با سلام در سخنان زیر که از نهج البلاغه هست ولی نمیدانم کجای نهج البلاغه امام علی(ع) شرط انتخاب یک خلیفه و امام را در این میدانند که گروهی دیندار و عالم امام و خلیفه را انتخاب کنند و شرط انتخاب خلیفه را نمی گویند که خدا باید آنرا انتخاب کند بلکه می گویند باید کسانی را انتخاب کنیم که از همه توانمندتر و... باشند پس با این سخنان امام علی(ع) متوجه می شویم که امام و خلیفه را باید گروهی از مردم دیندار انتخاب کنند همانطور که در سقیفه رخ داد و این گروه باید کسی را انتخاب کند که توانمندتر و... باشد حال اصل شیعه که می گوید امام را خداوند باید نصب کند زیر سوال میرود جواب چیست؟

نهج البلاغه‌ :
«أيها الناس؛ إن أحق الناس بهذا الأمر أقواهم عليه، وأعلمهم بأمر الله فيه، فإن شغب شاغب استعتب، فإن أبى قوتل.

ولعمري لئن كانت الإمامة لا تنعقد حتى تحضرها عامة الناس؛ ما إلى ذلك من سبيل، ولكن أهلها يحكمون على من غاب عنها؛ ثم ليس للشاهد أن يرجع، ولا للغائب أن يختار.

ألا وإني أقاتل رجلين، رجل ادعى ما ليس له، وآخر منع الذي عليه».

امام -رضي الله عنه- مي‌فرمايد: «اي مردم سزاوارترين فرد به اين امر - خلافت - کسي است که از همه براي به عهده‌گرفتن آن توانمندتر است، و دستور خدا را در مورد آن از ديگران بهتر مي‌داند. اگر آشوب‌گري آشوب به پا کرد او را توجيه مي‌کنيم. اگر [از روي عناد] قانع و راضي نشد، با او جنگ خواهيم کرد.

به جان خودم سوگند![9] اگر شرط انتخاب امام، حضور تمامي مردم باشد، هرگز راهي براي تحقق آن وجود نخواهد داشت، بلکه آگاهان داراي صلاحيت و رأي، خليفه را انتخاب مي‌کنند که عمل آنها نسبت به ديگر مسلمانان نافذ است، آنگاه نه حاضران بيعت‌کننده حق تجديدنظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند حق انتخاب ديگري را خواهند داشت.

با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
حضرت علی علیه السلام در این خطبه دو ویژگی را برای امر خلافت بیان می کنند: « إن أحق الناس بهذا الأمر أقواهم عليه، وأعلمهم بأمر الله فيه»(1) سزاوارترین اشخاص به خلافت آن کسی است که در تحقق حکومت نیرومندتر و در آگاهی از فرمان خدا داناتر باشد.
اینکه بعد از پیامبر اکرم چه کسی این دو ویژگی را دارا بوده قضاوت آن به عهده تاریخ و اهل انصاف است. ابن ابی الحدید از شارحان و علمای اهل سنت به اين جا كه مى‏رسد بر خلاف جمعى كه وجدان را زير پا مى‏گذارند و برترى حضرت على (ع) را در جنبه‏هاى علم يا مديريت انكار مى‏كنند، مى‏گويد:
«و هذا لاینافی مذهب اصحابنا فی صحة امامة المفضول لانه ما قال ان الامامة غیر الاقوی فاسدة و لکنه قال ان الاقوی احق و اصحابنا لا ینکرون انه احق ممن تقدمه بالامامة مع قولهم بصحة امامة المتقدمین لانه لا منافاة بین کونه احق و بین صحة امامة غیره»(2)؛ حاصل کلام ابن ابی احدید این است که: «قبول داريم كه علی در اين دو جهت از همه تواناتر بود و براى خلافت از همه شايسته‏تر؛ ولى اين دليل بر نفى خلافت ديگران نمى‏شود؛ چرا كه گاه مى‏توان تقديم مفضول بر فاضل كرد و شايسته‏تر را كنار گذاشت و به سراغ شايسته‏ رفت. »
از این عبارت در شرح خطبه روشن می شود که ابن ابی الحدید تصریح نموده که حضرت علی این دو ویژگی که برای خلیفه پیامبر ذکر کردند، را دارا بودند و اینکه چرا ایشان که شایسته تر بودند خلیفه نشدند را توجیه نموده به اینکه تقدیم مفضول بر فاضل اشکال ندارد.
اما اینکه چرا امام علی در این خطبه براى اثبات امامت و خلافت تكيه بر نص پيامبر اكرم (ص) در اين‏ مسأله نكرده است و حديث غدير و مانند آن را ذكر نفرمود؛بلكه تكيه بر پذيرش مردم کرده است.
در پاسخ چند نكته قابل توجّه است: نخست اين‏كه حضرت علی براى اثبات حقانيت خود تكيه بر مسلّمات مخالفان كرده؛ چرا كه آن‏ها قبول اهل حلّ و عقد (پذيرش از سوى علماى امّت) را براى ثبوت امامت و خلافت كافى مى‏دانستند؛ بنابراين با منطق خودشان (منطق جدال احسن) به آن‏ها پاسخ مى‏گويد؛و اگر تكيه بر نص مى‏كرد، زبان آن‏ها به انكار گشوده مى‏شد.
ديگر اين‏كه خلافت خلفاى پيشين از طريق پذيرش مردم نبود؛ اهل سقيفه كه ابوبكر را به خلافت برگزيدند افراد معدود و محدودى بودند و خلافت عمر، تنها با نصّ ابوبكر بود و خلافت عثمان، تنها به وسيله سه يا چهار رأى از شوراى شش نفرى عمر صورت پذيرفت.
اضافه بر همه اين‏ها براى به دست آوردن نظر حضرت علی در مسأله خلافت، نبايد تنها بر يك يا دو خطبه تكيه كرد؛ بلكه بايد همه كلمات آن حضرت را در اين موضوع در كنار هم بچينيم و تصميم‏گيرى كنيم و مى‏دانيم ایشان بارها در نهج‏البلاغه در موارد متعددى در مسأله خلافت تكيه بر نص فرموده است. (3)

پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، خطبه 173.
2. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج9، ص328.
3. مکارم شیرازی، پيام امام اميرالمؤمنين عليه‏السلام، ج‏6، ص 508.