چند سال قبل ارتباطی داشتم با دوست پسرم. ایشون بارها ازم چنین چیزی را خواسته بودن و نهایتا این اتفاق افتاد. حتی با وجود قبول کردن یک روز مانده بود به اون روز لعنتی ازش خواستم که دست بکشه منتهی با تهدیدش مواجه شده از اینترنت جستجو کردم آقای سیستانی گفته بود یه جمله ای رو بخونن می تونن با هم ارتباط داشته باشن من ایشون مرجع تقلید من نبود ولی تو این مسئله به ایشون مقلد شدم و خیلی راحت قبول کردم.اون روز قبل اینکه بی حجاب بشم اون جمله رو به عربی خووندم. ارتباط از عقب با هم داشتیم. متاسفانه بعد از اون روز عذاب وجدان شدیدی گرفتم از بابت خیانتی که در قبال خدا و خانواده ام کرده بودمو به شدت از ایشون متنفر شده و ارتباطم را قطع کردم حتی یک ماه بعد باهام تماس گرفت که من دلم تنگ شده و فلان... چون می دونستم چه نقشه ای داره به شدت باهاش برخورد کردم . بعد یه مدتی ارتباط تلفنی با کسای دیگه هم داشتم. ولی الان یکسال ازدواج کردم و تو این مدت ارتباط تلفنی با مرد نامحرم داشتم ولی از یک ماه قبل تصمیم گرفتم دست نامحرم رو از زندگیم کوتاه کنم تا شاید خدا بهم رحم کنه. میخوام برام بگین با این جرایم چه عذابی در انتظارم خواهد بود. آیا من مرتکب زنا شده ام؟

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
خواهر گرامی از پیش آمد و وقایعی که برایتان اتفاق افتاده بسیار متأثر و متأسف شدیم. ولی خدا را شاکر و بسیار خرسندیم که شما را از منجلاب و آلودگی گناه و حکومت شیطان نجات داده و به وادی نور و روشنایی و حکومت خود دعوت نموده؛ الحمد الله که شما ندای خدای رحمانِ هدایت کننده را از درون احساس کردید و به آن لبیک گفته اید، هزاران آفرین بر شما؛ در روایت وارد شده پيغمبر (ص) فرمودند: إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا ؛(1)براى پروردگار شما در دوران عمرتان نسيم هاى رحمتى است، بهوش باشيد و خود را در معرض آنها در آوريد».
این نسیم اکنون و در این هنگام بسوی شما وزیده و خوشبختانه شما خواسته یا نا خواسته خود را در معرض این نسیم رحمت، قرار داده اید و تصمیم خوبی اتخاذ کرده اید، حال که چنین است همت خود را بالا بدارید و در برابر وساوس شیطانی که ممکن است خدای ناکرده بعداً گریبان گیرتان شود استقامت کنید و دست رد بر سینۀ آن راندۀ درگاه رحمت الهی بزنید.
خواهر گرامی! آیت الله سیستانی در ازدواج موقت اذن پدر را شرط می داند و شما نباید بدون اجازۀ پدرتان چنین عقدی را جاری می کردید به همین دلیل متأسفانه ندانسته گرفتار دام شیطان و گناه بزرگی شدید شما باید به خاطر ارتباطتان با آن آقا و دیگران توبه کنید، حقیقت توبه و استغفار، پشیمانی از گناه گذشته و عزم و تصمیم بر عدم ارتکاب آن در آینده است. اگر این حالت برای کسی پیش آمد، این نشانه توبه واقعی است و پذیرفته شدن آن حتمی است.
الحمدلله قدم اول که پشیمانی است در شما ایجاد شده باید استقامت کنید و با توکل بر خدا راه پاکی را در پیش بگیرید تا توبۀ واقعی محقق شود؛بعد از توبه مطمئن باشید رحمت خداوند در انتظار شما خواهد بود چرا که این وعدۀ خداست که فرموده: «وَ هُوَ الَّذِی یقْبَلُ التَّوْبةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یعْفُوا عَنِ السَّیئاتِ؛ (2) او است که توبه را از بندگانش پذیرا می‏شود و گناهان را می‏بخشد».
از آن جا که وعده خدا تخلف ناپذیر است، برای انسان یقین حاصل می‏شود که توبه همان، و قبولی همان؛ هیچ حالت انتظاری برای قبولی توبه نیست.
حال که ازدواج کرده اید تمام هم و غم خود و تمام عواطف واحساسات خود را بذل همسرتان کنید و با او مهربان باشید و نیازهای عاطفی و جنسی خود را بوسیلۀ ایشان ارضاء و تأمین کنید تا هم به آرامش روح و روان خود دست پیدا کنید و هم موجبات همسر و بعد رضایت خدا را فراهم نمایید زیرا در روایت وارد شده رضایت خداوند در رضایت همسر است، امام باقر (ع) فرمودند: لا شَفيعَ لِلمَرأَةِ أَنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها؛هيچ شفيعى براى زن نزد پروردگارش نجات بخش تر از رضايت شوهرش نيست.(3) خود را در مسیر انسانی قرار داده و به تکالیف الهی گردن نهید و واجبات و محرمات را رعایت کرده ،با وسائط فیض الهی یعنی چهارده معصوم علیهم السلام ارتباط داشته باشید تا به مرور زمان نور الهی سراسر وجودتان را فرا بگیرد و تاریکی گناه را از وجودتان محو کند تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشید.
پیشنهاد می کنیم کتابهای زیر را مطالعه فرمایید:
1. روابط نامشروع دختران و پسران؛ محسن ماجراجو، ناشر: لاهوت.
2.توبه، بازگشت به فطرت؛جواد محدثی،
3. بهشت خانواده؛ دکتر سید جواد مصطفوی.
4ـ همسران برتر؛ غلامعلی افروز
ما را از احوال خود با خبر کنید و اگر سوالی بود در مکاتبۀ بعدی از ما خواستار باشید.
خوشبخت و سعادتمند باشید.
پینوشتها:
1. علامه مجلسی، بحارالانوار، اسلاميه‏، تهران‏، مکرر، ج 68، ص 221.
2. شوری (42) آیه 25.
3. شيخ صدوق‏، الخصال‏، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1362 ش‏، ج 2، ص 588.