آیا وحی فقط مخصوص پیامبران است یا به ا مامان نیز وحی می شود؟
آیا امامان وپیامبران علم غیب دارند یا علم غیب فقط مخصوص خداوند است؟
در ابتدا باید گفت: وحی در لغت به معنی فهماندن مطلب به صورت سریع و پنهانی است. با کلام یا بی کلام و با رمز و اشاره. در اصطلاح شرعی و دینی وحی عبارت است از علومی که انسانی کامل از طریق غیر عادی ( غیر از راه حس و عقل ) و با ارتباط با غیب دریافت می کند. به وسیله فرشته باشد یا در بیداری باشد یا در خواب فرقی نمی کند. (1)
وحی بر چند نوع است. دو نوع از اقسام وحی عبارت است از:
1- وحی نبوت و تشریع
2- وحی به صورت خبر غیبی
وحی تشریعی وحی ای است که متضمن آموزه های دینی، چه به صورت احکام و یا غیر آن می باشد، ولی وحی اخبار غیبی دریافت هر گونه خبری را از غیب می گویند که از دید دیگران مخفی است.
وحی تشریعی مختص به پیامبران است، در نتیجه با رحلت رسول اکرم (ص) این وحی قطع شده است و هیچ بشری حتی امام معصوم نمی تواند دریافت کننده چنین وحیی باشد؛ ولی وحی نوع دوم مختص به پیامبران نیست و بقیه انسان ها اگر استعداد دریافت آن را در خود ایجاد کنند، می توانند برخوردار از آن باشند. این نوع وحی در آیات قرآن بر غیر انبیاء نیز صورت گرفته است، مانند مادر حضرت موسی و حضرت مریم.(2)
در نتیجه امامان معصوم شیعه و یا برخی دیگر از انسان های والا مثل حضرت زهرا (س)از آن برخوردار بودندکه به این گونه از وحی، "تحدیث" و به کسی که براو وحی می شود "محدَّث" می گویند. در حدیثی آمده است:
« ان اوصیاء محمد علیه و علیهم السلام محدثون » (3) اوصیای محمد محدث اند، (یعنی صدای فرشته را می شنیدند، ولی خود او نمی دیدند) .
نیز در حدیث دیگر آمده است: «فاطمة کانت محدثة و لم تکن نبیة » (4) فاطمه زهرا محدثه بوده است، ولی نبی نبود.
اما در مورد علم غیب باید گفت :
بر اساس آیات قرآن، داشتن علم غیب فقط مخصوص خدا است. (5) اما در عین حال خداوند خود تاکید فرموده که این علم غیب ممکن است در اختیار برخی از افراد برگزیده او قرار بگیرد؛ در واقع آنچه در بعضی آیات و روایات مبنی بر نفی علم غیب از غیر خدا آمده ، ناظر به علم غیب ذاتی است، یعنی انسان ها حتی معصومان از نزد خود غیب نمیدانسته اند، ولی خداوند برخی امور غیبی را برای آنان بیان کرده و آن ها را از غیب آگاه می ساخته است. از این رو در قرآن کریم فرمود:
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول؛ (6) او داناى غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمىسازد، مگر بر آن پیامبرى که از او خشنود باشد».
در برخی آیات، خداوند بعضی از حوادث غیب را به پیامبر خبر میدهد.(7) که این خود نشانه ای از آگاهی پیامبر از غیب بواسطه وحی الهی است.
بنا بر این آیات، خدا به برگزیدگان و رسولان خود علم غیب می دهد، امامان معصوم نیز جانشینان رسول خدا هستند و همه شؤون رسول خدا جز وحی و نبوت را دارند. طبیعی است که خدا وقتی بخواهد کسی را خلیفه و مظهر خود گرداند و واسطه هدایت و فیض خود قرار دهد، به او علم غیب و تسلط بر زمان و مکان و زبان ها و ... را خواهد داد.
در خصوص آگاهی معصومان از غیب روایات بسیاری در منابع معتبر وارد شده مثلا در کتاب اصول کافی بابی (فصلی) وجود دارد با عنوان: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا، یعنی امامان هر گاه می خواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه میشدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است. (8) که نشان می دهد امامان امکان دستیابی به علوم غیب را داشتند ، هرچند چه بسا در مواردی با اختیار خود به این علوم مراجعه نمی کردند .
پی نوشت ها:
1. راغب اصفهانی، مفردات راغب، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1411 ق، ص 515.
2. آل عمران(3) آیه 42؛ مریم(19) آیات 17 - 21؛ طه(20) آیه 38 و ...
3. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی. نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 1، ص 177.
4. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج 26، ص 791.
5. انعام (6) آیه 59؛ نمل (26)، آیه 65.
6. جن(72)، آیه 26 - 27.
7. آل عمران (3)، آیه 44؛ هود (11)، آیه 49.
8. اصول كافي، همان، ج 1، باب: ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا .






