بسم تعالی
با سلام و عرض احترام
با توجه به آیه 31 سوره مبارکه نور؛ مفهوم زینت در قسمت "وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ" آیا نمیتواند به مفهوم زینتهای درونی و فیزیکی زنان تلقی شود ؟
چرا که در ادامه میفرمائید "إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا".
پس اینطور برداشت میشود که زینتهای زنان منظور همان زیبایی های بدنی و فیزیکی ایشان است چرا که اشاره داشته مگر از آنچه قهراً آشکار است که این موضوع مصداق زینتهای مصنوعی چون طلا و ... نمیباشد چرا که ایشان به هیچ عنوان اجباری در آشکار شدن ندارند.
ضمن آنکه خواهشاً بفرمائید مفهوم "إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا" و حدود این اشکار بودن چطور دریافت میشود ؟
آیا خود قرآن اشاره به ایشان نداشته است ؟ و الزام به استفاده از احادیث هستیم ؟
با تشکر و عرض احترام فراوان
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پرسشگر محترم استاد مطهری در کتاب "مسأله حجاب" این آیه را مطرح کرده و سؤال های شما را به تفصیل جواب داده است. ایشان می نویسد:
به چند دليل مىتوان گفت كه پوشش وجه و كفين واجب نيست:
1. آيه «پوشش» كه همان آيه 31 سوره نور است و براى بيان اين وظيفه و تعيين حدود آن است پوشانيدن وجه و كفين را لازم نشمرده است. در اين آيه به دو جمله مىتوان استناد جست. يكى جمله «وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها» و ديگر جمله «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيوبِهِنَّ»..
در مورد جمله اول ديديم كه اكثر مفسران و عموم روايات، خضاب و سرمه و انگشتر و دستبند و امثال اينها را مصداق مستثنى (الّا ما ظَهَر) دانستهاند. اين زينتها زينتهايى است كه در چهره و دو دست تا مچ صورت مىگيرد. خضاب و انگشتر و دستبند مربوط به دست است و سرمه مربوط به چشم.
كسانى كه پوشش وجه و كفين را واجب مىدانند بايد استثناء «الّا ما ظَهَر» را منحصر بدانند به لباس رو، و واضح است كه حمل استثنا بر اين معنى بسيار بعيد و خلاف بلاغت قرآن است. مخفى داشتن لباس رو، به علت اينكه غيرممكن است، احتياج به استثنا ندارد؛ گذشته از اينكه لباس را وقتى مىتوان زينت محسوب كرد كه قسمتى از بدن نمايان باشد. مثلًا در مورد زنان بىپوشش مىتوان گفت كه لباس آنها يكى از زينتهاى آنهاست، ولى اگر زن تمام بدن را با يك لباس سرتاسرى بپوشاند چنين لباسى زينت شمرده نمىشود.
خلاصه اينكه ظهور آيه را در اينكه قسمتى از زينت بدن را استثنا مىكند نمىتوان منكر شد، و صراحت روايات هم ابداً قابل ترديد نيست.
در مورد جمله دوم بايد گفت: آيه دلالت دارد كه پوشانيدن گريبان لازم است، و چون در مقام بيان حدّ است اگر پوشانيدن چهره هم لازم بود بيان مىكرد.
دقت فرماييد! «خِمار روسرى» اساساً براى پوشانيدن سر وضع شده است. ذكر كلمه «خُمُر» در آيه مىفهماند كه زن بايد روسرى داشته باشد، و واضح است كه با روسرى پوشانيدن مربوط به سر است، و اما اينكه غير از سر آيا قسمت ديگرى را هم بايد با روسرى پوشانيد يا نه، بستگى به بيان آن دارد و چون در آيه فقط زدن دو طرف روسرى بر گريبان مطرح است معلوم مىشود كه همين مقدار واجب است.(1)
بنا بر این زینت های مصنوعی چون طلا و ... اگر روی دست تا مچ باشد، پوشیدن لازم نیست و اگر روی موضعی غیر اینها باشد، لازم است.
اما این که پرسیده اید آیا خود آیات دلالت بر معنا ندارد و ما حتما باید به روایات هم مراجعه کنیم؟ قرآن دلالت بر معنا دارد ولی چون افرادی ممکن است اشتباه برداشت کنند یا در برداشت خود غرض داشته باشند، باید برداشت خود را با روایات تطبیق کنیم تا از اشتباه در امان باشیم. پیامبر و امامان معیار هستند تا ما گرفتار تفسیر های غلط و اشتباه نشویم.
پی نوشت ها:
1. مطهری، مسأله حجاب، تهران، صدرا، ص 512.






