سلام علیکم
چرا ساده زیستی در بین علما کم شده است وعلما ربانی کم شده اند.ودیکر کمتر میتوان چهره اسلام واقعی را دید.چرا اینقدر همه تجمل گرا شده اند و زندگی دنیا در نظر مردم
پر رنگ شده است و کم شده اند انسانهایی که راه سعادت خود را فقط در اسلام و دینداری جستجو میکنند. مثلا من در استان اصفهان زندگی میکنم شما اگر میشناسید علمایی را معرفی کنید که بتوان از زندگی انها اسلام واقعی را دید و انها از این راه به سعادت دنیوی رسیده باشند و همچنین به گونه ای باشد که بتوان با انها رابطه برقرار کرد و مثل پیغمبر (ص)که حتی کافر را نیز به خود راه میدادند باشند نه مثلا به خاطر داشتن چشم برزخی و دیدن باطن ما از پذیرفتن من معذور باشند.چون ما میخواهیم اسلام واقعی را ببینیم و از این راه جذب شویم. با تشکر

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
مقدمه سخن شما را به طور في الجمله و نسبي قبول داريم . انتظار اسلام و مسلمانان از علماي ديني اين است كه آنان بيشتر از ديگران به ساده زيستي و دور بودن از تجملات دنيوي گرايش داشته باشند كه متأسفانه برخي ها از آن فاصله گرفته اند. ليكن به حكم « اهل البيت ادري بما في البيت » يعني اهل خانه بهتر از هر كسي مي داند كه در خانه چه خبر است، ما خودمان بهتر از هر كسي مي دانيم كه اگر عده اي از عمامه به سرها از زندگي شايسته طلبگي فاصله گرفتند، عده زيادي از آنان هنوز پايبند به سيره و روش زندگي زاهدانه و ساده زيستانه علماي گذشته رضوان الله تعالي عليهم هستند. منتهي نخست بايد به دو نكته مهم توجه كرد آن گاه به ارزيابي پرداخت.
نكته اول: با معناي زهد و ساده زيستي از ديدگاه اسلام آشنا شد .
نكته دوم: بدانيم كه گستره زهد و ساده زيستي در همه عصرها و جوامع بشري يكسان نيست. مثلا امير المؤمنين (ع) ساده و زاهدانه زندگي مي كرد و حضرت امام صادق و امام رضا عليهما السلام نيز زندگي ساده و زاهدانه اي داشتند، در حالي كه از جهت ظاهري مسكن و لباس و مركب و ظروف منزل و غير آن كمتر با هم شباهت داشتند، چون شرايط و اقتضائات زمان و مكان و جامعه آن ها تفاوت داشت. بنا براين نخست لازم است معنا و گستره ساده زيستي و زهد را با توجه به تغيير و تحولات فكري و فرهنگي و سياسي و اجتماعي و ضرورت هاي مقطعي و شغلي بدانيم سپس دنبال ارزيابي و تطبيق مفاهيم بر مصاديق بگرديم.
اما معناي زهد: زهد، عبارت است از بي رغبتي به دنيا و مظاهر آن و عدم وابستگي به هيچ چيزي جز خدا. به بيان ديگر، زهد آن است که با قلبت طالب دنيا و مظاهر آن نباشي؛ مگر آنچه براي حيات خود و افراد تحت کفالت انسان ضرورت دارد،امام صادق(ع) مي فرمايد: زهد از دنيا، به ضايع و تباه کردن مال و دوري از مباحات نيست؛ بلکه زهد آن است که به آنچه داري، مطمئن تر از آنچه نزد خدا است، نباشي. (1)
حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: «اَلزُّهْدُ کَلُّهُ بَيْنَ کَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ؛ (2) حقيقت و تماميت زهد، در دو جمله قرآن بيان شده است». آن جا که در سوره حديد مي فرمايد: «لِکَيْلا تَأْسَوْا عَلي ما فاتَکُمْ وَلا تَفْرَحوا بِما اتيکُمْ؛ (3) بر آنچه از دست شما رفته، حسرت نخوريد و به آنچه به شما رسيده، شادمان مباشيد». آن گاه حضرت در تفسير و توضيح آيه شريفه مي فرمايد: «فَمَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى الْمَاضِي وَ مَنْ لَمْ يَفْرَحْ بِالْآتِي فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ؛ پس کسي که بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعايت کرده است». با توجه به بيان امير بيان(ع) انسان زاهد کسي است که از جهت توحيد و ايمان و تقوا به اين مرحله برسد که اگر دنيا از او گرفته شود، غم زده نشود و اگر دنيا يک مرتبه به او رو بياورد، شادمان نشود؛ قدرت، منصب، مال و ثروت را امانت و عاريه اي از طرف خدا بيش نداند. اگر تمام دنيا در دست او باشد، چنانچه آن را از وي بگيرند، او همان آدم باشد که پيش تر بود و اگر همه دنيا را هم به او بدهند، او همان آدمي باشد و همان اخلاق و تواضع را داشته باشد که پيش از اين داشت. يکى از ياران امام صادق(ع) به آن حضرت گفت : چکار کنم من دنيا را دوست دارم و به آن علاقه مندم! مى ترسم دنيا پرست باشم. امام (ع) فرمود: " با ثروت دنيا چه مي خواهى انجام دهي؟" گفت: هزينة خود و خانواده ام را تهيه کنم و به خويشاوندان کمک کنم. در راه خدا انفاق کنم و حج و عمره به جا آورم. امام (ع) فرمود: " ليس هذا طلب الدنيا هذا طلب الآخرهْْ؛ اين دنيا طلبى نيست ، بنابراين جايگاه ثروت در اسلام و نوع استفاده از آن کاملا روشن است و هر گاه عالمي بر طبق اين معيار اسلامي عمل نمايد ، او را هيچ سرزنشي نيست و اگر غير از اين باشد ، قابل دفاع نيست .
بلکه طلب آخرت است".[4]
در پايان يادآوري دو نكته را لازم مي دانيم.
اول- اگر شما دنبال علمايي مي گرديد كه مثل پيغمبر باشد !!! چنان كه نوشته ايد : « مثل پیغمبر (ص)که حتی کافر را نیز به خود راه میدادند باشند» بيخود نگرد و عمرت را هدر نده ، چه آن كه همانند رسول اكرم (ص) هنوز خلق نشده و هيچ وقت خلق نمي شود .
دوم: زهد درجات و مراتبي دارد. جهت آگاهي بيشتر به كتاب هاي زير مراجعه شود .
1- کتاب الاخلاق، سيد عبد الله شبر، ترجمه محمد رضا جباران، ناشر: مؤسسه انتشارات هجرت.
2- علم اخلاق اسلامي، ترجمه المحجة البيضاء، مترجم: سيد جلال الدين مجتبوي.
3-عليم و تربيت در اسلام ، استاد شهيد مطهري
پي نوشت ها:
1. الكافي، شيخ كليني، ج5، ص 70، دار الكتب الاسلاميه، تهران، ش 1365.
2. نهج البلاغه، ترجمه دشتي، حکمت 439.
3. حديد (57)، آيه 23.
4. وسايل الشيعه 29 جلدي، شيخ حر عاملي، ج12، ص19 ،چاپ مؤسسه آل البيت، قم، سال انتشار 1409ق.