درچه صورت صحبتهای ماغیبت محسوب میشود؟اگربدون کم وزیادکردن فقط شرح واقعه کنیم بازهم غیبت محسوب می شود؟
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
غیبت در اصطلاح به این معنا است که شخص از عیب برادر دینی اش مطلع شود و در حالی که باز گو کردن آن عیب در عرف ناپسند و ناراحت کننده هست، آن را برای دیگری بازگو کند، خواه عیب و نقص در بدن شخص باشد مثل این که بگویی فلانی کور یا کوتاه یا بلند است، یا در صفات و اقوال و اخلاق شخص باشد، مثل این که بگویی بد اخلاق یا ریاکار است و .... و تعریف امام خمینی نیز این گونه است :«غيبت عبارت است از ذكر كردن انسان را در حال غايب بودنش به چيزى كه خوش آيند نيست نسبت دادن آن را به سوى او، از چيزهايى كه پيش عرف مردم نقصان است، به قصد انتقاص و مذمت او.»(1)
در هر حال، شرايط و قيودى كه فقها برای غیبت آوردهاند عبارت است از:
الف. غيبت جنبه كشف سرّ و افشاگرى داشته باشد. بنابر اين، بازگو كردن عيب ها و گناهان آشكار غيبت نيست و گناه غيبت بر آن بار نمىشود، هر چند ممكن است از لحاظ توهين و تحقير يا اشاعه فحشاء ممنوع و حرام بوده و كيفر و عقوبتش با درجه اين گناه تناسب نداشته باشد.
ب. عيب مذكور دروغ نباشد، يعنى در شخص مورد غيبت وجود داشته باشد. پس، اگر واقعيت نداشته باشد تهمت است.
ج. انگيزه عيبجويى در ميان باشد. بنابر اين، اگر ذكر عيوب ديگران براى حفظ مصلحت آنان باشد شرعا اشكالى ندارد، هر چند طرف مقابل راضى نباشد. مثلا بازگو كردن خصوصيات بيمار نزد پزشك از اين قبيل است كه مصلحت بيمار در افشاى آن است، هر چند ممكن است بيمار در بدو امر از اظهار آن ناراحت شود. همچنين ذكر محاسن اشخاص به عنوان تعريف و تمجيد آنها غيبت نيست، هر چند آنها از افشاى محاسن خود ناراحت شوند. البته در صورتى كه افشاى محاسن موجب اذيت و آزار شخص شود كار خوبى نيست. لكن نه به عنوان غيبت بلكه به عنوان ايذاء برادر مؤمن، كه براى خود حكم جداگانهاى دارد.
د. شخص مورد غيبت ، مشخص باشد، چه با ذكر نام و ساير مشخصات يا با اشاره و كنايه، به طوري كه شنونده طرف را بشناسد. پس، اگر كلى و نا معلوم باشد و يا آنكه شنونده او را نشناسد غيبت محسوب نمىشود.
ه. شخص مورد غيبت مسلمان و برادر دينى انسان باشد. بنا بر اين، غيبت كافران و مشركان و ملحدان اشكالى ندارد.
و. شخص مورد غيبت متجاهر به فسق نباشد. پس، اگر كسى آشكارا مرتكب گناه مىشود غيبت او جايز است، زيرا چنين شخصى از گناه كردن و گناهكار بودن باكى ندارد و از اينكه مردم رفتار ناشايسته او را بفهمند، هراسى به دل راه نمىدهد. (2)
پس اگر اتفاقی آشکارا افتاده است و همه می دانند و یا خبر، عرفا ناراحت کننده نیست، یا خبری که می گویید اصلا متضمن عیب کسی نیست، بازگو کردن آن مشکلی ندارد و غیبت نیست. البته این بی اشکال بودن، تا وقتی است که اعلان خبر بدون کم و کاست باشد و مشتمل بر تمسخر و یا توهین یا کنایه و یا موارد دیگر نباشد والا از این جهت حرام خواهد بود.
و اگر فردی کاری را مخفیانه انجام داده، بهتر است خبر را با ذکر نام آن فرد یا به نحوی که نام آن معلوم شود، بیان نکنید،البته شما می توانید در مواردی که نمی دانید غیبت می شود یا نه احتیاط کنید و بدون اینکه نام آن فرد را ببرید و یا آن فرد مشخص بشود، ماجرا را بازگو کنید. مثلا بگویید یک کسی فلان کار رو کرده است؛ در این صورت غیبت نمی شود.
موفق باشید.
پینوشتها:
1. إمام خميني، چهل حدیث، مؤسسة تنظيم و نشر آثار إمام خميني، چاپ بیستم، 1378 ش، ص 301.
2. مهدوي كني، محمدرضا، نقطه های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، 1376، ص 140 و 141.






