تکلیف انسانهایی که پیامبری برای آنها مبعوث نشده ویا به پیامبر دسترسی نداشته اند در این دنیا ودر آخرت چیست؟؟ مثلا مردمانی که د رجنگل های آمازون وبه صورت وحشی زندگی می کنند واز اجتماع امروز ی فاصله دارند!

بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است . (1) وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است.
بر این اساس كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشده، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏گوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (2)
این گروه از افراد در فرهنگ دينی به عنوان مستضعفان فکری و فرهنگي شناخته می شوند که اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند، یا اصلا زمینه این تحقیق و جستجو برای آنها فراهم نشد، ولی در هر حال بر اساس باورهای فطری و عقلی و انسانی خود یا دین و فرهنگی که به درستی آن ایمان داشتند، عمل کرده و انسان های درستکاری محسوب می شوند، مورد عفو الهی اند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم(3)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها طبق علم و باورهاي ديني شان یا عقل و فطرت انسانی آن ها صورت می گیرد و جایگاه آنان در آخرت رقم می خورد.
پى نوشت‏ها:
1. عصر (103)، آيه 3 .
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
3. بقره (2)، آیه 282 .