داد؟؟؟
با تشکر فراوان
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
منظور ازاین دو ایه چنین نیست که امامت به نسل اسحاق نمی رسد چون حضرت موسی امام بود واز نسل اسحاق است. ظالم كيست؟
منظور از" ظلم" در جمله" لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
" تنها ستم به ديگران كردن نيست، بلكه ظلم (در برابر عدل) در اينجا به معنى وسيع كلمه به كار رفته و نقطه مقابل عدالت به معنى گذاردن هر چيز به جاى خويش است.
بنا بر اين ظلم آن است كه شخص يا كار يا چيزى را در موقعيتى كه شايسته آن نيست قرار دهند.
از آنجا كه مقام امامت و رهبرى ظاهرى و باطنى خلق، مقام فوق العاده پر مسئوليت و با عظمتى است، يك لحظه گناه و نافرمانى و سوء پيشينه سبب مىگردد كه لياقت اين مقام سلب گردد.
در احاديث مىخوانيم كه امامان اهل بيت ع براى اثبات انحصار خلافت بلافصل پيامبر ص به على ع به همين آيه مورد بحث استدلال مىكردند، اشاره به اينكه ديگران در دوران جاهليت بتپرست بودند، تنها كسى كه يك لحظه در مقابل بت سجده نكرد على ع بود، چه ظلمى از اين بالاتر كه انسان بت پرستى كند، مگر لقمان به فرزندش نگفت: يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ:" اى فرزندم شريك براى خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيمى است" (لقمان- 13).
بعنوان نمونه" هشام بن سالم" از" امام صادق" (ع) نقل مىكند كه فرمود:
قد كان ابراهيم نبيا و ليس بامام، حتى قال اللَّه إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي فقال اللَّه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ، من عبد صنما او وثنا لا يكون اماما:
" ابراهيم پيامبر بود پيش از آنكه امام باشد، تا اينكه خداوند فرمود من تو را امام قرار مىدهم، او عرض كرد از دودمان من نيز امامانى قرار ده، فرمود:
پيمان من به ستمكاران نمىرسد، آنان كه بتى را پرستش كردند امام نخواهند بود.
در حديث ديگرى" عبد اللَّه بن مسعود" از" پيامبر" ص نقل مىكند كه: خداوند به ابراهيم فرمود:
لا اعطيك عهدا للظالم من ذريتك، قال يا رب و من الظالم من ولدى الذى لا ينال عهدك؟ قال من سجد لصنم من دونى لا اجعله اماما ابدا، و لا يصلح ان يكون اماما!:
" من پيمان امامت را به ستمكاران از دودمان تو نمىبخشم، ابراهيم عرض كرد: ستمكارانى كه اين پيمان به آنها نمىرسد كيانند؟ خداوند فرمود: كسى كه براى بتى سجده كرده هرگز او را امام نخواهم كرد و شايسته نيست كه امام باشد"(1)
افزون براین خود قران با صراحت إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ را امام می داند: (وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً، وَ كُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ، وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا، ما بابراهيم، اسحاق را داديم، و علاوه بر او يعقوب هم داديم، و همه را صالح قرار داديم، و مقرر كرديم كه امامانى باشند بامر ما هدايت كنند). و نيز مىفرمايد: (وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا، وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ، و ما از ايشان امامانى قرار داديم كه بامر ما هدايت مىكردند، و اين مقام را بدان جهت يافتند كه صبر مىكردند، و بآيات ما يقين مي داشتند). (2) برای اگاهی بیشتر به تفسیر نمونه والمیزان ذیل ایه 124 بقره، مراجعه نمائید.
پی نوشت ها:
1. تفسير نمونه، ج1، ص442 - 443.
2. سوره انبياء آيه 73 ؛ ترجمه الميزان، ج1، ص 410.






