با سلام
در مورد حضرت آدم سوالهای زیادی تو ذهنم هست
_ ابتدا می خواستم یه منبعی را معرفی کنید که داستان حضرت آدم را به طور کامل و صحیح درش باشه همراه با لطایف آن_
اما سوال:
چیزی که من شنیدم اینه که شیطان بر آدم سجده نکرد و رانده شد بعد از اون آدم و حوا داخل بهشت بودند که شیطان اونا را گول زد
1_ شیطان که رانده شد آیا از بهشت رانده شد
2_ اگر از بهشت رانده شد چه جوری وارد بهشت شد و آدم و حوا را گول زد
با تشکر
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم، گرفتار لعن ابدی گردید و رانده شد؛ اما نه از بهشت، بلكه از درگاه خداوند و عالم ملكوت. به يقين، تا ابد هم به آن حريم و همچنين به بهشت اخروي راه ندارد. در واقع اخراج شيطان، به معناي تنزل مقام و مرتبه شیطان از جايگاه بلندي بود كه نزد خداوند يافته بود، نه اخراج از مكان معين و مشخصي همچون بهشت. اين همان حقيقتي است كه در قرآن تحت عنوان "هبوط" بيان شده است. خداوند در باره جریان اخراج ابليس مي فرمايد:
«قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرين»؛ (1) «گفت: از آن (مقام و مرتبهات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى».
علامه طباطبائي در توضيح اين آيه مي فرمايد:
«جمله "فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ" تأكيد است براى جمله "فَاهْبِطْ مِنْها"؛ براى اين كه "هبوط" همان خروج است و تفاوتش با خروج، تنها در اين است كه هبوط، خروج از مقامى و نزول به درجه پايينتر است. همين معنا خود دليل بر اين است كه مقصود از هبوط، فرود آمدن از مكان بلند نيست؛ بلكه مراد، فرود آمدن از مقام و مرتبه بلند است ... . (2)
در هر حال، روشن است كه شيطان بعد از اين رانده شدن، ديگر نمي توانست به بهشت هم راه يابد. حال بايد پرسيد كه چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد؟
پاسخ این است که اگرچه برخی تصور کردهاند مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتي است، ولی مراد از بهشت محل سكونت آن ها، همان بهشت موعود نیست؛ زيرا رانده شدن از آن بهشت معنا ندارد. اکنون سؤال اين است كه آن بهشت موقت و محل سكونت ايشان، كجا بود و چه حقيقتي داشت؟
در اين خصوص در بين علما اختلاف نظر وجود دارد که برخی از نظریات را بیان می کنیم:
1. باغ آسمانی:
این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است.(3)
2. باغ زمینی:
بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پايین بیايید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به نقطه ديگر زمین است.
على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد:
از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشتهاى دنیا یا از بهشتهاى آخرت بوده، فرمود: از بهشتهاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشتهاى آخرت بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.(4)
3. بهشت برزخي:
برخی از اندیشمندان و مفسران نیز معتقدند که مراد از بهشت حضرت آدم علیه السلام بهشت برزخی بوده، نه بهشت خلد اخروی و نه بهشتی زمینی و دنیایی ؛ علامه طباطبائی از این نظریه دفاع نموده می فرماید:
« مراد از این که از بهشتهاى دنیا بوده، این است که از بهشتهاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى روایات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه، هبوط کرد، از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد، پس در زمین بودن(دنيايي بودن) این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد ». (5)
آیه الله جوادی آملی نیز در تفسیر خود بعد از رد احتمال بهشت خلد بودن وهمچنین باغ زمینی بودن، نظریه بهشت برزخی را صحیح و قابل قبول می داند (6).
در مجموع اين نظرات مي توان به اين نتيجه رسيد: بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمیباشد. آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. کسی که به جنت خلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد.
پس اين بهشت اخروي نبوده و شيطان -كه مترصد اغواي انسان ها است- توانسته در آن موقعيت حاضر شده و آدم و حواء ع را فريب دهد.
در مورد منبع این قبیل موضوعات علاوه بر تفاسیر فارسی مانند تفسیر نمونه کتاب "داستان های پیامبران" نوشته محمدی اشتهاردی بسیار مفید است .
پی نوشت ها:
1. اعراف (7) آيه 13.
2. طباطبائى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم 1417 ق، ج 8، ص 29.
3. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج 1، ص 186.
4. شیخ صدوق و شیخ مفید، اعتقادات الامامیه و تصحیح الاعتقاد، کنگره شیخ مفید، قم 1414 ق، ج 1، ص 79.
5. طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1417 ، ج 1، ص 212.
6. آیت الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، نشر موسسه اسراء، قم، ج3، ص331.






