با سلام . دختر 22 ساله ای هستم از یه خانواده مذهبی که همه دخترا و پسرای در فامیل ازدواج کردن فقط بنده مجردم خیلی احساس تنهایی میکنم بابت این ازدواج خیلی دعا کردم و انواع دعاهایی که برای ازدواجرو خوندم ولی تا حالا موقییت ازدواج پیش نیومد احساس میکنم خدا منو نمیبینه که حرفامو نمیشنوه و اجابت نمیکنه خسته شدم واقعا خستم دوس دارم سریع ازدواج کنم چه بکنم کمکم کنید نیاز دارم

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ازدواج به خودي خودي هيچ امر مطلوبي به حساب نمي آيد و اين ازدواج موفق و به هنگام است كه مطلوبيت دارد.
اين گونه نيست كه همه دختران فاميل يا غير فاميل پس از ازدواج ره سعادت و خوشبختي بپيمايند و بر طبق آمارها لااقل يك پنجم تا يك سوم آن ها دچار طلاق قانوني و درصد بالاتري دچار طلاق عاطفي مي شوند. اين ازدواج هاي نافرجام ريشه در عوامل بسياري دارد كه از جمله آنها نا بهنگام بودن آن ها مي باشد. چه بسا دختري كه در 22 سالگي ازدواج مي كند (و كارش خداي ناكرده به طلاق عاطفي يا قانوني مي انجامد) اگر در 26 سالگي ازدواج مي كرد به مراتب زندگي بسامان تري داشت. از اساس شتاب زدگي در امر ازدواج اشتباه است و نبايد به هيچ وجه در اين امر مهم و سرنوشت ساز عجله كرد. چه بسا در كوتاه مدت يا ميان مدت با بروز تدريجي اختلافات احتمالي در ميان همين ازدواج كرده هاي فاميل به ماهيت ناگوار شتاب زدگي در ازدواج پي ببريد.
نكته ديگر اين كه خداوند عقل كل است و داناي به همه چيز. پس هيچ گاه خداوند دعاي بنده اش را بر خلاف مصلحت دو دنياي او مستجاب نمي كند. اگر شما شبانه روز به دعا بپردازيد تا خداوند مصلحت و حكمتش به ازدواج شما تعلق نگيرد باز شما كماكان مجرد مي مانيد. اين تجرد مصلحت آميز به مراتب از ازدواج غير مصلحت آميز بهتر و كامبخش تر است. پس نيازي به ترك دعا براي تعجيل در ازدواج نيست، ولي بايد اين قيد حياتي را به آن افزود كه «خدايا اگر ازدواج در اين شرايط زماني و سني به مصلحت من است آن را براي من مقدر بفرما».
خداوند اين دعاي عاقلانه و دورانديشانه شما را زودتر پاسخ خواهد داد تا دعاي سراسر احساس نياز و اضطرار. بسياري از دختران متأهل امروز حسرت يك لحظه دوران تجرد شما را مي خوردند و آرزو دارند اي كاش به جاي اين زندگي جهنمي به همان شرايط تنهايي دوران تجرد رضايت مي دادند.
نكته ديگر اين كه صرفاً به شرايط فاميلي ننگريد و نيم نگاهي به شرايط جامعه پيرامون خود داشته باشيد. شما اگر در دور افتاده ترين روستاهاي كشور زندگي مي كنيد باز بي تأثر از شرايط اجتماعي تان و جبرها و اقتضائات اجتماعي نيستيد. امروز سن ازدواج دختران بالا رفته و شما لااقل تا 35 سالگي براي يك ازدواج صددرصد موفق فرصت داريد.
نكته ديگر اين كه به هر دليلي شايد مقدر شما ازدواج در همين هفته آينده يا احيانا يا خداي ناكرده در 35 سالگي باشد. بالاخره بسياري از امور عالم از دايره اختيار ما خارج است و ما نمي توانيم زياد نقش تعيين كننده اي در روند حوادث جهان داشته باشيم. پس اين بي تابي صددرصد اشتباه و آسيب زاست و از نظر ما روان شناسان هر گونه تشديد ذهني اين مسأله به بروز برخي اختلالات رواني در شما مي انجامد. آيا معقول است كه ما به خيال خود خداوند را تحت فشار بگذاريم و به همين سبب بر فشارهاي رواني خود بيفزاييم؟ آيا اين فشارهاي رواني بي دليل باعث بروز برخي نا هنجاري روحي مانند اضطراب، افسردگي در شما نخواهد شد؟ آيا اين اصرار ناپخته و افراطي باعث بله گفتن غير دور انديشانه و غير همه جانبه نگر شما به اولين خواستگار نخواهد شد؟ و آيا هر خواستگاري از راه آمد مي تواند نقش شوهر آينده شما را ايفا كند؟ قطعاً اين فشارهاي خود ساخته به ضرر شما تمام خواهد شد آيا يك ازدواج معمولي با يك پسر معمولي آن قدر ارزشمند است كه شما به خاطر آن دست از دين و باورهاي مذهبي خود بشوييد و ده ها آيا ديگر.
توصيه مي شود در حد امكان تمركز خود را به طور كامل از مسأله ازدواج برداريد و بر ساير امور مثبت و اختياري زندگي ببريد اين خودتلقيني ها (كه شيطان هم در بروز و تداوم آن بي تأثير نيست) را در حد امكان تعديل نماييد و به جاي آن به خود اين تلقين مثبت را نماييد:«اگر ازدواج من 10 سال به تأخير بيفتد، بهتر است كه به ازدواج نابهنگامي تن دهم كه فرجامي جز طلاق عاطفي و قانوني و البته فاصله گيري روز افزون از خدا نداشته باشد».